بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
حجت الاسلام رفیعی - تفسیر سوره توبه - جلسه بیست و سوم – رمضان 1403
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین الهداة المهدیین سیما بقیة الله فی الارضیین و لعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین
در روزهای پایانی و ساعات و لحظات آخرین ماه مبارک رمضان قرار داریم ماه برکت و ماه خیر و ماه رحمت ماهی که عمر ما ازش عبور کرد ماه از ما عبور نکرد ماه سر جایش است سالها بوده و سالها هم خواهد بود اما عملاً فرصت های ما در این ماه رو به پایان است
ما امروز بحث سوره توبه را به پایانی می رسانیم چون فردا یک مقداری راجع به عید فطر صحبت کنیم عزیزانی که بودند از ابتدا می دانند ما امسال تفسیر سوره توبه را انتخاب کردیم به خاطر نکات بسیار مهمی که در این سوره هست از جمله حوادث جنگ تبوک که جنگ مهمی بوده و نکات زیادی دارد تقریبا تا 44 الی 45 آیه اش را توانستیم خدمت شما بگوییم بقیه اش هم ببینیم عمر چقدر کفاف می دهد و فرصتی می شود و نمی شود امروز آیۀ 43 و 44 و 45 را مورد بحث قرار می دهیم
آیه 43 تا 45 را عرض می کنیم و بحث را جمع می کنیم یک اشاره ای کنم چون بعضی عزیزان ممکن است امروز به جمع ما پیوسته باشند به پیامبر اکرم خبر دادند از طرف روم شرقی بنا دارند به مدینه حمله کنند 40 هزار نیرو آماده کردند و همینطور هم بود
رسول خدا فرمودند ما نمی نشینیم اینها بیایند مدینه خب اگر هم می آمدند خطر جدی بود چند هزار آدم مسلح حضرت فرمودند ما می رویم سر مرز فاصله مدینه تا مرز تبوک که امروز تبوک یکی از استان های عربستان است آخرین استان است استان مرزی است
حضرت فرمودند ما می رویم اونجا خوب 610 کیلومتر راه خیلی است تابستان و گرما اون هم مسلمان هایی که یا پیاده هستند و یا مرکب ساده ای دارند خیلی ها اومدند چند هزار نیرو جمع شد بعضی ها هم نیامدند که آیه 42 که شما اشاره کردید قرآن می فرماید بعضی ها می گفتند اگر « عَرَضًا قَرِيبًا » یعنی یک منفعت نزدیکی باشد یا « وَسَفَرًا قَاصِدًا » یک سفر آسانی باشد ما می آییم کوتاه باشد ما می آییم
اما اینجا « بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ »این همه راه بعضی ها هم نیامدند خب حضرت رفتند و برگشتند و جنگی هم در نگرفت اونها عقب نشینی کردند درواقع البته سفر با برکتی بود در مسیر پیغمبر به هر منزل و هر قریه و هر منطقه ای که وارد می شد اسلام را معرفی می کرد و بعضی ها مسلمان می شدند و قرارداد می بست
این آیاتی که الان داریم می خوانیم بعد از جنگ تبوک نازل شده و دارد تحلیل می کند حوادث جنگ تبوک را خوب دقت بفرمایید چون آیه ای که امروز بحث می کنیم یک مقداری چالشی است
از جمله کسانی که نیامدند در جنگ تبوک بعضی از منافقین بودند که منافقین همیشه مسئله ساز بودند حالا کفار تکلیف شان معلوم است مقابل آدم هستند و آدم باهاشون می جنگد
ولی منافق واقعا پیچیده است و اسمش هم رویش است دو رو است این منافقین بعضی هایشان آمدند خدمت پیامبر گفتند به ما اجازه بده ما در این جنگ شرکت نکنیم
خواهش می کنم دقت کنید که من بتوانم آیه را معنا کنم خب بهانه هایی هم آوردند مثلاً بعضی هایشان گفتند خانه هایمان در خطر است و بعضی گفتند زن و بچه مون تنها است
و بعضی گفتند ما توانش را نداریم و حتی قرآن می گوید بعضی ها گفتند ما می ترسیم اونجا گول دخترهای رومی را بخوریم و بیاییم اونجا دچار آسیب شویم و منحرف شویم
بالاخره رسول خدا لشکرش آماده شد تا 40 الی 50 هزار نوشته اند نیرو جمع کرد و رفت به بعضی از اینها اجازه داد این آیه به پیغمبر گرامی اسلام می فرماید چرا اجازه دادی؟ می گذاشتی اینها افشا شوند چون اینها اگر پیغمبر هم بهشون اجازه نمی داد نمی آمدند اگر هم می آمدند باعث دردسر بودند فتنه ایجاد می کردند
مفسرین تو معنای این آیه گیر کردند که آیا پیامبر خطایی مرتکب شده که خدا اینطور می گوید العیاذ بالله گناهی بوده اشتباهی بوده خیلی این ور و اون ور زدند شاید بهترین تفسیر را در این قسمت علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه دارد و الا بعضی از مفسران مخصوصا در اهل سنت خوب نتوانسته اند این را معنا کنند حتی خواستند یک خطایی به پیغمبر نسبت بدهند که حالا من توضیح می دهم
من آیه را بخوانم « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » خدا از تو گذشت آقایان می گویند یک اشتباهی لابد بوده که خدا تو را گذشت عفو جایی است که آدم یک اشتباهی می کند « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ » پیغمبر خدا از تو گذشت اما « لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » چرا اجازه دادی به این منافقین «حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ» (توبه، 43)
اگر اجازه نمی دادی صادق از کاذب معلوم می شد و دروغگو از راستگو معلوم می شد معلوم می شد که اینها نمی آیند و خیانت می کنند خوب بود بگذاری تکلیف اینها روشن شود این آیه چی می خواهد بگوید برادران عزیز و خواهران گرامی سه چهار تا نکته می گویم نتیجه بگیرید.
نکته اول: به اعتقاد ما رسول خدا معصوم است از گناه و از خطا و حتی از ترک اولا پیامبر عصمت محض دارد به اذن و به قدرت و به عنایت الهی اگر نداشت خدا نمی فرمود هر چی این پیغمبر می گوید بگویید چشم وقتی شما به یکی می گویید هر چی این آقا می گوید بگویید چشم یعنی این صد درصد مصون از خطاست
آیه اش هم این است « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ » اگر خدا را دوست دارید « فَاتَّبِعُونِي » از من پیامبر تبعیت کنید و آیات زیادی داریم می فرماید « مَنْ يُطِعِ اَلرَّسُولَ » هر که از این پیغمبر اطاعت کند « فَقَدْ أَطٰاعَ اَللّٰهَ »از خدا اطاعت کرده آیه معروف « أَطِيعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ » اینها کنار هم که می چینیم خدشه ای در این اصل نیست که پیامبر خدا هیچ ذنبی در زندگی اش نیست معصوم است قبل از بعثت و بعد از بعثت خوب حالا این را بگذارید کنار
سه بار در این قرآن به پیغمبر گناه نسبت داده شده دو جایش می گوید« وَ اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ » برای گناهت طلب مغفرت کن این دو جا که حل است چون ما در دعای کمیل هم می خوانیم امیرالمومنین مگر نمی گوید «کل ذنبٍ أذنبته» خدایا گناهانی که من کردم «اللهم اغفر لی» خودش را دارد می گوید «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ »
شما امام سجاد نگاه کنید مناجات تائبین دارد چقدر اظهار گناه می کند توی دعاهایش لذا این است که خدا می فرماید « وَ اِسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ » معنایش این نیست که ایشان خطا و گناهی داشته نه به پیغمبر گاهی می گفتند شما چرا استغفار می کنید شما که معصوم هستید
می فرمود دلم با استغفار زنگارش می رود و روشن می شود یا گاهی به امیر المومنین بعضی ها می گفتند شما چرا می گویی « اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ » ما بگوییم حق داریم شما خود صراط مستقیم هستی « عَلِيٌّ هُوَ اَلصِّرَاطُ اَلْمُسْتَقِيمُ » در روایات داریم ائمه ما می فرمودند صراط مستقیم ما هستیم
لذا خدا رحمت کند مرحوم سید مرتضی را کتابی نوشته تنبیه الانبیاء و الائمه تنزیه الانبیا و الائمه امام معصوم است و پیامبر معصوم است نبی اکرم معصوم است این اظهار گناهانی که اینها می کنند یا آموزش به ماست یاد بگیرید اینطوری بگویید: « اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ »« اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ »«تَحْبِسُ الدُّعَاءَ»
یا اینکه نه این استغفار برای ما طلب مغفرت است و برای اونها رشد است تعالی است خوب این سه جای قرآن به پیامبر ذنب نسبت داده شده دو جایش را عرض کردم
یکی اش که یک خورده چالشی است و خیلی مورد بحث است سوره فتح است « إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا »« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ » پیغمبر تو صلح حدیبیه تو پیروز شدی فتح پیدا شد خدا گناهان گذشته ی تو را و آینده را بخشید گناهان قدیمی و گناهان جدید را بخشید صریح است دیگر « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ » اتفاقا توی یک جلسه ای مأمون همین سوال را از امام رضا پرسید گفت آقا من یک سوالی دارم از شما آقا فرمودند بفرمایید مگر شما نمی گویید پیغمبر معصوم است آقا فرمودند چرا پس این آیه چی می گوید؟
گناهان « مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ »پیغمبر را ما بخشیدیم خدا می بخشید آقا فرمودند که گناه ذنب حالا من نقل به معنا می کنم ذنب حتما به معنای معصیت که نیست فرمودند رسول خدا از نظر مشرکین گنهکار بود چرا؟
چون بت های اینها را شکسته بود شکستن بت را اینها گناه می دانستند چون با شرک مبارزه کرده بود و جلوی عقاید باطل اینها را گرفته بود جلوی دختر زنده به گور کردن اینها را گرفته بود لذا پیغمبر از نظر اینها گنهکار بود خدا می فرماید ما با این صلح حدیبیه با این فتح این گناهانی که به نظر اونها گناه بود و الا تو که معصیت نمی کنی بخشیدیم یعنی دیگر اونها هم متوجه شدند تو حقی حتی خود اینها در فتح مکه ایمان آوردند خیلی هایشان این جواب را امام رضا به مأمون داد
آقایان عزیز و خواهران گرامی این آیه ای که امروز ما بحث می کنیم من خدمت شما عرض کنم رسول خدا خیلی مأخوذ به حیا بوده گاهی جاها از حق خودش می گذشت چون واقعا حالا ایشان در درجه بالایی از حیا بود و ملاحظه مردم را خیلی می کرد
من یک نمونه خدمت شما بگویم آمدند خانه پیغمبر میهمانی غذایشان را خوردند بیکار بودند و نشستند به صحبت کردن حالا پیغمبر هم می خواهد عبادت کند و استراحت کند کار دارد حضرت رویش نمی شد به اینها بگوید بلند شوید بروید رویش نمی شد
آیه نازل شد فرمود « فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ يَسْتَحْيِي » پیغمبر حیا می کند به شما بگوید ولی « وَ اَللّٰهُ لاٰ يَسْتَحْيِي »خدا حیا نمی کند از این بلند شوید بروید وقتی غذایتان را خوردید «فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ » من از شما سوال می کنم یک چیزی که پیغمبر نتوانست بگوید ولی خدا بیان کرد و اون چی بود؟
این است که آقایان غذایتان را خوردید تشریف ببرید من کار دارم و عبادت دارم خود خدا در قرآن می گوید سوره احزاب است می فرماید « فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ » پیغمبر حیا می کند رویش نمی شود به شما بگوید بلند شوید بروید ولی من خدا «وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ » من حیا ندارم از حق گویی وقتی غذایتان را خوردید بلند شوید خدا اینجا اومد به کمک پیغمبر
این آیه که می خوانیم همین است اینها اومدند پیش پیغمبر گردن کج کردند یا رسول الله ما سختمان است و زن و بچه مون تنها هستند منافق بودند اگر اجازه بدهید ما معاف باشیم پیغمبر فرمودند اشکالی ندارد باشه من به شما بگویم اجازه دادن به عدم شرکت در جنگ را خدا به پیغمبر رسماً اعلام کرده
من آیه اش را برایتان بخوانم سوره مبارکه نور آیه 62 فرمود«فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ» اگر بعضی ها اومدند گفتند ما را معاف کن و ما در جنگ نمی توانیم شرکت کنیم بهشون اجازه بده پیغمبر به این منافقین اجازه داده اینها در جنگ نیامدند اگر اجازه نمی داد نمی آمدند و اگر می آمدند فتنه ایجاد می کردند
خدا کأنه دارد مثل همان قصه غذا که می گویم می فرماید خوب تو ملاحظه کردی و بهشون گفتی و اشکالی هم ندارد حرام هم مرتکب نشدی و معصیت و ترک اولی هم نیست
اما اگر اینها را بهشون اجازه نمی دادی موجب می شد رسوا بشوند یک حقیقتی را دارد بیان می کند «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ» خدا تو را عفو کرد « لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » این إذن پیغمبر اولا حضرت اجازه داشته آیه اش را خواندم ثانیا خطایی صورت نگرفته پیغمبر یک شخصیتی است غیر از وحی خودش هم یک جایگاهی دارد خود پیامبر گاهی عزل می کرده و نصب می کرده و تصمیم می گرفته همه کارهایی که پیغمبر انجام می داده وحی نمی شد
در احد اینها رفتند جنگیدند شکست خوردند بعضی ها گفتند داخل مدینه و حضرت فرمودند تصمیم گرفتند بیرون باشند یا بعضی اوقات رسول خدا در صلح حدیبیه تصمیم به صلح گرفتند اینها تمام افعالی که پیامبر انجام می دهد زیر چتر عصمت است
اینجا هم اتفاقی نیفتاده یک جنگی در گرفته لشکر هم آماده است تعدادی آدم های مریض و آدم های بی ایمان و آدم های سست اعتقاد که حالا عرض خواهم کرد اومدند گردن کج کردند و پیامبر هم روی اون حیایی که داشت فرمود عیبی ندارد شما نیایید حالا خدا به پیغمبر می فرماید ما بخشیدیم گرچه معصیت نیست اما این را نادیده گرفتیم اما اگر بهشون اجازه نمی دادی اینها رسوا می شدند « لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » چرا اجازه دادی «حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ »(توبه، 43)
بعد خدای تبارک و تعالی در آیۀ بعدی می فرماید ببین راحت بهت بگوییم اینها دین ندارند آقایان من الان می گویم منافق خیلی خطرش جدی است امروز هم ما در کشورمان بیشتر گرفتاری مان مال منافقین است و آمریکا معلوم است شمشیر را از رو بسته می گوید من می خواهم جمهوری اسلامی نباشد
اسرائیل معلوم است می گوید من می خواهم این کار را انجام بدهم مشخص است اما منافق کنار گوش نظام نفوذ می کند در دولت و در مجلس و توی قوه و توی وزارت خانه نفوذ می کند و خطرش را ایجاد می کند تو وضع قوانین
و لذا بارها رهبر انقلاب خطر منافقین و نفوذی ها را متذکر شدند من مثال می زنم نفوذی چیکار می کند؟ می آید مسجد می سازد و هیئت درست می کند به اسم مذهب بعد هم می آید خدمت پیامبر سلام علیکم می شود لطف بفرمایید مسجد ما را افتتاح کنید کاباره که نیست مرکز فحشا که نیست مسجد است مسجد هم مقدس است رسول خدا می فرماید باشد من بروم تبوک رفتند برگشتند
پیامبر وقتی برگشت آیه نازل شد یا رسول الله حواست جمع باشد این مسجد نیست این مرکز ضرر است مسجد ضِرار دستور تخریبش آمد این سه تا آیه همین را می خواست بگوید که در جنگ تبوک افرادی آمدند خدمت پیامبر اجازه گرفتند شرکت نکنند پیامبر هم اجازه بهشون داد علتش هم این بود چون می دانست حضرت اجازه ندهد اینها بفرمایید نه باز هم نمی آیند و اگر بیایند باعث فتنه شوند پیامبر برای خواباندن این نزاع به اینها اجازه داد ولی این آیه دارد به پیغمبر می گوید اگر اجازه نمی دادی بهتر بود بالاخره اینها افشا می شدند
و هیچ خطایی و هیچ ذنبی و هیچ گناهی از این آیه برداشت نمی شود که متاسفانه بعضی از تفاسیر مثل تفسیر کشاف و اینها حمل بر معصیت و گناه کردند نه اصل عصمت پیامبر به نص آیات قران موجب خدشه نیست
راههای شناخت منافق:
خب یک نکته دیگر هم من بگویم و ما 45 آیه را موفق شدیم نکاتش را برای شما بگویم باشد در آینده و اون نکته چند تا از ویژگی های منافقین است منافق را چطوری می شود شناخت شاخ و دم که ندارد علامت که ندارد عبدالله بن ابی در رأس منافقین است، اونقدر خیانت کرد و اذیت کرد
البته پیامبر با منافقین جنگ نداشته با کفار داشته مثل جنگ احد با یهود داشته مثل جنگ مثلاً بنی نظیر یا خیبر اما رسماً یک جنگی که منافقون جلویش بایستند حضرت هم به عنوان منافق با اینها بجنگد نداشتند
و خود خدا هم در قرآن می فرماید بسیاری حالا بسیاری نگوییم مقداری این را دقت کنید این آیه را پیامبر از این کسانی که دور و بر تو هستند منافق هستند حواست جمع باشد ممکن است تو هم اینها را نشناسی یعنی به طور طبیعی
خیلی این آیه عجیب است من بخوانم برای شما و من اهل المدینه بعضی از اهالی مدینه « مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ » منافق هستند « لَا تَعْلَمُهُمْ ۖ » ممکن است تو هم نشناسی و پشت سر تو نماز می خوانند البته کار خودشان را هم کردند منافقین لطمه خودشان زدند مسیر را بعد از اسلام تغییر دادند و خیلی لطمه جدی زدند حالا من چند تا از این ویژگی های منافقین را برای شما سریع می شمارم چون فرصتم زیاد نیست.
منافق اهل خدعه است این را اسمش را می گذارم منافق شناسی نیرنگ می کند « يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا »
دو رو است « وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا » وقتی پیش مومنان می آیند می گویند ما مومن هستیم « وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ » پیش منافقین خودشان می روند می گویند ایمان چی است پیغمبر چی است منکر می شوند این ده تا علامت را می توانید باهاش بشناسید منافقین را ده تایش را من می گویم زیاد است.
1-دروغ می گویند والله یشهد خدا شهادت می دهد که منافقین کاذب هستند خدا شهادت می دهد
2-زبانشان تند است نیش دارند یعنی دائماً دنبال نقد هستند نقد عیبی ندارد دنبال بهانه جویی هستند تیکه می اندازند السنت الهدات یعنی زبان تیز
3-ریاکار هستند نماز می خوانند اما یراعون ریا می کنند با کسالت
اگر خدمتی هم می کنند با کراهت عجیب است نماز با کسالت انفاق با کراهت ممکن است یک وقت دست به جیب کنند اما لا ینفقون الا و هم کارهون، کارهون یعنی کراهت
4-ظاهر آراسته ای دارند البته نمی خواهیم بگوییم هر کی ظاهرش آراسته است منافق است، منافق ظاهرش را آراسته می کند و حسابی تیپ و قیافه به گونه ای که اصلا شما می بینیش تعجب می کنید« تُعْجِبُكَ أَجْسٰامُهُمْ»
من تو یکی از این گروهها دیدم این جمله را فیلم بود یا مطلبی بود که یکی از همین هایی که حالا الان اختلاس کرد و جای پیشانی سجده به پیشانی فرار کرد از کشور خیلی لطمه زد به نظام یک آقایی می گفت یک وقتی ما در وزارت خانه رفتیم نماز ایشان هم صف اول ایستاده بود و سجاده ای انداخته بود و عبایی انداخته بود گفت ببخشید من کارم گیر است نامه را لطف کنید امضا کنید نگاه کرد گفت خودکار اداره جیبم است خودکار شخصی ندارم نامه شخصی بود گفت خودکار اداره جیبم است بگذار بروم دفترم خودکار شخصی ام را بردارم آقا فیلم بازی نکن امضا کن تو با خودکار اداره و شخصی یک چیزی شنیدی امیر المومنین چراغ بیت المال را خاموش کرد
بعضی از منافقین اینطور هستند خود امام فرمود حضرت امام فرمود اینها نجف اومدند پیش من اونقدر نهج البلاغه و قرآن خواندند من تعجب کردم آقای مطهری فرموده بود ما تعجب کردیم چرا امام اینها را تأیید نمی کند گفتیم آقا اینها دارند نهج البلاغه و قرآن هی آیه و هی مطالب امام خودشان فرمودند که همین قدر که شما را نفی نمی کنم بلند شوید بروید
اون موقع بهشون می گفتند مجاهدین خلق یادتان می آید در کشور البته معنای این حرف من این نیست که هر آراسته ای و هر کسی که به هر حال اظهار تدین می کند نه اتفاقاً کالای قلابی را شبیه کالای اصلی می کنند یعنی انسانی که اهل رعایت بیت المال است و اهل نماز است و اهل صف اول است این آراسته است منافق خودش را به این چهره در می آورد قرآن می گوید گولش را نخورید « تُعْجِبُكَ أَجْسٰامُهُمْ»
5-ادعای اصلاح می کنند اما فساد می کنند این خیلی عجیب است «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ» (بقره، 11) فساد نکنید کارهایی که شما می کنید روشن است اینها فساد است می گویند نه « قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ » اسم فساد را اصلاح می گذارند.
6-تشویق به کار زشت: قرآن می فرماید تشویق می کنند مردم را این خیلی عجیب است به کارهای زشت امر می کنند « يَأْمُرُون بِالْمُنْكَرِ » باید چی باشد؟ باید ینهون عن المنکر باشد
7- هدفشان نابودی اسلام است و لذا موضع ثابت ندارند مذبذبین بین گاهی این ور می روند و گاهی اون ور می روند هر طرف که به نفعشان باشد خطر منافق خطر جدی است پایان پذیر هم نیست
امروز هم در جامعه ما با این خطر مواجه هستیم فقط باید مسئولین و بزرگان علما و شخصیت ها حواسشان جمع باشد منافق مثل کافر شمشیر از رو نمی کشد منافق با دست مخملی می آید اما زیرش دست چدنی است منافق با ظاهر آراسته می آید اما باطنش ریب و تزلزل است


