بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
1403-12-28-حجت الاسلام رفیعی - تفسیر سوره توبه – جلسه چهاردهم – رمضان 1403
الحمدلله رب العالمین الصلات و السلام علی سید الانبیا و المرسلین حبیب الله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد (صلوات) و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیۀ الله فی الارضیین و لعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین.
خدا را شاکریم توفیق شد این روزها سوره مبارکه توبه آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شده تنها سوره ای که به دلیل وعده عذاب بسم الله ندارد و سوره ای که امیر المومنین مامور به ابلاغ اون به مشرکین مکه شده را با هم مرور کنیم و این روزها تفسیرش را خیلی ساده بررسی کنیم.
من روزهای اول هم عرض کردم این سوره حدود پانزده تا آیه احکام دارد می دانید آیات الاحکام به آیاتی می گویند که یک حکمی توش اومده مثل حکم نماز و روزه و ما دینمان سه بخش است اعتقادات و احکام و اخلاق، اعتقادات اون در واقع باورهایی است که داریم معتقد هستیم
خدا یکی است و پیامبر آخرین پیامبر است و ائمه دوازده تا هستند عصمت انبیا و عصمت ائمه احکام اون چیزهایی است که دین برای رفتارهای ما درست کرده
بالاخره مثلا زن و مرد تو جامعه احکامی دارند شما فرض می کنید که عمه و خاله محرم است اما زن عمو و زن دایی محرم نیست خوب ما این را از کجا فهمیدیم از احکام فهمیدیم دیگر خدا فرموده اگر مثلاً بر عکسش هم گفته بود ما برعکس عمل می کردیم روی حکمتی آقا شما کسی خطبه عقدی خوانده بشود و مادر زن محرم می شود و پدر شوهر محرم می شود تا یک ساعت قبلش نامحرم بوده اینها را می گویند احکام حلال و حرام
و یا فرض کنید که توی احکام اسلامی بحث خمس داریم و بحث زکات داریم و سومین بخش دین هم اخلاق است یعنی مجموعه این سه تا را می گویند دین اعتقادات و احکام و اخلاق خوب احکام تو قرآن معروف این است که پانصد تا آیه بیشتر ندارد معروف این است
می گویند آیات الاحکام پانصد تاست بقیه اش در روایات آمده حرف صحیحی هم هست خدا قرار نگذاشته که رساله عملیه بنویسد خدا یک کتابی فرستاده اعتقادات دارد و تاریخ دارد و اخلاق دارد و معاد دارد نمی خواسته رساله عملیه برای مردم بنویسد
لذا فرموده نماز واجب است حالا نماز چند رکعت است؟ در قرآن نیامده نماز چند رکعت است یا فرض می کنیم شکیات نماز را باید چیکار کنیم؟ اینها دیگر توی روایات ما اومده چند هزار روایت داریم اینها را ازش مراجع ما می نشینند استخراج می کنند یک چیزی به نام رساله استخراج می کنند به مردم می دهند
اگر یک حکم فقط یک حکم یک مرجعی از خودش اختراع کند قیامت گیر است این دیگر تقلیدش هم شاید جایز نباشد لذا هیچ مرجعی نمی خواهد خودش را گیر بندازد به خاطر من برود جهنم و به خاطر شما برود جهنم می گردد به این نتیجه می رسد که شراب حرام است سگ نجس است خمس واجب است
دیگه حالا همه مردم هم که متخصص نیستند مرجع تقلید هم کتاب های فقهی بزرگی دارد اینها را توضیح می دهد مثلا امام تحریر الوسیله دارد و خدا رحمت کند آیت الله العظمی فاضل را این تحریر الوسیله را در چند جلد شرحش کرده که چرا خمس واجب است و چرا این حیوان همه این چراها در کتاب ها آمده منتهی خوب اینها بحث های حوزوی است
مثل پزشک که شما پیش دکتر می روید یک نسخه به شما می دهد شما این نسخه را می بینید این نسخه پشتش چند سال علم و درس و تشخیص است هیچ وقت هم نمی گوید آقای دکتر چرا برای من کپسول نوشتید قرار نیست یکی یکی برای مریض ها توضیح بدهد ما حالیمون نمی شود فرض کنید یک پزشکی برای من توضیح بدهد به دلیل ویروس و فلان و فلان این را تشخیص دادم که ضد اون به درد من هم نمی خورد
لذا این را به کسانی می گویم که خیلی در احکام خورد می شوند چرا خمس حالا مثلا می گفت ربع و ثلث باز هم می گفت چرا هفده رکعت و چرا دو رکعت و چرا یک ماه ماه رمضان این چراها اصلا می دانید کمترین کتاب ها توی بین علمای شیعه راجع به فلسفه احکام نوشته شده چون در احکام ما متعبد هستیم
عرض می کنم که فقط یک چیز را می دانیم خدا حکیم است و عالم است و قادر است این احکامی که فرستاده یک حکمتی دارد حالا چرا گفته دختر مثلاً نه سال و پسر پانزده سال این نه سالش در روایات آمده یک حکمتی دارد بچه من نمی تواند ببینید بحث بچه شما نیست اگر نمی تواند «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» اگر وسعش نمی رسد روزه بگیرد نه ایشان هر کسی که وسعش نرسد روزه گردنش نیست اما احکام الهی است امروز هم ما دو تا از این احکام را با شما بررسی می کنیم:
آیه 28 سوره توبه دوم 29 آیۀ 28 راجع به مشرکین است یعنی منکرین خدا بت پرست ها آیه دوم راجع به اهل کتاب است اهل کتاب منظورمان مسیحی ها یهودی ها و زردتشتی ها و سابعین چهار گروه می شوند
حالا بیشترشان در مدینه اون موقع یهود و نصارا بودند شاید بقیه خیلی نبودند اما امروز تو دنیا آقایان مراجع می گویند منظور از اهل کتاب مسیحیت و یهودیت و زردتشتیان و سابعین که الان ما خودمان در خوزستان سابعین را داریم کسانی که حضرت یحیی را پیامبر می دانند
اما حکم آیه 28 می فرماید « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » ما یک نجِس داریم و یک نجَس معنایش یکی است یعنی ناپاکی منتهی از نظر ادبیات عرب نجَس مصدر است نجِس صفت مشبهه است مشرکون نجَس هستند یعنی همان نجاست خوب منظور از این نجاست چی است؟
مفسرین خیلی اینجا بحث کردند آیت الله العظمی سبحانی یک تفسیر سوره توبه دارند من یک بار هم عرض کردم اسمش هم گذاشتند در سرزمین تبوک یک جلد است البته این کتاب تفسیر سوره توبه است منتهی اسمش را ایشان گذاشته در سرزمین تبوک
چون یکی از قصه هایی که در این سوره آمده داستان تبوک است ایشان در اونجا می گوید نجاست به چهار تا معناست نجَس چهار تامعنا دارد
معانی نجاست:
یک نجاست به معنای همین نجاستی که خودمان می گوییم خون نجس است و بول نجس است شراب نجس است یعنی نجاست به معنای نجاستی که در واقع شرع تعیین کرده الان خون از دست بیاید نجس است یعنی باید بشوییم یک جایی بریزد باید آب بکشیم بول به جایی بریزد این یک معنای نجاست است اعیان نجس است که در رساله ها هم نوشتند
دوم نجاست به معنای پلیدی است یعنی شما این اعتقادات باطلی که داری اینها غلط است و پلید است این کار به نجاست ظاهری ندارد به معنای ناپاکی درونی و پلیدی است
سوم معنای نجاست به معنای دردهای اخلاقی است مثلاً یک کسی فرض کنید که خیلی ظلم می کند بخل دارد و اینها صفاتی است که صفات خوبی نیست صفات پلیدی است
جالب است بدانید یک معنای نجس هم ایشان می گوید به معنای پیری است بعد شعری را اونجا نقل می کنند که الشیء داءٌ نجس لادواء له یعنی پیری دردی است که دارو ندارد پس دیدید معنای نجس همیشه به معنای نجاست اشیاء نیست مثل خون و بول
خب این جایی که قرآن گفته مشرکون نجس هستند مرحوم علامه طباطبایی می گوید پلید هستند یعنی خباثت دارند خدا را ول کردند بت می پرستند خالق را ول کردند مخلوق می پرستند
اینها البته من این را بگویم در رساله ها کافران طبق فتوای بیشتر علما نجاست ظاهری هم دارند منتهی اون از روایات استفاده می شود شما رساله ها را باز کنید نوشته نجاسات ده تاست یکی هم نوشته کافر منتهی اون استفاده اون حکم از توی احادیث شده این آیه را بیشتر مفسرین گفتند منظور همان پلیدی است
خب حالا که مشرک پلید است با شما جنگیده و پیمان شکسته و این همه برایش دلیل آوردید دارد قد گری می کند خدا را نمی پذیرد دیگر حق ورود به مسجد را ندارد مشرک را در مسجد راه ندهید
یک نکته ای من اینجا عرض کنم آقایان عزیز و خواهران گرامی ما یک نجاست داریم و یک طهارت شاید پنج جور شش جور طهارت داریم ولی برای شما این را توضیح بدهم طهارت هایی که می شود در واقع بیان کرد.
انواع طهارت:
1-ایمان:، ایمان یک طهارت است حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه شون می فرماید « فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيرًا مِنَ الشِّرْكِ »هر مشرکی که مسلمان بشود پاک می شود پس این یک معنای طهارت است ایمان مطهر است پاک کننده است پاک کننده شرک است کفر و شرک این یک معناست
این جا این را بگویم اسلام سخت گرفته می گوید ما نمی شود با مشرک راه بیاییم بگوید مثلا بشود ما سالی یک بار خدا بپرستیم و سالی یک بار بت نمی شود «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ» « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ » شرک را پیغمبر یک خورده هم باهاش کوتاه نمی آید
یک وقتی امیر المومنین شنیدند دو نفر دارند نماز می خوانند دو تا بت هم جلویشان گذاشتند نماز می خوانند ولی به این بت ها نگاه می کنند آقا صدایشان زد فرمود این چه کاری است گفتند می خواهیم حواسمان پرت نشود خدا را که نمی بینیم ولی این بت ها را می خواهیم ببینیم به شدت امیر المومنین باهاشون برخورد کرد و فرمود این کار حرام است بت پرستی تو اسلام حرام است خوب این یک طهارت.
2-طهارت دوم، طهارت از نجاست های ظاهری است آب مثلا مطهر است اگر جایی خون و بول ریخته چیزهای نجس شراب ریخته این هم یکی از لطف های خداست که می فرماید « وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ » (انفال،11)خدا از آسمان آب فرستاد که شما را پاک کند آقا این آب نعمت بزرگی است خودتان فکر کنید واقعا یک روز از خواب بلند شوید آب نباشید دیوانه می شود آدم واقعا می برد آدم
خدا در قرآن ویژه روی این نعمت دست گذاشته می گوید« قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا » (ملک،30)، غور یعنی فرو برود اگر یک روز اتفاق افتاد تمام الان دو ساعت برق را قطع می کنند قابل تامل است دو ساعت آب قطع بشود زندگی از هم می پاشد این نعمت بزرگ را خدا تو این طهارت آسان گرفته بر خلاف اون طهارت اولی که سخت گرفت می گفت یک ذره شرک هم نمی شود حالا آسان گیری خدا در این چی است؟
این را افرادی که مبتلا به وسواس هستند من دو سه روز قبل نمایشگاه قرآن را دنبال می کردم در تهران نمایشگاه قرآن تهران که در مصلا برگزار می شود
یک ابتکاری حوزه علمیه به خرج داد اومد تعدادی از مشاورین را هم آقا و هم خانم از چهار بعد از ظهر تا ده شب یازده شب اونجا بهشون اتاق داد مردم مراجعه کنند مشاوره بگیرند دعوای زن وشوهری هست پدر و فرزندی هست و مسئله شرعی هست و اختلافی با هم دارند خیلی کار قشنگی بود از مجموعه ای به نام سماح در اونجا مستقر شدند که این مال حوزه است روان شناس و آگاه به تفسیر و آگاه به مثلا احکام من یک سوالی کردم جالب است این را بدانید در آمار که بیشترین مراجعات تو پرسش ها چی بوده؟
بیشترین مراجعات جالب است بدانید که بیشترین مراجعات در دو زمینه بوده یکی وسواس و یکی درگیری خانوادگی یعنی زن و شوهرهایی که اختلاف دارند و یکی هم وسواس خوب این اسلام این قسمت را آسان گرفته چرا؟
می فرماید «کل شیءٍ لک طاهر» آقایان همه جا پاک است همه جا پاک است نگو این قسمت نجس است این قسمت نجس است دستم به اونجا خورده همه جا حتی تعلم تا صد درصد یقین کنی که چی است؟ نجس است اگر آقایان یک روز گفتم سحر گفتم زمان ائمه معصومین ما می دانید در خیلی از خانه ها اون موقع اصلا دستشویی ساختن معمول نبوده یعنی نمی ساختند خیلی از در واقع کوچه و خیابانها وسیله شستشو نداشته خوب تو اون جو می آمدند رد می شدند آب ریخته بود روی زمین امیر المومنین به حسب نقل چون روزه هستم عرض می کنم فرمودند من ندانم این چی است برایم فرقی نمی کند پایم را می گذارم پاک است شما وظیفه ندارید بروید میهمانی اومدی روی فرش شان خیس است بگویی چرا این خیس است علتش چی است هیچ وظیفه ای نداری وایسا نمازت را بخوان شما وظیفه نداری از صاحبخانه سوال کنی
این قسمت را آسان گرفت نود درصد می دانم اینجا نجس است صد درصد «کل شیء طاهر حتی تعلم أنه قذر» خدا رحمت کند آیت الله شیخ عبدالکریم حائری موسس این حوزه آیت الله العظمی مظاهری استاد ما که من پیش ایشان چند سال شاگردی کردم خدا حفظشان کند می فرمود آقا شیخ عبدالکریم حائری آمد وضو بگیرد تو همین صحن فیضیه یا دار الشفا خوب ایشان اومد لب حوض وضو گرفت یک حوضی بود وسط و اومد مسح بکشد دستش عمامه اش را باید بردارد دیگر دست برد زیر عمامه اش و عمامه اش افتاد تو اون پاشوره حوض آب ها می ریزد دیگر ایشان برداشت گذاشت سرش دوباره اومد ایستاد نماز بعد ایشان می گفت آیت الله مظاهری می گفت شاید همین عمدی بوده که ببینند که آقا من عمامه ای که افتاد توی پاشوره گذاشتم روی سرم چرا شما اینقدر حساسیت نشان می دهید
من یک جمله ای به این عزیزانی که دچار وسواس این گونه هستند بعضی ها وسواس فکری دارند که اونها زیاد بگویند «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»؛ زیاد این آیه را بخوانند « هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » (حدید،3)رفع می شود
ان شاءالله کسانی که مبتلا به این هستند من این نکته را عرض کنم برای چی من جهنمی بشوم ثواب دارد این کار؟ گناه دارد خدا می گوید نه مثل این می ماند که یک دبیری از دانش آموزی خواسته دو صفحه مشق بنویسدو این ده صفحه بنویسد وقتی می آید مدرسه کتک هم می خورد آقا من هشت صفحه بیشتر نوشتم می گوید بیخود نوشتی من که بهت نگفتم بنویس خدایی که از شما نخواسته شما چرا خودت را اذیت می کنی اون وقت گناه هم دارد مهم این است این هم دو قسم طهارت
3-سومین طهارت طهارت مالی است مال ات هم باید پاک بشود آقایان ماه رمضان است من این قصه را برای همتون بگویم خودم از پانزده سالگی مقید به خمس بودم و خودم بچه هایم و همشون خانواده ام اول ماه رمضان حساب سالم مثل بچه آدم می روم پیش مرجع تقلید حساب سالم را حساب می کنم و خمسم را می دهم
عرض می کنم که خمس مال را باید بدهید ندهی این مال پاک نیست چون در این مال سهم امام است سهم سادات است دیگر نگو آقا کجای قرآن نوشته
اولا که قرآن آیه دارد « وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ » (انفال،41)
ثانیا صدها روایت راجع به خمس داریم بعد هم آقا اومده می گوید که این آیه این استفاده ازش نمی شود
یعنی آیت الله العظمی خوئی اعلی الله مقامه الشریف که کتاب خمس نوشته مفصل و بزرگان دیگری مثل مرحوم آیت الله شاهرودی خود امام اینها یک عمری در این کتاب ها گشتند فتوا دادند خمس واجب است اون متوجه نشده شما متوجه شدید
زکات هم همینطور قرآن به پیغمبر می گوید « خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا » (توبه،103)
آقایان کشاورز اگر صدای من را می شنوند آقایان دامدار جو دارید خرما دارید گندم دارید و کشمش دارید اینها زکات دارد زکات ندهید نمازتان قبول نیست
آقایان که گاو و گوسفند و شتر دارید هزار تا دو هزار تا و پنج هزار گوسفند خدا بهتون برکت بدهد زکات ندهید مالتان پاک نیست به نه چیز زکات تعلق می گیرد خمس هم به درآمد تعلق می گیرد
اصلا آقا شما حساب سال داشته باش هیچی نداشته باش باشه آقا امشب حساب سال من است ده کیلو برنج در خانه ام اضافه اومده همین را می روم مثلا پانصد تومن خمسش را می دهم این هم سومین طهارت پس یک طهارت اعتقادی است و یک طهارت، طهارت از نجاست و اعیان است و یک طهارت، طهارت مالی است
4-و چهارم طهارت اخلاقی انسان یک گناهی کرده باید پاک بشود کسی که گناه کرده می فرماید طهروا خودتان را پاک کنید با «أَسْتَغْفِرُ ٱللَّٰهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ» اعتقادات ما با چی پاک می شود؟ با ایمان نجاست جایی بریزد با چی پاک می شود؟ با آب مالمان با چی پاک می شود؟ با خمس و زکات اخلاق مان و گناه مان باچی پاک می شود؟ با استغفار و توبه
5- پنجمی اش هم کسی است که کاملا پاک است نه خطا و نه اشتباه یعنی وجودش طهارت است و اون طهارت کامل« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»
این تطهیری که برای اهل بیت است تطهیر از گناه یعنی عصمت این مخصوص ائمه علیهم السلام و انبیاء است تطهیر به معنای در واقع مصونیت از گناه که خدا البته این هم پارتی بازی نیست خلاقیتش در طرف بوده
عصمت خدا دادی است ولی زمینه اش در طرف وجود دارد مثل اینکه برنده شدن در مسابقات و المپیاد نفر اول کنکور شدن را درست است آموزش عالی اعلام می کند ولی این دانش آموز زحمتش را کشیده
آیه بعد هم معنا کنم دیگر فرصت گذشت آیه بعد خوب دقت کنید راجع به اهل کتاب است آقا ما حکومت اسلامی تشکیل دادیم تو کشوری مثل پیغمبر خدا که در مدینه حکومت اسلامی تشکیل داده این آیه مال حکومت اسلامی است
در این حکومت اسلامی مسیحی ها هم زندگی می کنند یهودی ها هم زندگی می کنند وظیفه ای ندارند می توانند توطئه کنند مشرکین را گذاشتیم کنار اهل کتاب آقا پیغمبر در مدینه با سه چهار تا گروه طهودی مواجه است خود ما در کشورمان مسیحی داریم یهودی داریم وفرقه هایی که دارند زندگی می کنند اصفهان و تبریز هستند کلیسا دارند و کلیسه دارند و نماینده در مجلس دارند و زندگی می کنند می فرماید با مسیحیان شما وظیفه دارید امنیتش را حفظ کنید و بهشون رسیدگی کنید در این کشور حق رای دارند و حضور دارند اما باید دو تا چیز را قبول کنند دو تا حکم مال اهل کتاب بود.
مقررات اسلامی یک مسیحی بگوید ما شراب در دین مان آزاد است فردا شهرداری یک دونه مجوز باز کردن مغازه شراب فروشی بدهد حکومت اسلامی همچین اجازه ای نمی دهد گوشت خوک بر ما حرام است بر شما که حرام نیست می توانید خودتان بکشید و بخورید و استفاده کنید اما مقررات اسلامی را باید رعایت کنید ما در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم ما مسیحی هستیم و اصلا حجاب را قبول نداریم ولی باید مراعات کنیم نمی شود این یک مسئله.
مسئله دوم شما در حکومت اسلامی داری از امکانات استفاده می کنی اگر امنیت است استفاده می کنی و اگر جنگ است ما چقدر شهید مسیحی داریم رفتند بعضی هایشان جبهه مقام معظم رهبری رفتند منزل بعضی از خانواده های شهدای ارامنه شما باید جزیه بدهید جزیه دیگر چه صیغه ای است؟
مالیات مسلمانی که خمس و زکات می دهد حاکم اسلامی می آید می گوید برای مثلاً این گروه مسیحیت که در این کشور زندگی می کنند این مقدار مالیات است این مالیات مال امنیتشان است آیه بعدی را بخوانم « قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ » بجنگید با کسانی که ایمان به خدا و معاد ندارند ممکن است شما بگویید مسیحی ها که اعتقاد دارند به خدا و قیامت و یهودی ها که اعتقاد دارند نه این آیه منظور این است که مثل شما مسلمان ها اعتقاد ندارند مثلا مسیحیت تثلیث قائل هستند عیسی را پسر خدا می دانند می دانند ما نمی دانیم یهودی ها عزیر را پسر خدا می دانند
یهودی ها می گویند ما جهنم نمی رویم اولیاء الله هستیم اگر هم جهنم برویم ایام معدود چهل روز حداکثر اعتقادشان به معاد مثل ما نیست این آیه این را می خواهد بگوید کسانی که مثل شما اعتقاد ندارند به خدا و قیامت « وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ » چیزهایی که پیغمبرو خدا حرام می دانند اینها حرام نمی دانند ما شراب را حرام می دانیم اینها نمی دانند در مسیحیت حرام نیست
گوشت خوک را حرام می دانیم اینها حرام نمی دانند « وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ » اسلام را قبول ندارند سه تا مشکل دارند اعتقادتشان و احکام و دینشان « مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ » چه کنند دو تا حکم یک « حَتَّىٰ يُعْطُوا الْجِزْيَةَ »جزیه به معنای مالیات است حالا چرا بهش می گویند جزیه؟ چون این مالیات جزای خدماتی است که در کشور اسلامی دریافت می کنند امنیت دارید و ارتش خرج دارد و سپاه خرج دارد و مغزها خرج دارد شما هم باید یک بخشی اش را بدهید
« عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ » این ساغرون که به معنای کوچک است اینجا یعنی باید شما ساغرون باشید یعنی متواضع باشید قوانین کشور اسلامی را بپذیرید و اگر در کشور اسلامی مثلاً ممنوع است مشروب فروشی شما مسیحیان هم حق ندارید همچین مغازه ای بزنید شما خودتان می خورید بحث دیگری است اما باید مقررات کشور اسلامی را رعایت کنید این دو تا آیه در واقع ظاهرا 27 و 28 بود که مورد بحث قرار دادیم امروز ان شاءالله ادامه بماند


