شب دوم محرم 1404استاد رفیعی – اصلاح در نهضت امام حسین (ع)
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
ان شاءالله خداوند در ظهور با برکت آقامون تعجیل بفرماید برای سلامتی آن وجود مقدس و عرض تسلیت به پیشگاهش صلواتی عنایت فرمایید
موضوع سخن من این دهه کلمات و سخنان امام حسین علیه السلام در کربلا و مکه قبل و روز عاشوراست
چون هر نهضتی ،هر حادثه ای ،هر انقلابی رو شما بخواهید بشناسید بهترین راه اینه که سخنان رهبر اون نهضت رو ببینید چی فرموده آدم از حرفاش می فهمه که غرضش چی بوده هدفش چی بوده
الان ما چهارده قرن با حادثه کربلا فاصله داریم اگر بخواهیم یک تحلیل درستی از کربلا بدهیم بهترین راهش اینه یک بار نامه ها و کلمات و سخنان و خطبه ها و رجز های امام حسین رو حالا بقیه هم دارن اما مرور کنیم و این خیلی به ما در فهم نهضت عاشورا کمک می کند
به همین جهت من ان شاءالله هر شب یک فرازی از این فرمایشات رو خدمت شما عرض می کنم ما یه نکته ی کلیدی که به درد امروز بخوره چون ما که فقط نمی خوایم تو تاریخ بگردیم یه مطالعه ای بکنیم برگردیم
باید به قول شهید مطهری داستان کربلا رو به امروز پیوند بدیم بتونیم برای امروزمون یک توشه ای بگیریم صرف نقل تاریخ نباشه این فرمایشی که امشب عرض می کنم همتون شنیدید امام وقتی از مدینه خواستن خارج بشن این جمله رو در نوشتشون مرقوم کردند که «وَ اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً » چهار چیز تو برنامه من نیست
یکم: اَشِراً- اَشِراً با الف یعنی جاه طلبی و قدرت طلبی و خودم بخوام مطرح کنم الان خیلی ها هدفشون از درگیری ها خودشون رو می خوان مطرح کنن شما تاریخ رو نگاه کنید درگیری هایی که مثلا بین بنی عباس و بنی امیه بود بنی عباس می خوان خودشون رو مطرح کنند درگیری هایی که الان تو دنیاست این کشور به اون کشور هجمه می کنه حمله می کنه من هدفم جاه طلبی نیست
دوم: وَ لا بَطِراً:یعنی سرمستی یعنی هوس هوا اینم نیست
سوم: وَ لا مُفْسِداً قصد فساد هم ندارم خب شما الان این رژیم کودک کش صهیونیست رو ببینید همش داره ایجاد فساد در عالم می کنه فساد خرابی کشتن قتل
جنگ جهانی اول رو ببینید جنگ جهانی دوم رو ببینید اکثرا هدف ایجاد فساد و ظلمه ،من فساد هم تو هدفم نیست
چهارم: ولا ظالما ظلم هم نیست ستمم نیست پس اول ما تو توحید هم اول می گیم لا اله بعد می گیم الا الله اول لا رو می گم بعد الا رو می گم
لا اَشِراً جاه طلبی نیست ولا بطرا سرمستی نیست ولا مفسدا فساد هم نمی خوام بکنم ولا ظالما ظلمم به کسی من نمی خوام بکنم
«وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّهِ جَدّی صلی الله علیه و آله» این کلمه اصلاح من امشب یکیش صحبت کنم که بسیار کلمه مهمیست خیلی هم تو قرآن آمده
مثلا آیه 88 سوره هود حضرت شعیب می گفت «إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ» ما انبیاء کارمون اصلاح هست
حضرت موسی وقتی رفت میقات هارون رو گذاشت جای خودش ، گفت برادر من دارم میرم تو جای من «وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ» (آیه 142 سوره اعراف)
جالبه حالا یه پایان نامه ای هم من یه وقت دیدم یه کسی کار کرده تو قرآن واژه های مقابل هم رو کار کرده مثلا تو قرآن ظلمت با نوره ، علم با جهله ، کفر با ایمانه ،هدایت با ضلالته ،سعادت با شقاوته ،
برای اینکه قرآن یه چیزی رو خوب حالی آدم کنه می گه مردم دو دسته اند سعید و شقی مردم دو دسته اند ضال وهدایت شده ،نور و ظلمت
غالبا هم تو قرآن کلمه اصلاح در مقابل فساد اومده آیه 152 سوره شعراء «الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ»
ببینید يُفْسِدُونَ - يُصْلِحُونَ
«وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا» (آیه 56 سوره اعراف) فساد و صلاح
وقتی به منافقین می گن «لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» (آیه 11 سوره بقره) لذا اگه کسی این دوتا رو بشناسه خیلی چیزا دستش میآد فساد چیه صلاح چیه خیلی مهمه فساد چیه صلاح چیه
قرآن کریم می فرماید در شهر حضرت صالح نه تا تشکل و ضد انقلاب ،گروهک وجود داشت آیه ۴۸ سوره نمل قرآن کریم است که میفرماید: «وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ» ه دو چشم و طای دسته دار یعنی گروهک یعنی قبیله «تِسْعَةُ رَهْطٍ» نه تا گروهک وجود داشت «يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ» کارشون فساد بود کارشون اصلاح نبود منافق کارش فساده کافر کارش فساده
برادران عزیز این کلمه اصلاح تو دعاها اومده بلدید من الان بخونم با من می خونید تو ماه رمضون می گیم «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ» ببین «أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ»
قرآن هم داریم «وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي» بسیار بحث مهمی است
خدا رحمت کنه مرحوم علامه طباطبایی رو می گن اصلاح جاییه که فساده مثلا شما می گید ساختمون رو می خوام تعمیر کنم کی تعمیر می کنم وقتی خرابه
ماشین رو می خوام درستش کنم کی درست می کنی وقتی اشکال داره غالبا اگه جایی سالم باشه که اصلاح نمی خواد جایی خراب نباشه که تعمیر نمی خواد ماشینی که سالم باشه کی آدم اقدام به در واقع مداوا می کنه وقتی مریض باشه مداوا برا مریضه اصلاح برا خرابی تعمیر برا جایه اشکالی پیش اومده
لذا من یه وقتی تو یادداشتم می نوشتم اقسام اصلاح رو ده پونزده تا شد خیلی هم بحثش قشنگه
اصلاح اعتقادی
اصلاح رفتاری
اصلاح روابط خیلی رابطه ها اشکال داره
اصلاح اقتصادی
اصلاح سیاسی
اصلاح اجتماعی
اصلاح خانوادگی
یک بحث گسترده ایست که خدا میدونه یه کتاب روش نوشته بشه کمه
آقا الان تو روابط خانوادگی ما اصلاح نیاز نیست؟ زن و مرد پدر و پسر چقدر روابط خرابه
تو مسائل اقتصادی رشوه ربا کم فروشی اصلاح نیاز نیست؟
تو مسائل مربوط به روابط روابط پدر و پسر همسایه و همسایه کاسب و مشتری اصلاح لازم نیست؟
تو مسائل مربوط به حوزه اقتصاد تو حوزه سیاست الان دنیا نیاز به اصلاح سیاسی نداره؟
خودمون الان تو اصلاح سیاسی نداریم اگه ما اشکال تو اوضاعمون نبود که نباید این وضع می شد چرا انقدر جاسوس باید تو کشور ما باشه چرا اینقدر نفوذی باید باشه؟
حالا یه سروصداها بخوابه باید یه اصلاح اساسی بشه یه تسویه حساب اساسی بشه اصلاح یک امریست که تو تمام امور به عنوان یک عامل موثر همیشه باید مورد توجه همه ی افراد باشه
من خودمو باید اصلاح کنم این می شه اصلاح نفسی فردی با زن و بچه هم باید رابطه ام اصلاح بشه می شه اصلاح خانوادگی
نسبت به مسائل اقتصادی خمس می دم زکات می دم مال حلال کم فروشی می شه اصلاح اقتصادی
نسبت به برادرم خواهرم باید رابطه ام اصلاح باشه می شه اصلاح روابط
نسبت به حکومت ولی فقیه وظیفه ام رو انجام می دم می شه اصلاح سیاسی
خیلی مهمه منتها من همه اینا رو امشب می ذارم کنار فقط سه تا رو برای شما می گم اصلاح اعتقادی اصلاح رفتاری اصلاح روابط دیگه اقتصادی و سیاسی و خانوادگی نمی رسم بگه همین سه تا کافیه گفت در خانه اگر کس است سه حرف ، یعنی یک حرف ولی ما می گیم سه حرف پس است
داشتن شاخص و معیار در امور
منتها یه نکته ای به شما بگم زمانی اصلاح تو جامعه تو فرد تو خانواده تو اقتصاد تو همه ی امور خوب دقت کنید ممکنه که ما یه شاخص داشته باشیم مثلا شما الان ماشین دارید مصرف بنزین عادی این ماشین باید بدونی قانونا چقدر به شما می گن آقا مصرف عادیش هشت لیتر مثلا در صد کیلومتر خب این می شه معیار شما برو بذار زیر دستگاه اگه مال شما ده تاست دو تا مشکل داره باید اصلاحش کنه
تا معیار نداشته باشی اصلاح ممکن نیست الان تو مسائل پزشکی شما برید از پزشک ها بپرسید ملاک قند آدم چیه مثلا می گن هشتاد تا صد تا نود خب وقتی ملاک شد نود و نه صد اگه مال من شد صد و بیست بیست تا اشکال داره باید اصلاح بشه حالا یا قرص قند می خورم یا انسولین می زنم یا پرهیز می کنم می فهمید چی می خوام بگم این خیلی مهمه
وقتی اصلاح ممکنه که آدم یه معیاری برای صحیح بودن داشته باشه شما وقتی به شما می گن فشار خون داری از کجا می فهمی؟ چون ملاک صحیح بودنش مثلا دوازده رو هفت اما من می بینم چهارده رو نهم پس اشکال دارم باید اصلاحش کنم خیلی بحث مهمیست
آقا عقیده صحیح چیه؟ که شما به من می گی آقا عقیده رو اصلاح کن رفتار صحیح چیه؟ روابط صحیح چیه؟ این سه تا رو من توضیح بدم
اول اصلاح اعتقادی: الان هرکی هر عقیده ای داره می گه درسته اون داعشی هم که آدم می کشه خودش رو منفجر می کنه لای مسلمونا می گه می رم بهشت بله می گه درسته
من یه فیلم دیدم دیروز مال سوریه این حسینیه ها دارن خراب می کنند سیاه پوش ها رو می کنن صندلی ها رو پرت می کنند
این آدمی که اومده داره عزای امام حسین رو به هم می ریزه می گه این درسته این کار غلطه من دارم درست عمل می کنم که این رو جمعش می کنم شما که این سیاه پوش ها رو می زنید می گید درسته ،می شه؟
اونی که می گه من معتقد به سه خدا هستم می گه عقیده من درسته شمام که می گید یکی می گید درسته
اونی که می گه سقیفه می گه درسته شما می گی غدیر می گی درسته
ما الان چقدر مذهب و مکتب من رفتم تو بعضی از این مراکز عبادی هندوها یه جا رفتیم توی یه معبدی جوان از درب سینه خیز خدا می دونه تمام این دستاش زخم می شد سینه خیز اومد اومد اومد رسید پای بت شروع کرد بوسیدن من شمردم بیست و یک دور دور چرخید سه برابر کعبه که ما هفت دور می چرخیم
بعد عقب عقب برگشت یه چیزی خوند که من نمی دونم چی خوند خب این اگه عقیده اش این نباشه که این عملش درسته این کار رو انجام می ده؟ خیلی مهمه
اینی که امام صادق فرمود سه چیزه همه می گن حق با ماست «ثلاثُ خِلالٍ يقولُ كلُّ إنسانٍ إنّهُ عَلى صَوابٍ مِنها :» ،.[تحف العقول : 321 .] عجب روایتی سه چیزه به هرکی بگی می گه تو این سه تا حق با منه من درست می گم
یک: دِينُهُ الذي يَعتقِدُهُ دینش اعتقاداتش مسیحی یهودی تو اسلام اهل سنت شیعه تو خود شیعه الان اسماعیلی زیدی اینایی که هستن من اونایی که نیستن رو کاری ندارم که الان وجود دارن تو خود اهل سنت فرقه ها خود مسیحی ها پروتستان عرض می کنم که کاتولیک ها ارتدوکس اینها هم چند فرقه شدند دیگه بیاید مذهب بودا بیاید مذهب مختلف هر کسی تو سه چیز می گه حق با منه
دوم: و هَواهُ الذي يَستَعلِي علَيهِ تو خواهش هایی که داره هر کی هر چی می خواد می گه من یه کسی طرفدار یه ماشینه می گه من درست می گم یکی طرفدار اون ماشینه یکی طرفداره یکی خونه کنار مسجد می خواد می گه حق با منه زودتر برم مسجد یکی می گه نه خونم دور از مسجد باشه می گه حق با منه می خوام اذیت نشم هر که تو خواسته های خودش خودش رو محق می دونه
و سوم ، و تَدبيرُهُ في اُمورِهِ که تو دولت ها مخصوصا اینطوره ، «و تَدبيرُهُ في اُمورِهِ» تو برنامه ریزی شما به هر دولتی میآد می گه حق با من قبلی اشتباه کرد هر وزیری می آد هر مسئولی میآد
فدای امام صادق بشم که چقدر قشنگ ترسیم کرد فرمود سه چیزه توش همه می گن حق با ماست «ثلاثُ خِلالٍ يقولُ كلُّ إنسانٍ إنّهُ عَلى صَوابٍ مِنها»
یک تو دینشون
دو تو خواسته هاشون
سه تو برنامه ریزی هاشون
می شه چنین چیزی؟ امکان داره؟ و لذا ممکنه شما از من سوال کنید اون شاخصه چیه توی اعتقادات که ما ببینیم کدوما اینا غلطه کدوما درسته؟
شاخص در اعتقادات
اول عقل: عقل لذا تو دین ما عقل به عنوان مهم ترین ابزار برای شناخت اعتقادات چیزی که حضرت ابراهیم ازش استفاده کرد ،تبر رو انداخت رو دوش بت بزرگ تر گفت شماها این رو می پرستید خودتون هم می گید این هیچ کاری ازش نمیآد من می گم این بتا رو این شکسته اگه بتونه شما می گید خب چیزی که هیچ کاری ازش نمی آد چرا می پرستید؟ عقل همراهی می کنه با بت پرستی؟ نمی کنه عقل همراهی می کنه با تثلیث؟
حضرت پیامبر گرامی اسلام با بزرگ مسیحی ها وارد بحث شد گفت شما به چه دلیل می گید عیسی پسر خداست گفتن چون پدر نداره
باباش خداست دیگه کسی که پدر نداره باباش خداست می شه پسر خدا یه خورده مثل خداست دیگه پس حضرت فرمودند که خب اگه اینه که آدم رو بگید خداست چون آدم که نه پدر داره نه مادر حالا عیسی قبلا مادر اگه واقعا ملاک اینه ما خیلی موجود داریم که پدر ندارن مادر ندارن تو این عالم بعضی مثلا مثل عصای حضرت موسی که اژدها شد اون اژدها مگه پدر و مادر داشت نه نرو ماده داشت نه عصا شد اژدها پس این هم بگید الوهیت داره شتر حضرت صالح که از کوه اومد بیرون مگه این پدر داشت این شتر معجزه بود حضرت صالح یه لحظه به اذن خدا ایجادش کرد
مگه هر که پدر نداره یا مادر نداره می شه خدا این یه ملاک برا عقل برات اعتقادات
شاخص دوم انبیاء: که حالا برا بعضی ها راحت تره خود انبیا خود ائمه به ما گفتند شما در طول تاریخ همیشه خدا یه معصوم تو جامعه می ذاره یه شاخص یه صراط مستقیم «وَأَنَّ هَٰذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ »امیرالمومنین فرمود «أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقيمُ» [بحار الأنوار : 8/70/19 .]
ائمه ما فرمودند تو روایت هم داریم «نَحنُ الصِّراطُ المُستَقيمُ »
ممکنه شما بگید عقل دچار تشویش می شه تردید می شه آقا ملاک «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ» علی یه معیار به شما میده
به همین جهت هم ما اعتقادمون اینه دو نفر تو جامعه باشن یکیش باید معصوم باشه اول از عالم با امام شروع شده با پیامبر شروع شده آخرش هم با امام تمام می شه
تصحیح اعتقادات جوونای عزیز اعتقاداتتون رو درست کنید
شک دارید بپرسید مطالعه کنید عقیده مبناست «مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً» مثل ریشه ی درخت «كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ »
من خیلی بین جوونا هستم گاهی می بینی یاسی ناامیدی به هم ریختگی به خاطر یک مشکل اعتقادی است این اعتقاد ببینید حضرت عبدالعظیم حسنی که در همین ری دفنه یه آدم شاخصیه آدم مهمیه
ایشون بیشتر از اینکه امامزاده باشه عالم محدث و مفسر هست دو زانو خدمت امام هادی زانو زد گفت آقا من می خوام دینم رو بر شما عرضه کنم شما ببینید اعتقادات من درسته یا درست نیست در شش بخش اعتقاداتش رو برای امام هادی شمرد توحید نبوت امامت معاد احکام اسلامی وقتی تمامش رو بیان کرد آقا فرمود والله این درسته همون دینیه که خدا پسندیده پاشو برو خیالش راحت شد
این می شه اصلاح اعتقادات
در صفین یه جوانی با امیرالمومنین می جنگید همین طور که می جنگید فحشم می داد ناسزا می گفت به امیرالمومنین خب هاشم مرقال از اصحاب امیرالمومنین هاشم بن عتبه ایشون از بستگان عمر سعد هم هست اما عاشق امیرالمومنین بود امیرالمومنین هم خیلی دوستش داشت خیلی
می دونید که قرآن می فرماید ملاک یه حزب یا گروه یا نسبت شناسنامه نیست ملاک تبعیت هر که تبعیت می کنید اسم شما تو شناسنامه اسم اون تو شناسنامه شماست
لذا ممکنه طرف اموی باشه حتی داشتیم دیگه سعد اموی امام باقر بهش فرمود تو از مایی
قرآن می فرماید هر کسی از هر کسی تبعیت کنه والا پسر نوح از باباش تبعیت نمی کنه می شه «انه لیس من اهلک» جدا می شه
ابولهب از پیغمبر تبعیت نمی کنه می شه «تب یدا ابی لهب »اما عکسشم داریم همین هاشم مرقال ایشون می گه من تو صفین دیدم این جوونه همین طور که می جنگه فحشم می ده به امیرالمومنین ناسزا می گه رفتم جلو شمشیرش رو انداختم خلع سلاحش کردم ولی نکشتمش گفتم این اعتقاداتش یه مشکلی داره دیگه
آدمی که با این محکمی داره می جنگه و ناسزا می گه گفتم جوان به چه دلیلی ناسزا می گی به امیرالمومنین؟
گفت به دو دلیل
یک: «بلغنی ان صاحبکم لا یصلی» به ما گفتن امیرالمومنین نماز نمی خونه ببین چجور ذهن رو خراب کردند
دوم: «و انه قاتل عثمان» گفتند خلیفه سوم به دست علی بن ابی طالب به قتل رسیده پس این جوان اینکه بعضی ها می گن این داعشی با چه عقیده ای می آد خودش رو منفجر می کنه
ببین اول اعتقادات رو خراب کردن سی هزار آدم رو که نمی شه کشوند کربلا بیخودی ، بنی امیه اول کار فرهنگی کردند بعد کار نظامی
به قول حاج آقای قرائتی می گفت یکی گفت این هواپیما به این بزرگی رو چجوری می دزدند یه موقع هواپیما ربایی می شد ایشون می گفت گفتم می ره هوا کوچیک می شه بعد می دزدنش و رو زمین نمی شه دزدیدش
اول امام حسین رو مشکل دار می کنن بعد طرف راحت تیر شلیک می کنه این نکته ایه که اول مبنا رو می زنه هاشم مرقال بهش گفت جوان کلاه سرت گذاشتن دستش رو گرفت آوردش پیش سپاه امیرالمومنین گفت این آقا رو میشناسی گفت بله این عماره گفت این رو می شناسی گفت بله این اویسه گفت عمار و اویس اویسی که پیشانیش و زانوهاش آثار سجده داشت عماری که پیشانیش آثارش سجده داشت گفت به نظر تو اینا از یه بی نماز حمایت می کنن عمار میآد زیر علم یه بی نماز سینه بزنه اینا پیروای علی هستند اینقدر آثارش سجده دارن کی به تو گفته علی نماز نمی خواند
اینم که میگی قاتل عثمان دروغه خود اینا کشتن امیرالمومنین تو خونه نشسته بود راضی به این امر هم نبود به دلایلی به همین سادگی جوانه سرشو انداخت پایین و اومد پیوست به امیرالمومنین ببین اصلاح اعتقادات
عمروعاص فریاد زد خدعک العراقی این عراقی گولت زد برگرد گفت نه هدانی هدایتم کرد تو منو گول زدی
من خیلی با مردم و جوونا تو این قصه گاهی صحبت می کنم می بینی یک ربع یک ربع مدتی قبل یه خانمی تماس گرفت آقا بچه من دانشگاه شریف رتبه ی بالا درس خون مسجد برو نماز بخون این رو خیلی به من می گن ها تو راهنمایی نماز می خوند مکبر بود اومد دبیرستان شل شد رفت دانشگاه تمام شد الان منکر همه چیز شده من به تمام اینا یک کلمه جواب می دم می گم خانم بفرستش پیش یه کارشناس بفرست پیش من بفرست پیش او تو نمی تونی تو ازت نمی آد اگر این بچه ات یه بیماری پوستی می گرفت خدایی نکرده یه غده تو سرش می زد تو خودت معالجه اش می کردی یا می گشتی متخصص ترین پزشک رو پیدا می کردی که این غده رو از سرش رفع کنه او این غده گرفته این اعتقاداتش به هم ریخته تو نمی تونی از تو نمیآد بذار بیاد با یه کارشناس حرف بزنه گفتم خانم بفرست بیاد پیش من
بچه مودبی هم بود اومد بعد چند روز اومد من تو موبایلم هنوز پیامکی که بهش دادم هست حالا عرض می کنم چیه اون پیامک آمد و گفتم خب آقا جوون بفرمایید گفت آقا من هیچی رو قبول ندارم نه خدا نه پیغمبر نه دین نه اسلام من معتقدم این جهان طبیعیه یک در واقع انفجاری صورت گرفته این کرات ایجاد شده یه تکاملی صورت گرفته بشر به این مرحله رسیده یه روز یه هم قطع می شه و تمام می شه
خب شما از کجا به این نتیجه رسیدی گفت از رو حرف های داروین اعتقادات ایشون رو خوندم آثار ایشون رو خوندم به این نتیجه رسیدم گفتم یه سوال کتابای ضد ایشونم خوندی خب مگه هست گفتم آره ده تاشو براش شمردم گفتم از کجا بگم از خودمون بگم یا از خودشون از خودمون بگم آیت الله العظمی سبحانی غوغای دارونیسم کتاب آیت الله مشکینی کتاب نظریه تکامل از خودشون می خوای فلان دانشمند فلان دانشمند گفت حاج آقا اینا رو پیامک کن من یادم میره من همه رو فرستادم تنها پیامکی که نگه داشتم همینه براش پیامک کردم ده تا کتاب و مقاله تو برو اینا رو بخون با چهار تا کلمه الان این طور شده ها
خیلی ها با یه شبهه با یه عدم اجابت دعا با یک حادثه با یه فقدان با یه اتفاق فراوان افراد به من گاهی مراجعه می کنند آقا فلان مصیبت تو زندگی ما پیش اومده فلان داغ پس من همه چیز رو گذاشتم کنار منتظر معجزه هم هستن ها دلش می خواد مثلا با یه معجزه ای این خیلی مهمه که اعتقادات
زمان امام باقر علیه السلام حالا الان که خیلی بیشتر شده این چیزا چند تا عقیده انحرافی درست شده بود
یکیش زیدیه بودند زیدیه معتقدند زید بن علی بن الحسین امامه دیگه اینا اعتقاد به امامت حتی امام سجاد و امام باقر و اینا اصلا ندارند
در واقع سه امام رو قبول دارن امیرالمومنین امام حسن و امام حسین حالا بعضی ها می گن امام سجاد هم قبول دارن بعضی فرقه هاشون قبول ندارن
فرقه دیگر فرقه مرجئه بود فرقه مرجئه با همزه یه فرقه انحرافی بودند که می گفتن دلت پاک باشه عمل مهم نیست تو شراب بخور دلت پاک باشه تو با نامحرم دست بده الانم پیدا شده ها تو این فضای مجازی بعضی ها که متاسفانه با همین حرف ها خیلی هم دنبال کننده پیدا کردند حالا این چهار تا مو بیرون باشه چی می شه حالا آقا سنگ رو سنگ بند نمی شه مثه اینکه شما بگی حالا کشتی یا سوراخ بشه چی می شه چیزی نمی شه یواش یواش آب می آد توش می ره زیر آب شما چه کل دین رو منکر بشی چه یه بخشش رو یه پازل شما چه یه شماره رو برداری چه کلش رو یه ماشین شما چه یه چرخش رو پنچر کنی چه کلش رو از بین ببری
خب اینم مرجئه می گفتن دلت پاک باشه عمل مهم نیست اصلا عمل گرا نبودن اینا خیلی حکومت بنی عباس از این مرجئه خوششون می اومد می گفتن هذا دین الملوک این دین ماست به درد می خوره کار با عمل ما نداره
یه فرقه ای هم پیدا شده بودن قدریه اینا جبرگرا بودن می گفتند به ما ربطی نداره خدا خواست شمر شمر بشه خدا خواست امام حسین امام حسین بشه خدا می تونست برعکس عمل کنه شمر که به اختیار خودش شمر نشد
همون روز اول از «السَّعيدُ مَن سَعِدَ في بَطنِ اُمِّهِ ، و الشَّقِيُّ مَن شَقِيَ في بَطنِ اُمِّهِ» شمر در شکم مادر شمر به دنیا اومد امام حسین امام حسین به دنیا اومد
بعضی می پسندند این حرفا رو همه چیز رو گردن جبر خب اینم یه فرقه انحرافی
چهارم حروریه حروریه همون خوارجند یعنی کسایی که می گفتن کسی یه گناه بکنه کافر می شه شما یه دروغ بگی کافر می شه حالا شما نگاه کنید مراجعه می گن دلت پاک باشه عمل مهم نیست اینا می گن یه شرب خمر کنی کافر می شی ما شیعه این رو نمی گیم ما می گیم کسی شرب خمر کنه فاسق می شه نه می گیم کافر می شه می گیم گنهکار نمی گیم کافر
حمزه بن محمد می گه من قاطی کردم می گه به هم ریختم اومدم خونه در رو بستم گفتم ول کن اصلا دین بی دین هیچی نمی خوام دیدم در خونه رو می زنن البته اینی که من دارم می گم معجزه اس شما منتظر این جور برخوردها نباشید در می زنن در رو باز کردم دیدم یه آقایی می گه اجب ابا جعفر بیا امام باقر کارت داره چه کار با من داره چیزی هم نگفته بودم من از اینکه به هم ریختم رفتم خدمت آقا تا نشستم سلام کردم
آقا فرمودند «لا الی الزیدیه و لا الی الحروریه و لا الی المرجئه ولا الی القدریه بل الینا الینا» این می شه شاخص نه سراغ زیدیه برو نه حروریه نه مرجئه بیا به سوی ما گفتم آقا فدات بشم درد منم همین بود تمام شد اصلاح عقیده البته حالا این می شه یه کرامت یه معجزه شما اگه یه همچین موردی پیدا کردی منتظر نباش در خونه رو بزنن بگن بیا حاج آقای فلان باهات کار داره امام حجت خداست شما خودت باید مراجعه کنی
من خیلی داستان تو این زمینه دارم ولی به همین میزان اکتفا می کنم
امیرالمومنین تو جمل داره می جنگه شمشیر دستشه دشمن مقابلشه داره می جنگه اون وقت یه کسی اومد جلو گفت آقا به من بفرمایید توحید چیه منظورت از وحدت خدا چیه ابن عباس عصبانی شد و گفت برو تو وقت گیر آوردی موقع جنگ اومدی سوال اعتقادی می کنی برو آقا امیرالمومنین فرمود ابن عباس رهاش کن این سوالی که این از ما کرد ما برای همین داریم می جنگیم می خوایم اعتقادات مردم رو درست کنیم والا من با معاویه چیکار دارم می خوام اعتقادات مردم درست شه مردم شام زیر بار ولایت برند
لذا این خیلی مهمه خواهشم اینه تو بحث اعتقادی یک مطالعه دو مراجعه به کارشناس سه نقطه زنی نقطه زنی یعنی چی یعنی از همون جایی که شبهه داری همون رو برو بپرس
داستان بزنطی
بزنطی اومد خدمت امام رضا گفت آقا من سه ساله یه چیزی از خدا می خوام درست نمی شه من دیگه دارم به خدا بدگمان می شم ببین این آغاز انحرافه این آغاز یک انحراف بدگمانه به خدا سو ظن به خدا من «اکبر الکبائر سو ءظن بالله» آقا بهش فرمود بندتی اگه من یه قولی به تو بدم به من اعتماد می کنی خوش گمانی می گم مثلا فردا بیاید انقدر پول بدم گفت بله آقا شما امام رضایی فرمود بنده خدا اون که خداست کسی از خدا خوش قول تر وجود نداره اگه فرموده «ادعونی استجب لکم» شک نکن یه جای کارت ایراد داره یه جای کارت ایراد داره حالا برو ببین کجاست
یا این بحث دعا مصلحتت نیست یا تو یه مشکلی داری یا خدا یه چیز بهتری می خواد بهت بده نمی دونم
داستان
آخه یه بنده خدایی اولاد می خواست از خدا خیلی هم دعا می کرد حضرت موسی علیه السلام هم هر وقت رد می شد خیلی قصه اش قشنگه می دیدید دستاش بالاست «اللهم الرزقنی ولدا» همین یه دعا هم بلد بود از خدا یه پسر می خواست یه اولاد می خواست تقریبا دو سه سال حضرت موسی این رو می دید هر دفعه می رفت می دید این بعد عبادتش این دعا رو می یه بار گفت بذار با خدا مطرح کنم واسطه بشم مشکلش حل بشه
آمد میقات گفت «الهی عبدک یدعوک منذ ثلاث سنین» من سه ساله می بینم این بنده تو دعا می کنه یه بچه می خواد خب بهش بده دیگه خدایا حضرت موسی میدونید که با خدا خیلی رک بوده خدا فرمود موسی تا آخر عمرشم منو بخونه بهش بچه نمی دم برو خیالش رو راحت کن بهش بگو بساطش رو جمع کنه
آخه چرا ؟خدایا چرا مگه خودت نگفتی ادعونی استجب لکم فرمود موسی این سه تا مشکل داره اگر اصلاحش کنه بهش اولاد می دیم والا خبری نیست
یکم: بِلِسَانٍ بَذِيٍّ فحاشه فحش می ده زبونش زبون بده با همین زبونم می گه یا الله با همون زبونی که می گه فلان فلان شده با همونم می گه یا الله ما به آدم فحاش جواب نمی دیدیم
دوم: وَ نِيَّةٍ غَيْرِ صَادِقَةٍ انگیزش هم صادقانه نیست نیتش خالص نیست
سوم وَ قَلْبٍ عَاتٍ غَيْرِ نَقِيٍّ قلبش هم پاک نیست سه جاش مشکل داره زبونش مخش دلش مخ صادق نیست زبان زبان صدق نیست قلبشم پاک نیست کینه حسد هر مرضی می خوای توش پیدا می شه البته مرض های جسمی نه روحی
حضرت موسی اومد به آقا پاشا پاشو بساط رو جمع کن من با مرکزش صحبت کردم فایده ای نداره خدا به تو بچه بده نیس گفت آخه چرا؟
آخر قصه قشنگه بحث ما امشب اصلاحاته دیگه آخرش قشنگه گفت برای اینکه خدا فرمود سه جات مشکل داره مخت زبونت دلت
روایت داره «فاصلحها فرزقه الله ولدا» گفت چشم هر سه رو درست می کنم اصلاح کرد خدا اولاد بهش داد
ببین باید رفت شناسایی کرد علت رو فهمید نخستین اصلاحی که ما تو زندگی نیاز داریم اصلاح اعتقادی است شاخصش هم قرآنه ،عقل ،انبیاء ،ائمه
اصلاح دوم اصلاح رفتاریست وای که چقدر اینجا حرف داریم چقدر یه دهه من روی این موضوع صحبت کنم جا داره آقا رفتارامون درسته من درست حرف می زنم من درست راه می رم من درست نگاه می کنم من درست خیلی مهمه
اگه می خواید بدونید رفتار درست چیه این کارش راحت تر از اون اولی است دعای مکارم الاخلاق و امام سجاد رو ببینید رفتارهای درست اونجا اومده غیبت نکنم تهمت نزنم آبرو نریزم سوءظن نورزم
اگه می خوای بدونی رفتار درست چیه خطبه متقین حضرت علی رو باز کن صد و ده تا رفتار صحیح اونجا نوشته منطقهم الصواب درست حرف می زنند اعتدال دارن اگه می خواید ساده تر براتون بگم ساده تر بگم این دعای «اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِيقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِيَةِ وَ صِدْقَ النِّيَّةِ» اینا همه رفتارهای صحیحه ما به اصلاح رفتارهای صحیح هم نیاز داریم
بگردید ببینید چند تا رفتار غلط دارید درستش کنید به زبانت مشکل داره حلش کن من مکه به حاجی ها گفتم گفتم وقتی برمی گردید اثر حج کچلی سر نیست که همه تون تراشیدید یه کلاه گذاشتید سرتون نه بابا این راه از اثر حج اینه حاجی دروغ می گفتی دیگه نگی کم فروشی می کردی دیگه نکنی اصلاح رفتار بله اومد
اومد خدمت امام سلام علیکم آقا فرمود چرا با اون خانم شوخی کردی؟ رفتار غلطش رو بهش تذکر داد
یا شخصی سیب رو برداشت خورد نصفش رو خورد پرت کرد دور ،امام رضا بهش فرمود بیا ،چرا نصفش رو انداختی؟ اسرافه همین یه نصفه یکی رو سیر می کنه
اینکه می گم رفتار ،گاهی ممکنه رفتار مربوط به وسواس باشه ممکنه مربوط به اسراف باشه ممکنه مربوط به نگاه باشه پیغمبر اکرم سوار مرکب بود فضل بن عباس هم پشت سرش فضل بن عباس خوش تیپ بوده جوونی بوده شبیه پیغمبر بچه کوچیک عباسه جوون بود پشت سر پیغمبر سوار بود یه خانمی اومد سوال کنه از پیغمبر همین طور که سوال می کرد فضلم برگشته بود برو بر خانومه رو نگاه می کرد حضرت هم که جواب می داد دست آورد سرش رو برگردوند اینور رو نگاه کن من دارم سوال جواب میدم چشم چرونی می کنی؟ ببین رفتار غلطش رو تذکرداد
و لذا اگر یک کسی چند تا کتاب تو این زمینه بنویسه که ائمه ما رفتارهای غلط رو چگونه اصلاح می کردند رفتارهای غلط رو با چه شیوه ای با چه روشی اینم یه اصلاح
اصلاح سوم هم اصلاح روابط آقا روابط ما باید درست باشه با پدر و مادر «بالوالدین احسانا» بابا بابام ظالمه ارث و بد تقسیم کرده فرق بین بچه ها گذاشته داداش کوچیکه خونه براش خریده برا من هیچی نخریده باشه
تنها ظالمی که احترام داره پدر و مادره و حالا ظالم احترام نداره تو بدرفتاری نکن حق نداری ولو مسیحی ولو کافر چون اصل بین المللی است
امام حسن چقدر از امام حسین بزرگتره شما بگید اصلا رو همین چیزی که الان رسمه فکر کنید امام حسن پونزده رمضانه دیگه ها امام حسین سوم شعبان اگه این درست باشه این زمان کمتر از یک سال می شه می دونید در طول عمرش امام حسین جلو پای امام حسن راه نمی رفت می گفت داداش بزرگمه می دونید جایی که امام حسن صحبت می کرد ما تکلم الحسین بین یدی الحسن صحبت نمی کرد بلد نیستی الان رفتار و برادر و همین طور برید روابط با عمو عمه خاله همین طور بستگان ذی القربی این بحث امشب من خیلی جمع جور و خلاصه البته اونی که امام حسین فرمود اصلاح اصلاح در امت در همه زمینه ها بود هم عقاید هم رفتارها هم روابط و در اصل اصلاح ساختار حکومت که یزید داره حکومت می کنه اصلاح اجتماعی اونم خیلی مهمه


