يكشنبه 21 دي 1404

                                                                                                                        

 

منو سخنرانی مکتوب

گفتارنهم:اصل استقامت در سیره حضرت زهرا علیهاالسلام

مقدمه

از کلیدواژه های موفقیت بنابر قرآن و روایات استقامت و ایستادن در برابر مشکلات و بحرانهاست بحرانهایی که انسان با آنها مواجه می شود، هر یک به نوبه خود یک نوع استقامتی را می طلبد؛ خداوند می فرماید: «وَ أَلَّوِ اسْتَقَمُواْ عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسقَيتُهُم مَّاءً غَدَقًا».(جن، 16) چنان که ملاحظه میکنید قرآن میفرماید: «طریقه» نه «طرق»؛ یعنی یک راه و صراط مستقیم که بعضی گفته اند منظور از آن، اسلام، توحید و فطرت است و در روایات ما هم آمده ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است. می فرماید، اگر مردم بر راه استقامت کنند نتیجه استقامت آنها بر طریقه واحد و حق ، «لَأَسقَيتُهُم مَّاءً غَدَقًا» است؛ یعنی آب فراوان به این جامعه مینوشانیم؛ یعنی وضع اقتصادی آنها سامان می یابد، رزقشان فراوان می شود، وابستگیهای آنها رفع می شود.

 

بنده مرور میکردم سالهایی را که مقام معظم رهبری برای آنها نام گذاری کرده اند. اگر اشتباه نکنم از سال 78 شروع شد و حدود بیست سال است که نوروزها نامگذاری میشود ،این سنت حسنه خیلی زیبایی است؛ زیرا به کارها جهت و عنوان میدهد و حرکت کشور را مشخص میکند از بین این نامگذاریها در این چند سال، شاید بیش از ده مورد ،آن اقتصادی است؛ یعنی یا درباره کار است یا در مورد تولید یا حماسه اقتصادی یا کالاهای ایرانی یا صرفه جویی است به ویژه در این چند سال اخیر همه عناوین اقتصادی است؛ چرا؟ برای این که استقامت ،اقتصادی مهم است. نمونه های فراوانی از استقامت اقتصادی داریم که دو مورد از آنها را ذکر میکنیم.

 

حضرت ایوب گرفتار سخت ترین مشکلات اقتصادی شد؛ چنان که در سوره ص، آیه 41 آمده است «بِنُصْبِ وَ عَذَابِ»؛ هیچ چیز در زندگی او برای او باقی نماند، فرزند و اموال و دام و زراعت خود را از دست داد و به فقر شدید مبتلا شد؛ اما این پیغمبر خدا هفت سال مشکلات شدید اقتصادی را تحمل کرد و آنگاه خدا در یک آیه سه تعریف از او می کند «إِنَّا وَجَدتُهُ صَابِرًا نَعمَ العَبدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ».(ص ،44) این پیغمبر الهی، صبور بود مشکلات اقتصادی بیماری فرزندان و فقدان اولاد، باعت نشد که شکوه و گلایه کند؛ بلکه همیشه با «خدا» در ارتباط بود.

 

مسلمانها از مکه به مدینه آمدند و با فقر شدید روبه رو شدند آنها خانه ها اموالشان را از دست دادند چهارصد نفر در ایوان میخوابیدند پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله گاهی سه چهار شب پشت سرهم برای اینها خرما می برد که شبی یکی از آنها گفت: یا رسول الله جگرمان سوخت چقدر خرما بخوریم حضرت فرمود: «نَارُ جَهَنَّمَ اَشَدُّ حَرَّاً (تاريخ المدينة المنوّرة ، ج 2، ص 486.)

 

مقصود این است که این قدر آنها باحیا عفیف و خویشتن دار بودند و این گونه نبودند که داد و فریاد .کنند آنها آبروریز نبودند زندگی خود پیغمبر صلی الله علیه و آله هم همین گونه بود پیغمبر صلی اله علیه و آله هم نداشت زندگی دخترش حضرت زهرا علیهاالسلام هم همانگونه بود. آنها که مهاجرت کرده بودند افراد مهمی هم بودند؛ افرادی چون: سلمان، مقداد، اباذر و دیگران قرآن کریم میفرماید: هرکس اینها را میدید، گمان میکرد ثروتمندند: «يَحْسَبُهُمُ الجَاهِلُ أَعْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» (بقره،273) چرا از بس عفیف بودند، دست جلوی مردم دراز نمیکردند، خودشان را تحقیر نمیکردند، عزّت نفس داشتند و با کرامت زندگی میکردند.

 

اقتصاد در اسلام مبانی دارد و از منظر اسلام مطلق درآمد و رفاه طلبی، خوب نیست.

هر افزایش مالی مطلوب نیست؛ بلکه اقتصاد در اسلام چارچوب و ضابطه دارد.

 

شاخصه های اقتصاد اسلامی

1. اقتصاد در اسلام با معنویت است در اسلام کار و تلاش و امور اقتصادی، با معنویت است. قرآن می فرماید «رِجَالٌ لَّا تُلهِيهِم تِجَرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكرِ اللَّهِ»(نور ،37) يا «لَا تُلِهِكُم أَمؤُلُكُم وَ لَا أَولُدُكُم عَن ذِکرِ الله» .شود نکند در صف نماز جمعه صدای کاروان تجاری بیاید و پیغمبر صلى الله عليه وسلم را رها کنید: «وَ إِذَا رَأَوا تِجْرَةً أَو هَوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا (جمعه، آیه 11).

در ،اسلام زیاد بودند از اصحاب ائمه علیهم السلام که کاسب و تاجر بودند، وضع خوبی داشتند و متدین .بودند آنها به کارهای مختلف میوه فروشی، صیفی فروشی، و خرمافروشی مشغول بودند؛ مانند میثم تمار که از یاران خاص اهل بیت علیهم السلام بودند. آن ها متدین بودند و وجوهاتشان نمازشان روزه شان همه سر موقع. بنابراین در اسلام، اقتصاد با معنویت است و در مقابل معنویت نیست.

 

در قرآن کریم، بیش از ده مورد امر «کُلُوا» داریم و هرکجا خدا می فرماید: «كُلُوا» ،بخورید، حتماً بعد از آن تکلیفی را طلب میکند از جمله:

الف) «كُلُواْ مِنَ الطَّيِّبَتِ وَاعْمَلُواْ صُلِحًا» (مؤمنون ، آیه 51).

ب) «كُلُواْ مِن طَيِّبَتِ مَا رَزَقْتُكُم وَاشْكُرُوا لِلَّهِ» (بقره، آیه (172)

ج) «كُلُوا مِن طَيِّبَتِ مَا رَزَقْتُكُم وَ لَا تَطغَوا» (طه، آیه 81)

د) «كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لَا تُسرفوا» (اعراف، آیه 31)

ه-) «كُلُوا مِمَّا فِي الأَرض حَلَّلاً طيبًا وَ لَا تَتَّبِعُوا خُطوتِ الشَّيطن» (بقره، آیه 168)

 

2. در اسلام «تکاثر» مذموم و بد است طغیان و جمع کردن ثروت حرام، بد .است. البته کسی گمان نکند که فقیر بودن خوب است نه این طور نیست؛ بلکه در بسیاری از روایات فقر مذموم واقع شده است پس جمع کردن مال حلال هیچ منعی ندارد. امام صادق علیه السلام فرمود: «لا خير فيمَن لا يُحِبُّ جمع المال مِن حَلالٍ؛(الکافی (ط - الإسلامية)، ج 5، ص 72؛) خیر نیست در زندگی کسی که برنامه ریزی نداشته باشد برای جمع کردن مال حلال. چرا؟ برای این که با آن مال حلال سه کار انجام دهد:

 

الف) يَكْفُ بِهِ وَجْهَهُ آبرویش را حفظ کند که دست جلوی دیگران دراز نکند؛

ب) يَقْضِي بِهِ دِینَهُ؛ دَینش را اداء کند؛

ج) يَصِلُ بِهِ رَحِمَه؛ (الکافی (ط - الإسلامية)، ج 5، ص 72؛) به نزدیکانش هم برساند و دست آنها را هم بگیرد.

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و گفت: آقا من در منزل مینشینم و شما دعا کنید که خدا خرجی من را بدهد! آقا فرمود: «لا أدعو لك». این دعا خلاف قرآن و سنّت است. «أَطْلُبُ كَمَا أَمَرَكَ الله» (الکافی (ط - الإسلامية)، ج 5، ص78).. خدا به پیغمبرش هم می فرماید: «فَإِذَا فَرَعْتَ فانصب» (شرح، آیه 7). «فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَوةُ فَانتَشِرُوا فِي الأَرضِ وَابْتَغُواْ مِن فَضلِ اللَّهِ (جمعه ، آیه10).

 

بنابر حدیثی دو چیز کلید همه بدبختیهاست فرمود: «إِيَّاكَ والكَسَلَ وَ الضَّجْر فَإِنَّهُما مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍ» (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج2، ص132).. ریشه تمام بدبختیها (اعتیاد، فساد، طلاق، مشكلات اجتماعی، آدم کشی ،زندان پرونده های اقتصادی ، قضایی و...):

1. کسالت و تنبلی و بی توجهی به افراد؛

2. این که افراد حاضر نیستند در زندگیشان خود را از این بیعاری و کسالت دور کنند.

 

پیغمبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمودند که دو آیه در قرآن هست که اگر مردم به آن دو تمسک کنند زندگی آنها را کفایت میکند البته نه صرف نوشتن و خواندن؛ بلکه عمل هم باشد و آن آیه 2 و 3 سوره طلاق است: «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخرَجًا * وَ يَرزُقهُ مِن حَيثُ لَا يَحتَسِبُ وَ مَن يَتَوَكَّل عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ» (طلاق ، آیه 2-3).


در روایت هست که افرادی بعد از نزول این آیات از کار دست کشیده و در منازل خود ماندند و گفتند خدا روزی رسان است و مخارج ما را می رساند. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند: به این افراد بگویید خارج شوند و عَلَيْكُمْ بِالطَّلَب؛ به دنبال طلب و کار بروند (الكافى (ط - الإسلامية)، ج5، ص84).

 

گفت پیغمبر به آواز بلند *** با توکل زانوى أشتُر ببند
(مثنوی معنوی، دفتر اوّل بخش 45)

گر توکل می کنی در کار کن *** کشت کن؛ پس تکیه بر جَبَّار کن
(مثنوی معنوی، دفتر اوّل بخش 47)

پیغمبر خدا صلى الله عليه وسلم دید چند نفری کنار منزلشان خوابیده بودند. فرمود: «من انتم؛ شما چه کسانی هستید»؟ :گفتند .کشاورز فرمود: چرا» کار نمیکنید»؟ گفتند: نحن المتوكلون ما بر خدا توکل میکنیم؛ خدا خودش میرساند. فرمود: «أنتم متَّكِلُون؛ شما متکل هستید»(مستدرک الوسائل ، ج11، ص 217)
در جامعه نباید بیکاری باشد؛ چون بیکاری ریشه تمام مفاسد است.

 

امیرالمؤمنین علیه السلام با پیغمبر کنار هم نشستند حضرت از رخسار رسول صلی الله علیه و آله، گرسنگی را احساس کردند و عرض کردند یا رسول الله الآن چیزی تهیه میکنم». امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند در کوچه های مدینه دیدند شخصی از چاه آب میکشد تا باغش را آبیاری کند به او فرمودند: «کمک کنم؛ این کار برای شما سخت است»؟ حضرت شانزده دَلو آب از چاه کشیدند به مزرعه بردند. آن شخص هم شانزده عدد خرما به حضرت داد و حضرت هم محضر پیغمبر صلی الله علیه و آله آوردند و عرض کردند: «یا رسول الله این پاک و حلال است و از کار و کد یمین گرفته شده است (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج41، ص 52).

 

ثواب کار به منزله نماز .است من نمیگویم که جای نماز را میگیرد؛ بلکه در ،اسلام کار کردن به قدری مهم است که به منزله نماز است. در روایت داریم که شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد. آقا فرمود: «أُغْدُ إِلَى عِزّكَ؛ دنبال عزّتت برو». عرض کرد: آقا کجا دنبال عزّتم بروم؟ فرمود: إلى السوق؛ بازار، سركار (الكافى (ط - الإسلامية ) ، ج 5، ص149).

 

بنابر روایتی، گناهانی هست که لايُكَفِّرُها صَلاةٌ وَ صَوْمٌ؛ نماز و روزه هم کفاره آنها نمی شود؛ اما اگر انسان به دنبال کسب حلال ،برود، کفاره آن گناهان میشود (الدعوات (للراوندی)، ص56).

 

شخصی خدمت امام باقر علیه السلام رسید دید آن ،حضرت بیل به دست مشغول کشاورزی است گفت آقا شما فرزند پیامبر و امام امت هستید. جای شما در مسجد و محراب و منبر است؛ اما الان در بیابان بیل به دست کشاورزی میکنید؟! آقا فرمودند: «والله لَوْ جَاءَنِي المَوْت .... به خدا قسم اگر الآن عزرائیل جان من را با همین حالت اخذ کند من در اطاعت خدا و در عبادت از دنیا رفتم

 

3. اقتصاد در اسلام، دِگر گراست

یعنی در مبانی اقتصادی ،اسلامی خودخوری و خود محوری، مذموم است. ضرب المثلهایی از این قبیل که «دیگی که برای من نجوشد، .... سری که درد نمیکند .... چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است؛ و...»، خلاف فرهنگ إسلام است در مبانی اقتصادی ،اسلام عناوین مُتقَن و مُبَرهنی چون: ایثار، انفاق، زهد، قرض الحسنه مهمانی و احکام اطعام وجود دارد. اگر خدا به تو پول داده ،است بسیار خوب است؛ پس الحمد لله انفاق كن ايثار کن بار از دوش دیگران بردار اطعام .کن آیه 26 سوره مبارکه یونس میفرماید هرکس به مردم خدمت کند


«للَّذِينَ أَحْسَنُوا...» (یونس آیه 26) (به کسی که احسان میکنند) خدا چهار جواب به او میدهد:

1. ... «الحُسنَى»؛ عین آنچه را دادند، میدهیم.

2. ...«و زِيَادَة»؛ اضافه تر هم میدهیم این که مصداق این «زیاده» چیست، کسی نمیداند؛ چون دو عمل در قرآن هست که خدا ثواب آنها را مبهم گذاشته «فَلَا تَعلَمُ نَفس»(سجده ،17) که یکی از آنها نماز شب است و دیگری انفاق.

3. «... و لا يَرهَقُ وُجُوهَهُم قَتَرُ وَ لَا ذِلَّةٌ»؛ میترسی فقیر شوی؟! هرگز از فقر هراس نداشته باش. از این گذشته، اگر وقتی نداری، کمک و انفاق کنی و دست بگیری، هنر است. وقتی داری که جای خود دارد خدا میفرماید من وعده میدهم که هرگز غُبار ذَلَّت و غم در زندگی شما وارد نمی شود.

4. «أُولئِكَ أَصْحَبُ الجَنَّةِ هُم فِيهَا خُلِدُونَ».

 

حالا هرکس به اندازه توانش نیکی و خدمت کند؛ ... یکی میتواند آبرو بگذارد یکی با نامه میتواند کار دیگری را راه بیندازد اینها اسمش رانت نیست؛ توصیه است. مثلاً موقعی هست که با نامه یک امام جماعت یا هیئت امناء، گرفتاری مالی یکی از مأمومین مسجد یا غیر مأمومین برطرف میشود و بانک و صندوق خیریه به او وام میدهد.

 

از شهر ری شخصی به مگه خدمت امام کاظم علیه السلام آمد و گفت: آقاجان! قربان شما شوم، فرمانداری مالیاتی برای من نوشته است که من توان پرداخت آن را ندارم. نمیگویم که ناحق است؛ اما من توان ندارم (قابل توجه آقایانی که سیستم بانکی در دست شماست. صحیح است که شما مبلغی را به عنوان وام یا غیره به یک نفر دادید و حساب بانکی آن شخص هم تأخیر دارد و نپرداخته است؛ اما گرفتاری و اوضاع اقتصادی جامعه و مردم را هم ملاحظه کنید و با مردم مدارا کنید. مردم همیشه در صحنه بودند و هستند ،مردم انقلاب و نظام را دوست دارند. فشار اقتصادی زیاد است. یا مثلاً کارمندان این ادارات در مواجهه ،مردم با روی خوش رفتار کنید. اصلاً به ارباب رجوع بگو که نمی شود؛ اما همان را بوجه حسن و بلسان لطیف بگو. انجام دادن کار برای مردم عبادت است).

 

امام کاظم علیه السلام نوشتند: بسم الله الرّحمن الرّحيم. آقای فرماندار، اِنَّ الله تَحْتَ عَرْشِهِ . ظِلّاً لا يَسْكُنُهُ إِلَّا؛ زیر آسمان زیر عرش خدا سایه و رحمتی هست که خدا سایه این رحمت را روز قیامت روی سر کسانی میندازد که چند کار انجام دهند (رحمت خدا یعنی بهشت شامل کسی میشود که):

1. مَنْ أَسْدَى إِلى أَخِيه مَعْرُوفاً؛ کسی که در حق برادر دینی خود نیکی کند؛

2. اَوْ نَفَّسَ عَنْهُ كُرْبَةً؛ گِره از مشکلات او باز کند؛

3 . أَوْ أَدْخَلَ عَلَى قَلْبِهِ سُرُوراً شادی به قلب او وارد کند.

 

آن شخص نامه را پیش فرماندار آورد و تا او نامه را دید بوسید و گریه کرد و گفت: این نامه را خود آقا امام کاظم علیه السلام نوشته اند؟ گفت: بله. فرماندار، آن شخص را بوسید، تکریم کرد و به منزل ،بُرد مالیات را به او بخشید (خودش از طرف او متقبل شد) و هرچه هم در منزل داشت با او نصف کرد (مال / لباس) و هر آنچه هم که عینش قابل تقسیم نبود، پولش را با او تقسیم کرد؛ اما گفت: فقط یک سؤال دارم: بگو ببینم آیا تو را خوشحال کردم؟ آن شخص سال بعد به مکه خدمت امام کاظم علیه السلام آمد ماجرا را تعریف کرد. حضرت فرمود: والله ! لَقَدْ سَرَّنى؛ به خدا خوشحالم کرد؛ بلکه بالاتر، سَرَّ رسول الله صلى الله عليه وسلم و جدی امیرالمؤمنین و بالاتر، خدا را هم خوشحال کرد. ما نیز روزی او را خوشحال میکنیم؛ آنجا که هنگام عبور از صراط به ما احتیاج دارند (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 48، ص174.)

 

4. اقتصاد در اسلام با اخلاق عجین است.

یعنی «دروغ، خیانت، احتکار و سخت گیری» در آن راه ندارد. امیرالمؤمنین علیه السلام به بازار می آمدند و (سوقا سوقا) بازار به بازار قدم میزدند (البته این کار در اوضاع فعلی برای رهبران جامعه فراهم نیست و آن زمان خیلی فرق میکرده است. معنای این سخن من این نیست که مسئولین بالای نظام در بازار و کوچه به کوچه بگردند؛ بلکه با نیرو و مأمور و بازرس میشود کنترل کرد) حضرت قدم به قدم در بازار حرکت میکرد و میفرمود: یا مَعْشَرَ التُجّار؛ ای بازرگانان و تجار ،بازار، قَدِمُوا الإستخارة؛ خيرخواه مردم باشید و تَبَّرَكُوا بِالسُّهُولَة؛ و با مردم با سهولت مدارا کنید (اهل بیت علیهم السلام انسانهای سَهْلُ الشّرا و سهل البيع را دوست دارند) بازاریها سهل بگیرید. «وَاقْتَرِبُوا مِن المبتاعين»؛ به خریداران نزدیک باشید. «تَزَيَّنُوا بالحِلْم»؛ حليم باشيد. «تَنَاهَوْا عَنِ اليمين»؛ از قسم خوردن بپرهیزید (ائمه ما حق با آنها بود؛ اما قسم نمی خوردند).


«جَانَبُوا الْكَذِب»؛ از دورغ دوری کنید. «تَجَافَوا عَنِ الظُّلْم»؛ ظلم نكنيد. «اِنْصِفُوا المظلومين»؛( بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 48، ص174.) با مظلومین منصف باشید.

 

روزی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله به خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمد و دید دخترش با دست آسیاب میکند طفل هم روی زانویش است و ذکر هم میگوید فرمود: دخترم «تَعَجَّلِی مَرَارَةَ الدُّنيا بِحَلاوَةِ الآخِرَة؛ میدانم دنیا برای تو سخت است؛ اما آخرث شیرین تر است». حضرت زهرا علیهاالسلام هنگفت که بله باباجان سخت است؛ بلکه حضرت سریع بحث را تغییر دادند عرض کردند: «الحَمْدُ لله على آلائِهِ وَ الشُّكْرُ على نَعْمَائِهِ»(التمحيص، ص 6).. این سه شب انفاقی که حضرت زهرا علیهاالسلام کرده نان پخته به یتیم و اسیر داده و خودش با آب افطار کرده در زمانی است که فدک در دست حضرت زهرا علیهاالسلام بوده است که نشان میدهد که انفاق حضرت از «نداری» نیست؛ یعنی نه این که نبوده و داده. آن وقت برای این انفاق، هجده آیه سوره هل أتى نازل میشود «إِنَّمَا نُطْعِمُكُم لِوَجهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُم جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا (الإنسان آيه 9)

 

سلمان، خودش مظهر زُهد است و اگر همه زندگی او را جمع کنند، یک گلیم و کوزه و ظروف گلی بوده است؛ با این حال از سادگی زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام تعجب کرد و به محضر پیغمبر صلی الله علیه و آله عرض کرد یا رسول الله زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام خیلی ساده !است چرا زندگی ایشان باید این گونه باشد؟ شما پیغمبر هستید و ببینید دختران مُلُوک چه زندگانیهایی دارند. حضرت به او نگاه کردند و فرمودند: سلمان! «إِنَّ ابْنَتِي فاطمة قَدْ مَلَأَ اللهُ جَوَارحَهَا ايماناً و يقيناً»(دلائل الإمامة (ط - الحديثة)، ص139). مع الأسف، این ساده زیستی حضرت زهرا علیهاالسلام از ما دور شده است.

 

عرض کردم که من نمیگویم تمام ابعاد و شاکله های زندگانیمان مثل زمان حضرت زهرا علیهاالسلاک باشد؛ چنین چیزی ممکن نیست؛ زیرا خیلی از لوازم الآن جزء ضروریات زندگی است؛ اما اسراف زیاد است چشم و هم چشمی ها زیاد است و حس و همدردی و هم نوعی در ما کم شده است.

 

مُحِبُّ الدِّين طَبَری، از نویسندگان عامه کتابی به نام ذَخَائِرُ الْعُقْبَي فِي مَنَاقِبِ ذَوِى القُرْبَى دارد که هفتصد سال قبل در قرن هفتم نوشته است. او در حجاز، در مسجدالحرام امام جماعت، و مشهور به امام الحَرَمَيْن مُفتی آنجا بوده است. او این قصه را نقل میکند که امیرالمؤمنین علیه السلام به خانه آمد و دید که رنگ صورت حسن و حسین علیهماالسلام عادی نیست فرمود: باباجان ،حسنم حسینم چه شده است؟ آیا بیمارید؟ گفتند: بابا دو روز است چیزی نخوردیم فرمود: فاطمه جان بچه ها می گویند ما دو روز است چیزی نخوردیم! پس چرا به من نگفتی؟

عرضه داشت: یا اباالحَسَن لَاسْتَحْيِي مِنْ اِهَى اَنْ أُكَلِّفَ مَا لَاتَقْدِرُ عَلَيْها(تفسیر فرات الكوفي [آل عمران، آیه 37] ، ص 83.)،آقاجان من میدانستم در این برهه زمانی، شما نداشتید؛ پس چیزی نگفتم تا تکلیفی برای شما ایجاد نکنم و خجل زده نشوید؛ از خدا حیا کردم (پس خانمها باید به جیب و درآمد آقایان خرج کنند). امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: پس من می روم تا چیزی تهیه کنم حضرت بیرون آمدند و یک دیناری را قرض کردند تا برای خانه غذایی تهیه کنند؛ اما دیدند مقداد دارد در کوچه های مدینه گریان میرود. حضرت فرمودند: چه شده است؟ گفت آقا از خانه بیرون آمدم، گریه بچه ها شرمنده ام کرد و چیزی در منزل نداریم (این ماجرا برای اوایل حضور در مدینه بوده؛ اما بعداً اوضاع اقتصادی بهتر شده .است) آقا فرمودند بیا این دینار را بگیر

 

آقا برگشتند و نماز مغرب و عشا را در مسجد خواندند. سلام نماز را دادند و رسول خدا صلی الله علیه و آله بلند شدند هر شب پیغمبر صلی الله علیه و آله به منزل خودشان می رفتند؛ اما فرمودند: امشب علی جان! میهمان شما هستیم امرنی ربّي بذلک؛ خدا به من فرمان داده است که به مهمانی خانه علی و فاطمه بروم؛ (یا الله! خودمان در خانه چیزی نداریم، حالا مهمان هم میخواهد بیاید؛ اما عیبی ندارد؛ چون میهمان پیغمبر صلى الله عليه وسلم است).

حضرت رسول صلى الله عليه وسلم آمد و حضرت زهرا علیهاالسلام هنوز مشغول نافله های بعد از نماز بودند. حضرت علیه السلام امیر دیدند بوی غذا در خانه پیچیده است؛ تعجب کرد. سلام نماز حضرت که تمام شد فرمود فاطمه جان جریان چیست؟

عرض کرد من هم خبر ندارم. رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند: علی جان ، فاطمه جان هذا جَزَاءُ الدِّينار. من هم خدا را شکر میکنم، که خدا دخترم را مصداق همان آیه ای قرار داد که هر وقت زکریا می آمد، میدید نزدیک .غذاست زکریا میگفت یا مریم این غذاها را از کجا آوردی؟ انا لك هذا؟ مریم می گفت: از آسمان پیغمبر صلی الله علیه و آله هم فرمود این طعام را خدا امشب از آسمان فرستاده است و من و شماها امشب میهمان خداییم(تفسیر فرات الكوفي [آل عمران، آیه 37] ، ص 83.)

اطلاعات تماس

 

کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:

6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )

روابط عمومی گروه :  09174009011

 

 شماره نوبت استخاره: 09102506002

 

آیدی همه پیام رسانها :     @shiaquest

 

پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002

آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک

 

پست الکترونیک :    [email protected]

 

 

 

درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.

Template Design:Dima Group