دورانِ امام حسن عسکری (ع) به عنوان «دورانِ آمادگی برای عصر غیبت»
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
«استراتژیِ خورشید در پسِ ابر؛ نقش امام حسن عسکری (ع) در گذار به عصر غیبت»
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی آبائِهِ...»
عزیزان، سروران گرامی!
ما امروز در نقطهای از تاریخ ایستادهایم که شاید پیچیدهترین دورانِ امامتِ اهلبیت (ع) است. اغلبِ ما وقتی از امامت صحبت میکنیم، ذهنمان به سراغ نبردهای علنی، مناظراتِ پرشور یا حماسههای عاشورایی میرود. اما امروز میخواهیم از امامی بگوییم که در محصورترین و سختترین شرایطِ سیاسی، بزرگترین «مهندسیِ تاریخی» را انجام داد.
امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: « عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا - إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا » (سوره جن، آیه ۲۶-۲۷).
خداوند، غیبش را برای کسی آشکار نمیکند مگر آن رسولی که بپسندد.
امام حسن عسکری (ع)، آن «امینِ غیبِ الهی» بود که ماموریت یافت، بشریت را از «محضرِ ظاهرِ معصوم» به «محضرِ غایبِ معصوم» پیوند بزند. دوران امام عسکری (ع)، دوران «تمرینِ انقطاع» بود. دورانی که مردم باید میآموختند که چگونه بدون دیدنِ امام، به امام تکیه کنند.
بخش اول: اختناق و محدودیت (چرا امام عسکری (ع) در حصر بود؟)
ببینید دوستان، وقتی از دوران امام حسن عسکری (ع) صحبت میکنیم، از دورانی حرف میزنیم که حاکمانِ عباسی، مانند «معتمد»، وحشتزدهتر از همیشه بودند. چرا؟ چون میدانستند این امام، پدرِ همان «موعودی» است که طومارِ ظلم را در هم خواهد پیچید.
در تاریخ آمده است که امام را در «عسکر» (پادگان نظامی سامرا) محصور کرده بودند. این یعنی ایشان تحتِ نظرِ مستقیمِ نیروهای امنیتی بودند. اما امام چه کرد؟ آیا دست از رسالت کشید؟ هرگز!
مرحوم کلینی در *کافی* (ج ۱، ص ۵۰۳) روایتی نقل میکند که نشان میدهد امام با استفاده از شبکهی «وکلای» خود، جهان تشیع را هدایت میکرد.
امروز در جامعهی ما، گاهی که با محدودیتهای رسانهای یا مشکلات اجتماعی مواجه میشویم، فوراً میگوییم: «دیگر کاری نمیشود کرد». اما امام عسکری (ع) در محیطی که حتی نام بردن از شیعه جرم بود، «شبکهی وکالت» را تقویت کرد. ایشان به شیعیانِ قم، خراسان و ری آموزش دادند که چگونه بدون دیدنِ مستقیمِ امام، به فتاوا و دستوراتِ او عمل کنند.
این یک «مدیریتِ بحرانِ بی نظیر» بود. امام در واقع به شیعیان میآموخت: «اگر دسترسیِ فیزیکیِ شما به من قطع شد، رابطهی ایمانیِ شما نباید قطع شود».
بخش دوم:معماریِ فکری و آغازِ عصرِ «نیابت و مرجعیت»
«عزیزان من!
وقتی از دوران امام حسن عسکری (ع) صحبت میکنیم، با یک «گذرِ تاریخیِ بسیار خطرناک» روبهرو هستیم. شیعه تا پیش از این، عادت داشت برای هر مشکلی، سوار بر مرکب شود، خود را به مدینه یا سامرا برساند، دستِ امامِ زمانش را ببوسد، پاسخِ شبهه را بگیرد و برگردد. اما امام عسکری (ع) به خوبی میدانستند که این دورانِ طلاییِ ارتباطِ حضوری، رو به پایان است.
تصور کنید جامعهای را که خورشیدِ مأنوسِ خود را دیگر در آسمانِ ظاهر نمیبیند. اگر برنامهریزی دقیقی صورت نمیگرفت، شیعه دچارِ انحرافِ فکری، فرقهسازیهای انحرافی و سرگردانیِ مطلق میشد. خفقانِ عباسی هم به اوج رسیده بود؛ معتمدِ عباسی عملاً امام را در حصار قرار داده بود تا نگذارد صدایی به جایی برسد.
اما امام حسن عسکری (ع) دست رو دست نگذاشتند! ایشان دست به یک «مهندسیِ فوقالعادهی ارتباطی» زدند که تاریخِ اسلام نظیر آن را کمتر دیده است. آن مهندسی چه بود؟ ایجادِ شبکه منظمِ «وکالت» و پایهگذاری نهادِ «مرجعیتِ دینی».
بشنوید این روایتِ دقیق را که مرحوم شیخ طبرسی در کتاب شریف *احتجاج* (ج ۲، ص ۲۶۳) نقل میکند.
امام عسکری (ع) در نامهای عمومی یا بیانیهای خطاب به شیعیان، شاخصهای رهبریِ جامعه در عصرِ غیبت را اینگونه ترسیم فرمودند: «فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ»* یعنی: «هر یک از فقها که نفسِ خود را از گناه نگه دارد، دینِ خود را حفظ کند، با هوای نفسِ خود مخالفت کند و مطیعِ فرمانِ مولایش باشد، بر عوام واجب است که از او تقلید کنند.»
تأمل کنید در این واژگان! امام دارد «نقشه راهِ ۱۲۰۰ سالهی ما» را روی تخته سیاه تاریخ میکشد. ایشان میفرمایند در دوران غیبت، قطبنما گم نمیشود؛ قطبنما «فقیه جامعالشرایط» است. فقیهی که سه ویژگی دارد: صاینِ نفس (نگهبانِ نفس)، مخالفِ هوای نفس، و مطیعِ مولا.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که ما باید به **واقعیتهای امروزیِ جامعهی خودمان** نگاه کنیم. امروز در دنیای مدرن، دشمنانِ دین و شبکههای معاند، دقیقاً نوکِ پیکانِ حملاتشان را گرفتهاند سوی «مرجعیت» و «علما». چرا؟ چون میدانند اگر این زنجیره پاره شود، ارتباطِ فکریِ نسلی که در اینستاگرام، تلگرام و فضای مجازی غرق شده با دین قطع میشود.
چرا ما امروز در برابرِ این همه هجمه و شبهاتِ رنگارنگِ فکری سرگردان نمیشویم؟ چرا جوانِ شیعه در دانشگاه و فضای مجازی با وجودِ طوفانِ شبهات، باز هم پای دینش میایستد؟ چون امام حسن عسکری (ع) در ۱۲۰۰ سال پیش، این سیستمِ ایمنی را طراحی کرد. ایشان به ما یاد دادند که در عصر غیبت، به هر صدای متفرقهای گوش نکنیم، بلکه محورِ علم و تقوا را شاخص قرار دهیم. این همان «مدیریتِ کلانِ استراتژیک» امام عسکری (ع) در خفقان سامرا ست.»
بخش سوم: سلوکِ اخلاقی، تقوای خلوت و درسهای زندگی امروز
«سروران عزیز!
در کنارِ این تدبیرِ سیاسی و مهندسیِ فکری، بیایید نگاهی بیندازیم به **شخصیتِ اخلاقی و معنویِ** این امامِ غریب. امام حسن عسکری (ع) جوانیِ پر از رنج را پشت سر گذاشت؛ در محاصرهی دژخیمانِ عباسی بود، اما نگاهِ او به آسمان بود.
شعر زیبایی در وصف این امامِ مظلوم سروده شده است:
در بندِ ستمگر بود، ولیکن به دلش نور
از حبسِ تنِ خاکی، دلِ او بود چه مسرور
با خنده ی تلخی که به لب داشت ز بیداد
آرامشِ قلبش به جهانی شده منشور
ببینید تاریخ چه منظرهای را ثبت کرده است. وقتی حاکمانِ وقت، امام را به زندانِ مردی سختدل و شقاوتپیشه به نامِ «صالح بن وصیف» سپردند، به او دستور دادند: «به او سخت بگیر، عرصه را بر او تنگ کن». صالح بن وصیف در ابتدا خیال میکرد با یک زندانیِ سیاسیِ عادی روبهروست. اما بعد از چند روز، با تعجب به اطرافیانش گفت: «من چه کنم؟ مردی را به من سپردهاید که روزها روزهدار است و شبها تا سحر به عبادت ایستاده است! من از ابهت، عظمت و نورانیتِ او جرأت نمیکنم در چشمانش نگاه کنم. هر بار که به او نگاه میکنم، بدنم میلرزد!» (به نقل از *الإرشاد* شیخ مفید، ج ۲، ص ۳۱۲).
عزیزان! اینجاست که باید کلاه خود را قاضی کنیم. این زندانبان، کافر یا فاسق بود، اما در برابرِ «نورِ تقوا» زانو زد.
بیایید این حقیقت را بیاوریم وسطِ زندگیِ امروزِ خودمان. ما در چه شرایطی هستیم؟ آیا ما زندانیِ نفسِ خود نیستیم؟ امام حسن عسکری (ع) در زندانِ پادگانِ سامرا، آزادترین انسانِ روی زمین بود، چون بندگیِ خدا را میکرد. اما ما گاهی در خانهی خود، در خیابان، با تمامِ آزادیِ ظاهری، اسیرِ زنجیرِ «هواهای نفسانی» هستیم.
بیینید، واقعیتِ امروزِ جامعهی ما چیست؟ یکی از بزرگترین چالشهای زندگیِ ما در این عصر، **«گناهانِ خلوت و پنهانی»** است. چقدر از ما در انزوای اتاقِ خود، با گوشیِ هوشمند، در خلوتهایی که هیچکس ما را نمیبیند، حریمهای الهی را میشکنیم؟
امام حسن عسکری (ع) با رفتارِ خود به ما میآموزد که شیعهی واقعی، کسی است که «خلوت و جلوتِ او یکی باشد»**. در روایتِ دیگری از همین امام همام آمده است که فرمودند:«أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، وَ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ، وَ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ...» (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲).
«پارساترین مردم کسی است که در شبهات توقف کند (احتیاط کند)، عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا دارد، و زاهدترین مردم کسی است که از حرام دوری کند.»
امام با این کلام، به ما یادآوری میکند که تقوا، شعار نیست؛ تقوا یک «عملِ مداوم و هوشیارانه» است. اگر زندانبانِ امام در برابرِ اخلاقِ او تسلیم شد، ما نیز اگر در محیطِ کار، در خانواده، در دانشگاه و در فضای مجازی، با اخلاقِ علوی و عسکری ظاهر شویم، میتوانیم دلها را تسخیر کنیم. امروز جامعهی ما بیش از هر چیز، تشنهی «اخلاقِ عملی» است. مردم از حرف خستهاند؛ مردم رفتارِ زیبا، صداقت، امانتداری و گذشت میخواهند. شیعهی امام عسکری (ع) کسی است که وقتی دیگران به او نگاه میکنند، یادِ خوبیها و یادِ خدا بیفتند.»
نتیجهگیری و جمعبندی:
عزیزان!
اگر بخواهم عصارهی زندگیِ امام حسن عسکری (ع) را در چند کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «امید» است. امام عسکری (ع) در اوجِ استبداد و در حالی که حکومت تمام تلاشش را میکرد تا نامِ مهدی (عج) را از صفحه تاریخ پاک کند، نه تنها فرزندشان را معرفی کردند، بلکه پایههای استواری را بنا نهادند که امروز بعد از ۱۲۰۰ سال، ما هنوز بر آن استواریم.
درسهای ما از این منبر:
1.تبدیلِ تهدید به فرصت: امام در حصر بود اما جهان تشیع را مدیریت میکرد. ما هم نباید در مشکلاتِ زندگی، تسلیمِ ناامیدی شویم.
2.پایبندی به اصول در عصرمرجعیت و فقه، یادگارِ امام عسکری برای حفظِ ایمانِ ماست.
3.مراقبه در خلوت: اگر امام در زندان هم آنقدر نورانی بود که زندانبان را متحول کرد، ما در خلوتهای خودمان (در فضای مجازی و گوشیها یمان) چگونهایم؟
خدایا! به حقِ این امامِ غریب، به ما توفیقِ سربازیِ واقعیِ فرزندش، حضرت مهدی (عج) را عنایت بفرما. خدایا! دلهای ما را در این طوفانهای آخرالزمان، به نورِ قرآن و روایاتِ اهلبیت (ع) روشن نگه دار.
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ»
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


