راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم جلسه هشتم -حجت الاسلام مومنی - محرم1405
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أَسْتَنْصِرُهُ، وَ أُؤْمِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ، وَ أُصَلِّي وَ أُسَلِّمُ عَلَى خَاتَمِ أَنْبِيَائِهِ وَ صَفِيِّهِ، حَبِيبِ إِلَهِنَا وَ حَبِيبِ نُفُوسِنَا، أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)، لَا سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ (رُوحِي وَ أَرْوَاحُ الْعَالَمِينَ لَهُ الْفِدَاءُ)، وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ. «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي * وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي * وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي». اللَّهُمَّ سُدَّ هُمُومَ الْغُمُومِ وَ وَحْشَةَ الصَّدْرِ وَ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
محضر نورانی امام هادی (علیهالسلام)، امام عسکری (علیهالسلام) و والدهی ماجدهی امام عصر (علیهمالسلام) صلواتی هدیه بفرمایید. محضر نورانی علی بن موسی (علیهالسلام) و فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) صلواتی هدیه بفرمایید.
عبودیت؛ راز رسیدن به مقام قرب الهی
وجود نازنین امام باقر (علیهالسلام) فرمودند اگر ما به مقام قرب الهی رسیدیم، به جهت قوم و خویشی و خویشاوندی نیست؛ معلول یک علت است و آن علت هم عبارت است از «عبودیت و بندگی». به مقامی میرسند که میشوند واسطهی بین ما و خدا: «بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا عُبِدَ اللَّهُ»، «نَحْنُ وَسِيلَتُهُ فِي خَلْقِهِ وَ نَحْنُ خَاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ». روایاتی که در ذیل آیهی «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» هست، همه در همین معناست. ائمه (علیهمالسلام) به درجه و رتبهی بالایی رسیدند عِنْدَ اللَّهِ، و این از رهگذر رسیدن به جایگاه عبودیت و بندگی است.
این به صورت کلی، و در ذیل به همین صورت امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: از آدم تا خاتم، اگر کسی مورد مدح و ثنای الهی قرار گرفت، یقیناً این از رهگذر عبودیت و بندگی است. از آدم تا خاتم امتحانات و ابتلائاتی رو باید پشت سر بگذارند و پس از پیروزی در این امتحانات است که خدا به آنها درجه و مقام میده، و الا خدا بیجهت به کسی رتبه نمیده.
یار امام حسین (علیهالسلام)، کسی که این لیاقت رو پیدا میکنه کنار ابیعبدالله (علیهالسلام) بجنگه و به شهادت برسه که مقامشون مقام بسیار بالا و رتبهی بسیار رفیعی میشه عِنْدَ اللَّهِ، اینها نیز دقیقاً به همین صورته. اینکه فرزند امام باشه، اینکه از بستگان و نزدیکان امام باشه، این معیار و ملاک نیست. بوده کسی که فرزند امام معصومه، اما کذاب از کار درآمده؛ بوده کسی که فرزند امام معصومه، اما در اطاعت از امام زمان خودش کم آورده و مردود شده. در کربلا تمام یاران ابیعبدالله (علیهالسلام) اعم از بنیهاشم و غیره، تمام اینها از رهگذر همین مسئله به این جایگاه رسیدند. شدن شهیدِ یار ابیعبدالله، به مقام شهادت دست پیدا کردند، اونم کنار امام حسین (علیهالسلام)؛ رتبهی بسیار بالاییه.
لذا مد نظر باید قرار داد که اینکه فرزند، از بستگان و نوهی امامه، [کافی نیست]. وجود مقدس سیدالشهدا (علیهالسلام) به قاسم بن الحسن، قاسمِ به شهادت، عرض کرد: «أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ». بِلا تشبیه، من ازم هم کاری برنمیآد برات انجام بدم! «أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ» آقازادهی دهیازدهساله، عبدالله بن حسن، هر کدوم از شهدا… اگر حیاتی بود فردا عرض میکنم وجود نازنین قمر منیر بنیهاشم ابوالفضل العباس (علیهالسلام) به چه مقام و جایگاهی میرسه.
در موسوعهی فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) است -اگر حیاتی بود فردا شب عرض میکنم- چه مقامی ابوالفضل (علیهالسلام) پیدا میکنه. تنها چیزی که روز قیامت مادرمون زهرا برای شفاعت امت میآرن… چون خطاب میرسه به پیغمبر خدا: اگر چیزی داری برای شفاعت رو کن! پیامبر عظیمالشأن اسلام به امیرالمؤمنین میفرماید. مطلب را امیرالمؤمنین با زهرای مرضیه در میون میذاره. زهرای مرضیه چیو برای شفاعت رو میکنه؟ کافیست برای شفاعت امت، دو دست قلمشدهی فرزندم ابوالفضل العباس (علیهالسلام). مقام، مقام بلندی است و از رهگذر یک سری آزمونهاست.
مقام و منزلت حضرت علی اکبر (علیهالسلام)
کسی که امشب ازش روضه میخونیم، یعنی کی؟ علی اکبر (علیهالسلام). مقامش مقام بلندیست، مقام رفیعی است. مرحوم مقرّم (أَعْلَى اللَّهُ مَقَامَهُ الشَّرِيفَ) در همین کتاب «علی اکبر»ش نکاتی راجع به این فرد و این شخص داره. تصور نباشه که علی اکبر (علیهالسلام) چون فرزند امام حسینه این مقام رو پیدا میکنه، نه؛ اون مقام و رتبه از رهگذر این مطلب نیست. چون بودن افرادی که این انتساب رو داشتن و براشون فایدهای نداشته. علی اکبر (علیهالسلام) به مقام عبودیت و بندگی دست پیدا کرد. از کلماتی که بین او و پدر رد و بدل میشه کاملاً معلومه و این مقام رو بهش داد.
زیارتنامهها رو مستحضرید؛ امامزاده نداریم که زیارتنامهی مخصوص داشته باشه. یعنی چی؟ یعنی امام معصوم بیاد برای او یک زیارتنامه انشا بکنه. امام رضا (علیهالسلام) زیارتنامه دارند، کی انشا کردن؟ جواد الائمه (علیهالسلام). سیدالشهدا (علیهالسلام) زیارتنامه دارند؛ امام صادق (علیهالسلام)، ناحیهی مقدسه حجت بن الحسن (علیهالسلام). امام رضا (علیهالسلام) زیارتنامه دارن، جواد الائمه انشا فرمودند، زیارت جوادیه. استبعادی نداره امام معصوم برای امام معصوم زیارتنامه انشا میکنن. اما اگر یک امام معصوم بیاد برای امامزاده زیارتنامه انشا بکنه کاشف از چیه؟ اون امامزاده دارای شأن و منزلت فوقالعادهایه.
سه امامزاده داریم که زیارتنامههاشون قطعاً توسط امام معصوم انشا شده:
۱. یکی زیارتنامهی دختر موسی بن جعفر (سلاماللهعلیها). علی بن موسی الرضا به ما یاد میده به خواهرم بگید: «يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ».
۲. زیارت بعدی، زیارت قمر منیر بنیهاشم ابوالفضل العباس (علیهالسلام): «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ». امام معصوم به ابوالفضل این خطاب «عبد صالح» رو میکنه. هم به مقام عبد بودن رسید و هم عبد صالح که در قرآن کریم حدود نُه ویژگی براش بیان میشه در سه آیهی قرآن کریم.
۳. سومین زیارتنامهی امامزادهای که امام معصوم براش انشا فرمودند… خدا رزقمون بکنه. گفت: رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید… (اگه ناصر شاه قجر حقالناس به گردنش نباشه -که هست- اگه ظلم نکرده باشه -که کرده- اگر بدی نکرده باشه -که کرده- اگر، اگر… اینها رو انجام نداده باشه روز قیامت برای این ابیات تو بهشت دیدی تعجب نکن!):
رفتم به کربلا به سرِ قبرِ هر شهید
دیدم که مرقدِ شهدا مشک و عنبر است
هر یک مزار و مرقدشان چهارگوشه داشت
ششگوشه یک ضریح در آن هفتکشور است
پرسیدم از یکی سببش را به گریه گفت:
پایینِ پای قبرِ حسین، قبرِ اکبر است…
سومین زیارتنامه -خدا روزیمون بکنه، پایین پای ابیعبدالله (علیهالسلام)- زیارتنامهی علی اکبر (علیهالسلام) است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَوَّلَ قَتِيلٍ…». امام معصوم این زیارتنامه رو برای او انشا میکنه. عنایت بفرمایید، امام معصوم در زیارتنامهی علی اکبر این تعبیر رو به کار میبره: «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي» (پدر و مادرم فدای تو!). سه چهار مرتبه این عبارت تکرار میشه؛ امام معصوم به علی اکبر میفرماید: «بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي»، پدر و مادرم فدای تو!
در یک قسمت از این زیارتنامه برای علی اکبر (علیهالسلام) عرض میکنیم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ» (ای پسر امام حسن، ای پسر امام حسین!). علی اکبرِ سن بیستوهفتساله، مادر معلوم، پدر مشخص (پدر امام حسینه)، چرا در این زیارتی که امام معصوم انشا فرمودند او رو به امام مجتبی [منتسب میکنند]؟ ای پسر امام حسن و ای پسر امام حسین! مرحوم مقرّم تعبیر زیبایی دارند؛ به جهت اینکه علی اکبر دارای حلم حسنی و شجاعت حسینی بود.
حلم حسنی و بصیرت علی اکبر (علیهالسلام)
حلم حسنی، چند نمونه رو عرض بکنم که ببینید علی اکبر به چه رتبهای رسیده. به چه مقامی! فرزند امام و نوهی امام بودن کنار؛ او به طور مستقل… ابیعبدالله (علیهالسلام) روی مرکب یه لحظه چشمها رو رو هم گذاشت، باز کرد، علی اکبر کنار مرکب پدر دید بابا کلمات استرجاع رو بر زبان جاری میکنه: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ». عرض کرد: بابا! کلمات استرجاع رو بر زبان جاری میکنید؟ فرمود: علی جان! یه لحظه چشمام رو هم گذاشتم، ندایی به گوشم رسید که این قافله لحظهبهلحظه و منزلبهمنزل داره به مرگ نزدیک میشه. عرض کرد: بابا! اگر بمیریم به حقیم؟ حضرت فرمودند: بله. چه عبارت بلندی: «إِذًا لَا نُبَالِي بِالْمَوْتِ» (چه باکی از مرگ؟). اگر اینه که لقای خداست، چه باکی از مرگ؟ چقدر تو این درجات و مقامات بالا رفته.
بالاترین امتیازی که به زعم و گمان ناقص من علی اکبر (علیهالسلام) ازش برخورداره و باید برای ما درس باشه -هم بُعد فردی داره برای جوونا هم اجتماعی داره، کسانی که در جبههی ولیِ خدا هستند- اونم اینه: به طور مستمر و مدام بار از رو دوش امام و ولی و پدرش برداشت. غصههای اون رو بیشتر نکرد، غم اون رو زیادتر نکرد. توجه فرمودید؟ همین کلمهای که عرض کردم چه باری از دل یک پدر برمیداره: بابا چه باکی از مرگ! چه باری از دل امام یک جامعه برمیداره که ببینه یاران و سربازان او به این بصیرت و جایگاه رسیدن، به این مقام رسیدن، مرگ رو سعادت میدونن.
در همین زیارتنامه داریم: «وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ». از کلمات این زیارت استفاده میشه یکی از مصادیق… یا یکی از مصادیق زیبا (صلوات ختم بفرمایید) علی اکبر (علیهالسلام) ذیلِ این… و یکی از مصادیق زیبای «وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ» هست. چند ویژگی دارند این افراد: هدف اونها فقط جلب رضای خداست، منتها از رهگذر رضای امام که وسیله است و رابطه است. تنها راه سعادت رو معیّت با امام میدونن.
اینا میتونن سبقت بگیرن. نیاز ولیّ خدا رو از قبل تخمین میزنند. شاید برای ابیعبدالله (علیهالسلام) سخت بوده باشه، لذا علی اکبر پیشقدم شد. «اسْتَأْذَنَ أَبَاهُ»، بابا اجازه میدی برم؟ هر کی میخواست بره میدونید امام حسین مقداری او رو معطل میکرد، اما تا علی اذن خواست، فرمود: برو بابا! خیلی سخته، اما برای خدا اگر قراره بگذرم، بذار اول از جوون خودم بگذرم.
روضهی وداع و شهادت حضرت علی اکبر (علیهالسلام)
علی رو راهی کرد. شاید تو روضه این بیشتر برامون گفته شده، اما ببینید چقدر رفتار بین این امام و یک یار چقدر عالیه. علی رو راهی کرد، یه وقت دیدن ابیعبدالله رفت پشت خیمهها، محاسنش رو رو دستش گرفت با خدا داره حرف میزنه: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ» (خدا تو شاهد باش… شبیهترین افراد به پیغمبر تو رو راهی کردم). توجه دارید؟ «أَشْبَهُ النَّاسِ»… هر وقت فرمود: هر وقت ما مشتاق و دلتنگ دیدن پیغمبر میشدیم میگفتیم علی جان بلند شو چند قدم جلو ما راه برو. بار رو دوش پدرت میذاری یا بار از دل بابات برمیداری؟
مهدیهی تهران مجلس بود برای شهیدی. من وارد شدم، آقایون ذاکرین و مادحین داشتن میخوندن، از جمله حاج آقا سعید حدادیان. بعد یه عبارتی از مقتل ایشون گفتن، من خیلی دقت کردم و پرسیدم و به جواب نرسیدم. یه عبارتی ابیعبدالله کنار علی اکبر (علیهالسلام) داره که منو متحیر کرده. اون عبارت اینه (هنوز ابوالفضل هستا! شهادت علی اکبر قبل از شهادت… یعنی اول علی اکبر به شهادت رسیده بعداً ابوالفضل).
حسین (علیهالسلام) اومد کنار علی، حالا عبارت رو میگم. نالهی ابیعبدالله، اون نالهی آخری این بوده. نالهی آخری چیه؟ صدا زد: علی جان! «لَقَدِ اسْتَرَحْتَ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا وَ غَمِّهَا» (بابا راحت شدی) «وَ بَقِيَ أَبُوكَ فَرِيداً وَحِيداً» (علی رفتی ولی بابا تنها شد… فرید و وحید). ایشون میگفت من متعجبم! با بودن ابوالفضل هنوز حسین تنها نیست، «بَقِيَ أَبُوكَ فَرِيداً وَحِيداً»؟! من رفتم منبر گفتم اتفاقاً من روی این نکته فکر کردم. دلیلش اینه: عباس پاسبانِ حرمه، محافظ حرمه؛ علی اکبر مَحرمِ حرمه. وقتی علی رفت دیگه تو خیمهها مَحرمی نبود.
علی اکبر اومد اذن خواست (من روضهی علی اکبر رو این میدونم). اذن خواست، ابیعبدالله (علیهالسلام) اجازه فرمودند. فرمودند: علی جان میخوای بری برو، اما قبل از رفتن برو با این بیبیها تو خیام وداع کن. علی اکبر اومد تو خیمه. امام حسین دید علی دیر کرده، پردهی خیمه رو زد بالا… روضهی علی اکبر اینه، اینه! زد بالا دیدیم بچهها، بیبیها، مخدرات، لباس علی رو گرفتن با یه حالت التماس دارن میگن: یا علی! «ارْحَمْ غُرْبَتَنَا» (به بیکسی ما رحم کن)، «لَا طَاقَةَ لَنَا عَلَى فِرَاقِكَ» (ما طاقت دوری تو رو نداریم، لا طاقه…).
به این جایگاه رسید امام معصوم برای او این عبارت رو به کار برد: «بِأَبِي أَنْتَ… مِنْ مَذْبُوحٍ وَ مَقْتُولٍ مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ» (بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي… پدر و مادرم فدای تو که خون تو به آسمانها رفت). پدر و مادرم… چند بار این عبارت امام معصوم این تعبیر رو به کار میبره: پدر و مادرم فدای تو که قلب پدرت در مصیبت تو سوخت… در مصیبت تو سوخت. چقدر سخته.
ذکر مصیبت داغ جوان (خاطرات و گریزها)
من این رو واقعاً از ته دلم میگم. خدا خدا میکردم امشب از [بیت] آیتالله علوی بروجردی نیان روضه، فردا بیان. واقعاً دلم اینجوری میخواست، چون وقتی ایشون مثل امشب بیاد من زبونم بنده، نمیتونم روضه بخونم. چرا آقا؟ منو ببخشید، عذر میخوام. ایشون داغ جوان دیده و در ظرف زمانیِ کوتاه… محاسن مبارک ایشون (کوتاه که عرض میکنم خیلی کوتاه) سفید شد. انشاءالله روح آزادهی فاضلشون از این مجلس بهرهمند بشه.
خدا رحمت کنه حاج حسین آقای کبیر تهرانی. تو قبرستان شیخان من دیده بودم ایشون رو. چلهی زمستون میگفت آب تگری به من بدید! تو چلهی زمستون، یه عبای نازک، یه دشداشه، تازه دکمهها رو هم باید باز میکرد، گوله گوله عرق میریخت تو چلهی زمستون! باید میرفت زیر دوش آب سرد. طبیب و اطبا و پزشک و اینها گفتن: آقا این سوختن، سوختنِ طبیعی نیست! خودش میگفت: صدام نسل منو منقرض کردی، خدا نسل رو منقرض کنه! یه پسر داشت از دست داد، شهید شد؛ محمدرضا که توی شیخان دفنه، این شهید باباش هم روش دفنه.
میگفت پنکه بذارید اینجا، میسوزه جیگرم، میسوزه! سالیان سال سوخت… سوخت. حاج آقا مرتضای وافی از رفقا، ایشون میگفت صوت این هم ضبط کرده، میگفت اواخر عمر آ حسین کبیر خوب شده بود. بهش گفتم: آقا حسین آروم شدی؟ اون بیقراری قبلی نیست؟ گفت: ارباب آرومم کرد. گفتم: چطور؟ گفت: به خاطر اینکه یه شب خیلی دلم شکست و گریه کردم، امام حسین اربابم حواله کرد و فرمود: شیخ حسین کبیر! یه عمر روضهی علی اکبر رو خوندی نفهمیدی من چه کشیدم، حالا دیدی؟ حالا دیدی من چه کشیدم؟!
این بیت حضرت آیتالله علوی رو یاد خاطرهی استادشون علامهی بزرگوار طباطبایی میندازه که ایشون بودن اونجا که علامه بود. از تهران اومده بود، شاعر بود و مداح. وقتی علامه طباطبایی فهمیدن ایشون روضهخونه خواستن که روضه… صندلی گذاشتن ایشون هم شروع کرد شعرهای ایرج میرزا:
رسم است از هر که داغ جوان دید دوستان
رأفت برند حالت آن داغ دیده را…
غیر از اینه؟ میگن آقا طرف پدر شهیده انقدر مردم احترام… ما رسممون همینه دیگه. جوانش رو تو قبر گذاشتم، تو ماه رمضون سی و چند تا شهید رو من خودم تو قبر گذاشتم. آقا این یکی عجیب… لا اله الا الله… خیلی. پدر روحانی لب قبر نشسته، مادر نشسته بیقرار که باز کن روی جوونم رو ببینم. من کفن رو که باز کردم، لای کفن رو نگاه کردم دیدم این بدن این جوون متلاشیه! چجوری باز کنم پدر مادر ببینه؟ نمیشه. لحد رو گذاشتم، بند رو باز کردم، تلقین شروع کردم. لحد دوم، لحد سوم، آخر تلقین، ولی بیقراریشون تموم نشد.
رو کردم به پدر این شهید گفتم: حاج آقا پسرت یا علی اکبر؟ گفت: یا علی اکبر! به مادر شهید گفتم: حاج خانم پسرت یا علی اکبر؟ گفت: یا علی اکبر! گفتم: انقدر بهت بگم، جوونت کاری کرده روز قیامت سرت رو بلند بگیری به امام حسین بگی: آقا اگر جوون تو «إِرْباً إِرْباً» شده، جوون من «إِرْباً إِرْباً»ست، من چیو نشونت بدم؟
بهش گفتم: حاج آقا پاشو دست حاج خانم رو بگیرید برید، من قول میدم اینجا بشینم براش اون کاری که تو میکنی منم بکنم، گریه میکنم دوباره تلقین میخونم، مستحبات… و یه حرف به من زد. گفت: سید به خدا میخوام بلند شم، زانوهام قوت نداره! رفقای شهید دور قبر ایستاده بودن، گفتم: چرا نشستید؟ بابای شهید زمینگیر شده بلندش کنید! بیست نفر اومدن زیر بغل این پدر شهید رو گرفتن.
حضرت آقا میفرمودند رسیدیم خدمت علامه، این شعر رو خوندن:
بعد از پسر دلِ پدر آماده شد
آتش زدن لانهی مرغِ پریده را…
آتش زدن لانهی مرغِ پریده را…
روضهی علی اکبر روضهی خاصیه و این داغ بر دلِ ابیعبدالله خیلی سنگین گذشته، خیلی سخت گذشته… واقعاً سخت گذشته. امام زمان ببخش، یا صاحب الزمان ببخش. به خدا بالاخره ادب حکم میکنه سرور عزیزم حاج آقای حیدرزاده همه رو به فیض برسونن، منم اسمم این گوشه نوشته بشه جزو روضهخونها. عزیزانی که تو جلسه شرف حضور دارن، حاج آقای حیدرزاده، حضرت آیتالله علوی، یه عده جوون امشب اومدن اینجا به من نامه نوشتن. نامهشون از رو بخونم براتون: فدات بشم آقا یا علی اکبر، چه دلایی… مع… «بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا اباعبدالله». خطاب به من نوشته: ذریهی حضرت زهرا، فلانی! لطفاً برای گرفتارها و زندانیهای دربند دعا کنید.
کسانی هستند که زندانی هستند امشب مرخصی گرفتن… نوشته کلی من خودم خجالت زدم. افرادی در جلسه هستند که در بندند، زندانی هستند فقط امشب اومدن اینجا. چشمشون به علی اکبرِ امام حسینه، امشب خودشون رو رسوندن حرم بیبی که تو روضهی علی اکبر شرکت کنن. من یقین دارم علی اکبر بهتون آبرو میده. شما برای علی اکبرِ حسین امشب گریه کنید… گریه کنید.
یا صاحب الزمان ببخشید… عبارتهایی داریم ما، کلماتِ عرب تو استخدام کلماتش دقتش بالاست. برخلاف عجم، ممکنه از یه کلمه دو معنا… حالا بشنوید. علی اکبر اومد شروع کرد جنگیدن. یه ملعونی عمودی به فرق علی زد. خون اومد رو صورت علی، افتاد رو اسب. داشت تعادل رو از دست میداد، میافتاد، گردن اسب رو گرفت. جلو چشم اسب گرفته شد، به جای اینکه بیاد سمت خیمهها رفت تو قلب دشمن… «عقابی مرا بر سوی مادرم / که مرهم گذارد به زخمِ سرم». اینا هم گفتن: آقا هم اسمش علیه هم پسر حسینه، هرچی میتونید بزنید…
ببخشید بر من بیادبیِ محضر شما، ببخشید یا صاحب… عزیزم، یک کلمه است، دو تا کلمه است، معادل فارسی یکیه، یکیه! خدا میدونه فقط هم میشه تو محرم این حرفا رو زد، عمومی دیگه نمیشه گفت. معادل فارسی یکیه اما عربی فرق میکنه، عرب دقتش بالاست. یک کلمه داریم «إِرْباً إِرْباً»، یک کلمه داریم «مُقَطَّعَ الْأَعْضَاءِ». معادل فارسی هر دو تیکهتیکه شده، قطعهقطعه شده؛ اما عربی فرق میکنه. «إِرْباً إِرْباً»… با گریهتون به من مجوز ورود بدید، حالا سخته گفتنِ «إِرْباً إِرْباً»… الهی هیچکس داغ جوون نبینه…


