خوشبختی (طُوبی) در ۵ قدم!
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
«قـالَ النّبِيّ صلي الله عليه و آله: طُوبى لِمَنْ طابَ خُلْقُهُ وَطَهُرَتْ سَجِيَّتُهُ وَصَلُحَـتْ سَريرَتُهُ وَ حَسُنَتْ عـَلانِيَتُهُ وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ وَ اَنْصَفَ النّاسِ مِـنْ نَفْسِهِ». [اصول كافى، ج 2 ص 144]
این روایتِ پیامبر اکرم (ص)، در واقع یک «نقشهیِ جامعِ زندگیِ انسانی» است. ایشان در این کلام، از لایههایِ درونیِ روح شروع میکنند و به لایههایِ بیرونی و اجتماعی میرسند. این روایت، فرمولِ رسیدن به «طُوبى» (خوشبختی و بهشت) است.
مقدمه و تبیینِ مفهومِ «طُوبى»
«قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» - سوره شمس، آیه ۹
امروز میخواهیم دربارهیِ یک "مژدهیِ بزرگ" صحبت کنیم. پیامبر اکرم (ص) در این روایت، از کلمهای استفاده میکنند که شنیدنِ آن، آرامشبخش است: «طُوبى».
طوبی یعنی خوشبختی، یعنی بهشتی که در آن درختها و سایهها بسیار زیبا هستند. اما پرسش این است: چه کسی مستحقِ این خوشبختی است؟ آیا فقط کسی است که نماز و روزه دارد؟
پیامبر (ص) در این روایت، یک "لیستِ ویژگیهایِ انسانی" را ارائه میدهند که فراتر ازِ شعائرِ مذهبی، به "جوهرِ شخصیت" انسان مربوط است. ایشان میفرمایند خوشبختی، نتیجهیِ یک "ساختارِ درونی" است. یعنی اگر درونِ تو پاک باشد، بیرونِ زندگیات هم به زیباییِ طوبی خواهد بود.
ما امروز در جامعهای هستیم که "ظاهر" را میپرستد. همه به دنبالِ این هستند که در چشمِ دیگران، خوب به نظر برسند؛ اما پیامبر (ص) به ما یاد میدهند که خوشبختی، از آنجایی شروع میشود که هیچکس نمیبیند: از جایی که در تنهایی، با خودمان و با خدا روبرو هستیم. امروز میخواهیم این پنج مرحلهیِ کمال را کالبدشکافی کنیم تا ببینیم کجایِ این مسیر، از آن بازماندهایم...»
پاکسازیِ درون
«طابَ خُلْقُهُ وَطَهُرَتْ سَجِيَّتُهُ وَصَلُحَـتْ سَريرَتُهُ»
پیامبر (ص) ابتدا به ریشهها میپردازند. ایشان میفرمایند: «طابَ خُلْقُهُ» (اخلاقش نیکو شد)، «طَهُرَتْ سَجِيَّتُهُ» (ذات و سجایایش پاک شد) و «صَلُحَـتْ سَريرَتُهُ» (باطن و نیتهایش اصلاح شد).
این سه کلمه، یک سلسلهمراتب دارند. خُلُق یعنی رفتاری که از عادت شده؛ سجّیه یعنی آن ویژگیهایِ ذاتی که در وجودِ ماست؛ و سریره یعنی آن رازهایِ پنهانی که در تاریکترینِ گوشههایِ قلبِ ماست.
خداوند در موردِ مؤمنانِ واقعی میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ» (مؤمنان کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان میلرزد - سوره انفال، آیه ۲). این لرزشِ قلب، نشانهٔ همان "سریره" یا باطنی است که از گناه و کینه پاک شده است.
امروز بزرگترینِ بحرانِ ما، "دوگانگیِ شخصیت" است. ما در حضورِ مردم، فرشته هستیم، اما در تنهایی و در فضایِ مجازی، در برابرِ گناه و کینه، شیطان هستیم!
پیامبر (ص) میفرمایند خوشبختی، برای کسی نیست که فقط "نقاب" دارد؛ خوشبختی برای کسی است که "باطن و ظاهرش" یکی باشد. اگر باطنت سیاه باشد، حتی اگر با زبانِ شیرین حرف بزنی، در نزدِ خدا، "طوبی" برای تو نیست...»
تراز کردنِ ظاهر
«وَ حَسُنَتْ عـَلانِيَتُهُ»اما آیا پاک بودنِ باطن کافی است؟ خیر. پیامبر (ص) میفرمایند: «وَ حَسُنَتْ عـَلانِيَتُهُ» (و ظاهرِ او نیز نیکو گشت).
ایمان و اخلاقِ واقعی، نباید فقط در "خلوت" باشد؛ باید در "جهره" هم جاری شود. یعنی رفتارِ تو با همسایهات، با همکارت در اداره، و با غریبهها، نشاندهندهیِ آن باطنی باشد که میگویی داری.
به زندگیِ پیامبر (ص) نگاه کنید. ایشان در خلوتِ خود با خدا در گفتگو بودند، اما در میانِ مردم، مهربانترین، راستگویترین و باوقارترین انسان بودند. ظاهرِ ایشان، آینهٔ باطنِ ایشان بود.
اگر کسی ادعا میکند باطنِ او پاک است، اما در ظاهر، با ناسازگاری، دروغ، یا بیادبی برخورد میکند، در واقع "سریره" (باطن) او هنوز به کمال نرسیده است؛ زیرا باطنِ سالم، همیشه بر ظاهر اثر میگذارد...
مدیریتِ دارایی و زبان
«وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ»
«بخشِ سوم، واردِ حریمِ "عمل" میشود. پیامبر (ص) دو ابزارِ بسیار مهمِ انسان را مدیریت میکنند: مال و زبان.
اول: «وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مالِهِ» (آنچه از مالش فراتر از نیاز است را انفاق کند).
پیامبر نمیفرمایند همه مال را بده؛ بلکه میفرمایند فضل (آنچه مازاد بر نیاز است) را بده. این یعنی گذشت از "کینهٔ مادی". انسانِ باطنپاک، به مال خود نمیچسبد، چون میداند مال، وسیلهای برایِ رسیدن به خداست.
دوم: «وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ» (و از زیادهگویی و سخنانِ بیهوده خود پرهیز کند).این بخش بسیار عمیق است! یعنی "خاموشیِ هوشمندانه". زیاده گویی، دروغ، غیبت، و کلامی که به کسی آسیب میزند، همه از "فضلی از قول" هستند که باید آنها را نگاه داشت (مسک).
امروزه ما در عصرِ "اطلاعات" و "پلتفرمها" هستیم. همه میخواهند "بیشتر بگویند"؛ بیشتر کامنت بدهند، بیشتر بحث کنند، بیشتر در موردِ زندگیِ دیگران حرف بزنند.
اما پیامبر (ص) میفرمایند: خوشبختی در "کمگویی" و انفاقِ مادی است. کسی که نمیتواند زبانش را از فضولی بازدارد، در واقع با زبانِ خود، در حالِ تخریبِ طوبی و خوشبختیِ خود است...
عدالت با خود و دیگران
«وَ اَنْصَفَ النّاسِ مِـنْ نَفْسِهِ» و در نهایت، پیامبر (ص) به اوجِ اخلاق میرسند: «وَ اَنْصَفَ النّاسِ مِـنْ نَفْسِهِ» (و با مردم، از جانبِ خود، منصفانه رفتار کند).
این یعنی: "نفسِ خود" را در برابرِ "حقِ مردم" قرار بده. اگر کسی به تو بدی کرد، آیا حقِ او را میپذیری؟ اگر کسی در حقِ تو کوتاهی کرد، آیا با او به بیعدالتی رفتار میکنی؟
منصف بودن با مردم، یعنی اینکه: "آنچه برای خود دوست داری، برای دیگران هم دوست داشته باش".
پیامبر (ص) فرمودند: «کسی که از برادرِ خود برای خود، همان را بخواهد که برای خود میخواهد، به کمالِ ایمان رسیده است».
نتیجهگیری نهایی:
عزیزانِ من، این روایتِ پیامبر (ص)، یک "کالبدِ انسانی" را معرفی میکند. خوشبختی (طوبی)، یک "اتفاق" نیست؛ بلکه یک "ساختنی" است.
ما باید از باطن (پاکسازی نیت) شروع کنیم، به ظاهر (زیبایی رفتار) برسیم، با مال و زبان (مدیریتِ ابزارها) خود را کنترل کنیم و در نهایت با عدالت (منصف بودن) به کمالِ انسانی دست یابیم.
خداوندا! ما را از کسانی قرار بده که اخلاقشان پاک، باطنشنان منزه و رفتارشان منصفانه است.
خداوندا! زبانِ ما را از سخنانِ بیهوده و مالِ ما را از انفاقِ در راهِ حق بازدار.
خداوندا! ما را در میانِ انتخابهایِ سخت، به سویِ "طوبی" و خوشبختیِ حقیقی هدایت فرما...
والحمدلله رب العالمین
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


