متن سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد - دنیای آخرالزمان (2)
عناوین اصلی سخنرانی:
» دنیا فرصت است، با دید عاقبتمحوری کسی به دنیا فحش نمیدهد
» اگر ما در دنیا عاقبت را نبینیم قطعاً شیطان را باید ببینیم گزینه سومی وجود ندارد
» در آتشبس بین اسرائیل و غزه آیا جایی برای جشن گرفتن هست؟
» اینکه شیطان آخرین ورژن خود را رو کرده است نشان میدهد که ما در پایان آخرالزمان هستیم
» چگونه روح را از وجود شیطان خالی کنیم؟
» دنیا را عاقلانه محدود کنید
» جهان ایران را به عنوان سرسیستم آزادگی میشناسد
» اتحاد مقدس چگونه ایجاد میشود؟
» نقش ولایت فقیه
» ما نیاز به یک حجامت خونین در مسئولین نظام داریم
جلسه قبل عرض شد که آخرالزمان قطعی است و ما در آخر آخرالزمان قرار داریم و ترفند شیطان برای آخرالزمان بحث دنیاست. چند گزینه را خدمتتان عرض کردیم. مثلاً بحث صناعت و قناعت، جنگهای امروزی بر سر پول، استانداردهای منفعتطلبانه و انفعال در مورد دشمن، به جان هم افتادنهای بیدلیل و حب دنیا را عرض کردیم.
با این جمله مرحوم صفائیحائری تمام کردیم که اگر دقت نکنیم اسلام راکد، به کفر میانجامد و کفر متحرک به اسلام. مثالش هم تحرکات جهان حتی لائیک و بیخدا است که در مقابله با دشمن و صهیونیسم قرار دارد. و یک¬دفعه میبینید در هیئتی مذهبی که مکتب امام حسین(ع) است این تحرکات نیست. این میشود کفری که در اثر اسلام راکد بوده و آن هم میشود اسلامی که در اثر کفر متحرک بوده. خب این اشارهای به جلسه قبل بود.
» دنیا فرصت است، با دید عاقبتمحوری کسی به دنیا فحش نمیدهد
در این هفته هم اتفاقی افتاد و چون معمولا اتفاقاتی که میافتد روی بحث تأثیر دارد آن اتفاقات را هم لحاظ میکنیم. جملهای که امامسجاد(ع) میفرمایند و امیرالمؤمنین(ع) هم توصیه میکنند این است که کسانی که فحش و ناسزا به دنیا میگویند و حتی جلوی معصومین هم میگویند اف بر دنیا، اغلبشان کسانی هستند که چون به دنیا نرسیدند فحش میدهند.
دنیا را بهشان بدهی فحش نمیدهند. مثلاً مقامی میخواهند به آن نمیرسند میگویند اف بر این دنیا که آدم را اذیت میکند؛ اما اگر مقام را میگرفت از ناسزا خبری نبود. منشأ فحش دادن به دنیا خودش یکی از مصادیق حب دنیاست؛ یعنی طرف چون به دنیا نمیرسد لجش میگیرد. به پول نرسیده میگوید پول چیه آقا چرک کف دست است. پولی کف دستش بگذار ببین باز اینطوری میگوید؟ یا نه، جمعش میکند.
درحالیکه دنیا برای مؤمن بهترین فرصت است از جهت نگاه به عاقبت. بهترین فرصت! مثلاً الان شما فاتحهای برای اموات، درگذشتگان و کسانی که دوستشان داشتید و از دنیا رفتهاند قرائت کردید. سود زیادی به آنها رسیده. این یک فرصت است. فردا اگر من مردم یا تو مردی این فرصت را از ما گرفتهاند. تا آن بحث جدی که من زمانی در بحث باقیات صالحات عرض کردم که باز اینجا تکرار شود بد نیست. آن هم این بود که اعمالی که نزد ماست معمولاً شیطان نمیگذارد سالم به قبر و پروندهمان ببریم.
معمولاً شیطان اعمالمان را خراب میکند یا اگر کلا احباط نکند، یک مویی یا کُخی در آن میگذارد که ما در روز قیامت خیلی نتوانیم به آن استناد کنیم. بعد اعمال ما جوری است که خود ما هم نمیتوانیم روی آن قسم بخوریم. فرض کنید الان بگوییم پنج سال رزمنده بوده دو سال منبر بوده، سه سال خیریه داشته و… خود ما نمیتوانیم روی آن قسم بخوریم که به درد میخورد چون ناخالصی دارد.
» اگر ما در دنیا عاقبت را نبینیم قطعاً شیطان را باید ببینیم گزینه سومی وجود ندارد
دنیا فرصت است برای اینکه تو کاری کنی برای آن وقتی که نیستی خرابش کنی، این کار باشد؛ که به آن باقیات صالحات میگویند. فارسی باقیات صالحات این است که خدمتتان میگویم. کاری میکنی که خودت نمیتوانی خرابش کنی، این باقیات صالحات است. یا مثلاً شما مستحباتتان را به معصومین و یا شهدا هدیه میکنید. دست خودمان باشد خراب میشود. امام میفرمایند با دید عاقبتمحوری کسی به دنیا فحش نمیدهد. دنیا فرصت است.
اگر ما در دنیا عاقبت را نبینیم قطعاً شیطان را باید ببینیم گزینه سومی وجود ندارد؛ یعنی انسانی نمیتواند در دنیا زندگی کند و عاقبتمحور نباشد و فکر کند محور سومی غیر از شیطان میتواند انتخاب کند. قطعاً شیطان است. آقا امیرالمؤمنین(ع) در خصوصیت شیطان میفرمایند: شیطان دائم در حال بزرگشدن است. هم در تعالیم مسیحی و هم در تعالیم اسلام بحث حلول شیطان در وجود هست؛ در مسیحیت جسمی است در اسلام روحی است.
در مسیحیت در جسم شخص میآید و در جسم شخص شروع به حرکتهایی میکند. میگویند شیطان در او حلول کرده؛ کشیش میآورند عیسی پسر روحالقدسی میخواند مقداری هم آب میپاشد و… و شیطان را بیرون میکشد. در اسلام میگوید جسمی نیست روحی است؛ اگر عاقبت برای تو محور نشود و دنیا محور بشود روزنهای باز میکنی برای ورود شیطان. اگر روزنه را باز نکنی اتفاقی نمیافتد. خودت باز میکنی!
امامصادق(ع) میفرماید وقتی مؤمن در روز قیامت از شیطان ایراد میگیرد و میگوید تقصیر او بود، شیطان دو مدل جواب میدهد: مدل اول میگوید من فقط پیشنهاد دادم، تو قبول کردی! در مدل دوم میگوید تو من را دعوت کردی. دعوت مال کسانی است که محورشان عاقبت نیست و دنیا را انتخاب میکنند. بعد شروع به بزرگ شدن میکند.
حالا عدهای از ما روح معنوی قوی داریم یا مثلاً دعا میکنیم، ذکر میگوییم، هیئت میرویم، نمازمان را خوب میخوانیم، توسل میکنیم، اشک میریزیم، رشد این شیطان در وجود ما آنقدر نیست که ما تبدیل به شیطانی شویم که «فَأتبَعَهُ الشَیطان» خود شیطان بیاید از او پیروی کند. آدمهایی هستیم که بالاخره با یک موازنه درصدی پنجاه و دو به چهل و هشت، شصت به چهل، هفتاد به سی در قبر میرویم. کسی که شیطان کامل در وجودش تجلی میکند و به جایی میرسد که خود شیطان هم زانوی شاگردی میزند، چند خصوصیت پیدا میکند که خدمتتان میگویم.
وقتی هفت اکتبر اتفاق افتاد و اسرائیل شروع به تلافیکردن کرد، تا دوسه ماه که گیج میزدند! حماس آن موقع اطلاعیهای داد که ما پای کارمان میایستیم ولو اینکه سه ماه طول بکشد؛ یعنی ما و حماس یک پیشبینی داشتیم از اینکه اسرائیل چقدر پای کار است؟ وقتی میگویند « ولو سه ماه طول بکشد» یعنی شما آدم دو هفته جنگیدن هم نیستید؛ قبلاً هم نبودند. اینها آدم دو هفته جنگیدن نبودند. یک نفر کشته میدادند عقب میکشیدند.
همان زمان به استدلال جنگ قبلی در لبنان و جنگهای قبلی در خود غزه، زمانی که کار به پیادهشدن از ماشین و ورود به شهر میکشید، عقب میکشیدند. تا جایی در غزه جلو رفتند که به جانشان لطمه نخورد. تابآوریشان به شدت پایین است. اولین موشکی که به تلآویو خورد گفتند بس است؛ صلح! با همین پیشبینی ما وارد این قضیه شدیم غافل از اینکه اینها سه بار این مدلی جنگیده بودند و به شدت با خفت عقب کشیده بودند؛
لذا بدنه رزمنده و نظامیشان را به تعالیم کابالا بردند. کابالا عرفانی صددرصد شیطانی است و در قرآن کریم داریم که شیطان به نیروهایش آموزش میدهد. کابالا که در حقیقت اسم همان عرفان یهودی هست؛ در بین خاخامهای حتی همین الان صهیونیسم در خود اسرائیل؛ یعنی آنهایی که موافق اسرائیل هستند هم مبغوض است! میگویند اینها دیگر چیست؟
اما آنها این عرفان را به بدنه نظامیشان بردند؛ یعنی چه؟ در حقیقت اینها تسلیم شیطان شدند! وقتی تسلیم شیطان میشوند اراده شیطانی در اینها ایجاد میشود! یکدفعه ما یک ارادهای دیدیم که بیش از هزار تا اینجا کشته، 300 تا آنجا کشته، هر شب در پناهگاه، به 10 قسمت این مملکت و جهان حمله کرده؛ اردن را بزن، مصر را بزن، لبنان را بزن، عراق را بزن، ایران را بزن، یمن را بزن؛ میداند میخورد دیگر، زدن خیلی کاری ندارد، میرود بالا میزند چیزی نیست، تکنولوژی است، اما میداند میخورد و بعد میبینی چه میشود؟ دوام میآورد! دو سال است که دوام میآورد، هنوز هم هست.
وقتی میگویم آخرالزمان است؛ یعنی چه؟ یعنی شیطان با همه قوا و نیروهایش آمدند پای کار. این شیطان، شیطان سال 2022 نیست! این شیطان، شیطان تکاملیافته است! با همه وجود آمده. و قبل از اینکه رئیس شیاطین این جمله را بگوید، رهبر ما اعلام کرده، گفته این جنگ، جنگ وجودی است؛ یعنی چه؟ یعنی این جنگ آخر ندارد، آخرش یا ما باید باشیم یا اینها. 3 ماه و نیم بعدش نتانیاهو این جمله را میگوید؛ می-گوید این جنگ، جنگ وجودی است، خودتان را آماده کنید.
با کمال وقاحت _از نظر ما_ آن زن میآید در بیبیسی میگوید که این سرزمین موعود ماست، ما تا آخرش که اینها را بیرون کنیم ایستادهایم! [میپرسد] این فلسطینیها که هستند؟ میگوید اینها بشر نیستند، ما بشریم! خیلی جدی میگوید، خندهاش هم نمیگیرد. خنده هم ندارد، برای ما خندهدار است، برای او خنده ندارد؛ به این اعتقاد رسیدهاند.
» در آتشبس بین اسرائیل و غزه آیا جایی برای جشن گرفتن هست؟
در طرف مقابل ما فکر میکنیم یک درگیری است، ما فکر میکنیم که امروز صلح شده است. در صلح قبلی من یک چیزی نوشتم بعد دیدم اعتراض زیاد است پاک کردم. همین آتش قبلی با حماس، در کانون به ما میگفتند چرا جشن نمیگیرید؟ ما همان شب سینه زدیم، بعد آمدند گیر دادند به ما، جلسه مناسبت بود ما سینه زدیم.
بعد من نوشتم برای چه جشن گرفتید؟! مثل اینکه نفهمیدید چه خبر است؟! بله، این روحیه خیلی خوبی است، خودشان جشن میگیرند، عالی است، دارد به روحیهشان اضافه میشود. آنها میدانند تمام نشده، بابت اینکه بالاخره یک مرحله را رد کردند و استقامت کردند باید هم جشن بگیرند. من برای چه جشن میگیرم؟!
بله ما پایان جنگ 12 روزه باید جشن میگرفتیم، عالی بود، ما استقامت کردیم. مثلا عملیات کربلای 5 تمام میشود، 15 هزار تا شهید میدهیم جشن میگیریم! پیروزی بوده؛ ولی نمیگوییم کربلای 6 و کربلای 7 و کربلای 8 نداریم! مثل مسابقه است، پایان مسابقه مربی چه میگوید؟ مربی میگوید این مسابقه اول بود، جشنتان در رختکن تمام شد بروید سر تمرین! نروید بخوابید! [فکر نکنید] ما بردیم و تمام شد؛ نه نبردیم!
» اینکه شیطان آخرین ورژن خود را رو کرده است نشان میدهد که ما در پایان آخرالزمان هستیم
به خصوصیات شیطان دقت کنید: اصلا شیطان از مبارزه خسته نمیشود! اصلا خسته نمیشود! از شکست اصلا ناامید نمیشود! پیامبر(ص) یک جملهای میفرمایند: «شِیطانی آمَنَ بِیَدی»، میگویند شیطان من، به دست خودم ایمان آورد. پیامبر(ص) آنقدر قدرت داشت که شیطانش را مسلمان کرد. مگر شیطان را مسلمانش کنی [وگرنه تو را رها نمیکند]!! پیغبر(ص) را هم رها نمیکند! شیطان خسته نمیشود! شیطان رها نمیکند! شیطان از هر دری که بیرون بفرستی، نمیرود که از در دیگر بیاید، از همانجا شروع میکند به نقشه ریختن که یک در دیگر پیدا کند! اصلا اینطور نیست.
اینطور نیست که ما در امتحانات الهی پیروز بشویم برویم جشن بگیریم. خب، این شیطان الان آمده مستقیم تحت عنوان آمریکا شروع کرده است. یک روده راست در شکم اینها نیست، یک روده راست! مثلا دیروز پوتین گفت اسرائیلیها پیام دادند که ما به دوستان ایرانیمان بگوئیم که «ما با شما درگیری نداریم». همه [گفتند] آقا ایول، دیدی پوزشان خورد!
این صحبت دو تا مفهوم بیشتر ندارد: مفهوم اول این است که میخواهیم بزنیم به لبنان، شما دخالت نکنید؛ این یک مفهومش است؛ مفهوم دومش این است که اتفاقا میخواهد بزند! دو تا مفهوم بیشتر ندارد. شیطان الان در اوج تکاملش دارد خودش را نشان میدهد. در طول تاریخ این ادبیاتی که امروز برای کشتار کودکان در جهان دارد علنا، صاف، مستقیم، بی رودربایستی، در رسانهها استفاده میشود، شما در طول تاریخ چنین ادبیاتی را نداشتید!
در طول تاریخ نداشتید که یک سری بچه از گرسنگی پوست و استخوان باشند و یک عده باافتخار بیایند غذا بخورند و بگویند غزه غذا نداری؟ این غذای ما! یعنی در طول تاریخ هیچ شیطانی با بچه نمیجنگیده است، با شیرخواره نمیجنگیده است! این اولین بار است. خب این؛ یعنی چه؟ یعنی شیطان آمده است در اوجش. وقتی من میگویم در آخرِ آخرالزمان هستیم؛ یعنی شیطان در اوجش است. خصوصیت بعدی، شیطان فراموش نمیکند!
شیطان دو کار میکند: 1. خوبیها را فراموش میکند 2. بدیها را فراموش نمیکند. شیطان صلح نمیکند. اگر شیطان گفت فراموش کردم بدان که قرار است از جای دیگری تلافی کند! شیطان فراموش نمیکند. کمی کوچکترش کنیم؛ گفتم شیطان در امثال ما 5 درصد، 10 درصد، 15 درصد وجود دارد؛ برگردیم به روایت امام صادق(ع)، دقت کن! خودت را چک کن! یک لحظه اسرائیل را فراموش کن، من هم برای خودم دارم صحبت میکنم، من به خودم دارم میگویم، به تو هم دارم میگویم، گوش کن! میفرمایند از خصوصیات شیطان در وجود این است که،
1. بدیهای خودش را نمیبیند 2. خوبیهای خودش را بزرگ میبیند 3. بدیهای دیگران را بزرگ میبیند 4. خوبیهای دیگران را کوچک میبیند 5. بدیهای دیگران را فراموش نمیکند، نمیتواند فراموش کند! شما 1326 به من آن حرف را زدی! یادت هست؟ فکر نکن من یادم رفته است! افتخار هم میکند. این آیکیو نیست که، به این هوش شیطانی میگویند! عقل مؤمن، پیشفرضش اینطور تنظیم شده است، بدیها را فراموش میکند، خوبیها را فراموش نمیکند.
نتانیاهو از اینجا شروع کرده الان آنطور شده است! از اینجا شروع کرده! شیطان را راه داده است، در بچگی احتمالا همینطور بوده، بزرگتر شده، کینهای شده و … افتخار هم میکند، میگوید من 10 سال دیگر هم یادم نمیرود! اینهایی که الان دارم میگویم ربط پیدا میکند به آن جملات آخری که راجعبه سیاست امروز است.
» چگونه روح را از وجود شیطان خالی کنیم؟
قناعت، کفاف و نسیان سم این مدل شیطان در روح است. میخواهی روحت را سمپاشی کنی؟ این سه [ویژگی را در وجودت پرورش بده]:
1. قناعت
یعنی از آنچه که داری احساس لذت کنی. خیلی صریح، فارسی و کوتاه
2. . کفاف
بیشتر از اندازه روزیات استفاده نکنی، کفاف! برادرها، خواهرها، قرآن، روایات، سیره با ما که تعارف ندارند، نوشته اسراف، گناه کبیره! چند درصد ما اسراف را گناه کبیره میدانیم؟ بابت یک گناه صغیره یک دعای کمیل میخوانی و گریه میکنی، شیطان هم خوشحال است، میگوید این خوب است، این از کبائر غافل است! اسراف؛ یعنی چه؟
یعنی بیشتر از کفاف، مصرف بیشتر از کفاف. کفاف هم تعریف دارد، لباس هست، خانه هست، زندگی، ماشین، خوراک و مقام هست. ۵۹ سالش است، ۶۷، ۷۶ و ۸۲ سالش است. رزومه زده؛ همین الان ۱۵ تا پست دارد. ول کن دیگر! روزمه هم میدهد. بچه پررو! و این جوانها هم اینجا نشستند.
بیست و پنج، سی، سی و پنج، چهل، دکترا دارد، چهکار میکند؟ گاو میچراند. چهکار کند؟ پست را ول نمیکند. چرا همین آدم فکر میکند اسراف فقط در این است که موقعی که میخواهد وضو بگیرد دو تا کف آب میریزد، شیر را میبندد. اسراف نشود! داداش تو خرج باد یک لاستیکت اندازه دوش یک خانواده در طول سال است. اسراف که شاخ و دم ندارد؟! تو سر خودت را میتوانی کلاه بگذاری، سر خدا را که نمیتوان کلاه گذاشت. گناه کبیره است. کفاف یعنی چه؟ یعنی کنترل اسراف. پس این ویژگیها شیطان را در روح میمیرانند: ۱. قناعت ۲. کفاف
3. نسیان
که شاید سومی از آن دوتا مهمتر میباشد، الان هم من اینجا زیرش خطی خیلی پررنگ کشیدم؛ نسیان. نسیان هدیه خدا در مغز ما است. فراموشی! فراموشی چی؟ فراموشی بدی دیگران. اصلا خدا برای این به ما داده است. شیطان چه-کار میکند؟ از این استفاده میکند برای فراموشی عاقبت، فراموشی عبرت، فراموشی آخرت. خدا فراموشی را خلق کرده که به دردمان بخورد. فراموشی خاطرات تلخ، فراموشی دعواها و ناشکریها نسبت به خدا و فراموشی خیلی چیزهای دیگر…! اینهایی که میگویم که عبارتها و آیاتش را حذف کردم، مقدمه آن قسمت آخری است که میخواهم بگویم. میخواهم بگویم همهی این ها مستند به عبارت است.
» دنیا را عاقلانه محدود کنید
جمله آخر در مقدمه که به قسمت دوم برسیم، بحث داستان محدودیت عاقلانه دنیا است. آدم ها باید دنیایشان را به صورت عاقلانه محدود کنند. اگر این کار را کردی، کردی. خودت مدیریت کردی. اگر نکردی دنیا عقلی سرد دارد که به ناله و التماس تو اصلا توجه نمیکند، خودش برایت محدودیت ایجاد می کند. عقل دنیا سرد است یعنی چه؟ یعنی عقل محض است. برای چه؟
برای اینکه حکیمی دنیا را خلق کرده، مکانیسمی برای دنیا قرار داده که دنیا با ناله و التجاء و التماس، مکانیسمش را از دست نمیدهد. الان مکانیسم دنیا این است که «انَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» خدا در مکانیسم دنیا اینجوری خلق کرده که مردم دنیا را اگر آدم هستند، این سطح از جنایت را نباید تحمل کنند. باید بریزند ریشه اسرائیل و آمریکا را بکنند. اگر تحمل کردند مکانیسم دنیا اجازه نمیدهد که اتفاق دیگری بیفتد. تا ته نابودی میرویم. خدا اصلا تعارف ندارد.
در قرآن کریم میفرمايند من برای نابودی شما غصه بخورم؟ جمله را دقت کن! این جمله نشانه یک مکانیسم است نه نشانه قصاوت. میگوید اگر همهتان جهنم بروید، جا دارم. فکر کردی در جهنم جا ندارم. همهتان بروید جهنم. من مکانیسمم را دست نمیزنم. من هدفی از خلقت داشتم، این است. این پیامش برای دنیای ماست.
اگر دنیای ما دنیای انسانیت بود این اتفاقات نمیافتاد. حالا ببینیم چه میشود؟ قبلا هم آن اوایل به شما گفتم، گفتم که چوبش را خودت میخوری. اگر خط تحمل جنایت در دنیا پایین بیاید؛ یعنی برای مردم خیلی فرق نکند. مثلا در زمانی در کشوری خانمی میافتاد میمرد، نصف جهان اعتراض و تظاهرات و فلان و اینها… خب آن کشور برای اینکه این خانم بمیرد نیاز دارد کاری بکند و داستانی پیش بیاید دیگر.
وقتی یکدفعه کار به جایی میرسد که صبح پا میشی میبینی ۲۵۰ تا بچه شیرخواره در خیمههایی که خودشان گفتند بیایید اینجا پناه بگیرید سوختند؛ زیر خیمه که دیگر اسلحه حماس نیست عمدا آنجا را زده؛ حالا اگر صبح بلند بشوی، یکی به خانم یا آقای سر کوچهات چاقو زده باشد، آنقدری اذیت و تحریک نمیشوی که قبلا میشدی چون درصد میزان هضم جنایتت بالا رفته. بعد چه میشود؟ چوبش را خودت میخوری. این جنایت میچرخد. تا در محله و خانهات میآید.
بعد هرچه داد میزنی؛ چون میزان هضم جنایت مردم بالا رفته توجه نمیکنند. یا للمسلمین! می گوید ول کن بابا جان! خودشان هم چوبش را میخورند. قبلا مثلا پیراهن عثمانی درست میکردند و با آن انقلاب رنگی راه میانداختند. الان دیگر نمیتوانند. الان شما بگو در کشوری که مخالف آمریکا است، مثلا در ایران، بریزیم اینجا دویستتا پسر و دختر را بکشیم. اتفاقی نمیافتد. مردم در این دو سال هضم جنایاتشان خیلی قوی تر شده. خیلی قویتر!
بعد چه میشود؟ ناامنی در کره زمین. دیدید الان طرف خلافی میکند، میگویی آقا دزدی نکن. میگوید آقا برو گندهدزدها را جمع کن. تو هم قانع میشوی. در جنایت هم همین اتفاق دارد میافتد. اتفاقی، ظلمی کوچک اتفاق میافتد، میگویند برو آقا شما اگر مرد بودی میرفتی جلو آمریکا میایستادی. جلو نسل کشی غزه میایستادی. همه دولتها دیگر جواب دارند.
برای هرگونه شکنجهای، برای هرگونه جنایتی، برای هرگونه دیکتاتوری، برای هرگونه خفقانی. چرا؟ چون ملتها خفه شدند. ملتی که خفه شدی، چوبت را از دولتت خواهی خورد. گفتی به ما چه، زندگیام را میکنم. دنیا دنیای محدودیت واقعبینانه و عاقلانه است، اگر خودت انتخاب کردی، تو انتخاب می کنی، اگر نه دنیا برایت انتخاب میکند و وقتی دنیا انتخاب میکند تو دیگر نمیتوانی تغییر بدهی. خب این قسمت حب دنیا در آخرالزمان تمام شد.
» جهان ایران را به عنوان سرسیستم آزادگی میشناسد
ببینید ما شاید خودمان قبول نداشته باشیم؛ اما جهان آزادگان به ایران به عنوان سر سیستم آزادگی نگاه میکند. میگویند بیرونمان مردم را کشته، درونمان خودمان، دقیقا ما الان همین هستیم. آنها اینجوری نگاه میکنند. حقیقت سیستماتیکش هم همین است؛ یعنی اگر شما بخواهید بگویید از نظر سیستماتیک برای مقابله با امپریالیسم، اتفاقاتی که در جهان می افتد، کی دارد حمایت میکند؟ ایران دارد حمایت میکند. سیستماتیک به این معنا نیست که ما اسلحه میدهیم. نه!
مملکتی که به هر ضرب و زوری جلو آمریکا ایستاده و آمریکا به قول نتانياهو [به منزله] سر مار است که باعث شده بدنه حرکت کند. باید سر مار را بزنیم. درحالیکه مثلا شما فرض کن چین واقعا برای آمریکا خطرناکتر است. خیلی خطرناکتر است. برای موجودیت آمریکا خطرناکتر است و روسیه هم همینطور. اینها کم نیستند! اما آن موجودیت یک بحث است؛ مشروعیت از موجودیت برای آنها مهمتر است.
ما مشروعیت کدخدایی آمریکا را زیر سوال بردیم و نشان دادیم میشود بگوید فلان کار را بکن، ما بگوییم نه! کشورهای اروپایی که قربانشان میرفتند؛ عدهای دوست داشتند در مراتعشان گاو باشند؛ رفتند مثل گاو جلو ترامپ نشستند، مثل بچه مدرسهای بیادبی که مدیر پشت میز نشسته و میخواهد تنبیهشان کند، همهشان با هم در مقابل یک آدم روستایی در استان فارس ما هیچ چیز نیستند.
خیلیهایشان اصلا آلترناتیو مناسبی برای این نظام سراغ ندارند میگویند کس دیگری نیست همینها هستند ما باید پایش بایستیم دل خوشی هم ندارند؛ ولی میگویند آنها نباشند بدتر از آنها میآیند. [نکته مهم دیگر] رهبری است؛ رهبری بهمعنای ولایت، نه رهبر بهمعنای رهبر چین، رهبر کره شمالی یا رهبر ابوذبیح.
ببینید جنگ هنوز تمام نشده، اصلا هیچچیز نوشته نشده فقط یک آتشبس است. اگر میگوید دنبال درگیری نیستیم، منظورش این است که ما میخواهیم به لبنان بزنیم شما دخالت نکن. اگر میگوید دنبال درگیری نیستیم دومین گزینهاش این است که اتفاقا میخواهد بزند. اگر میگوید دنبال درگیری نیستیم، منظورش این است که از این در ناامید شده و دنبال درهای دیگر میگردد. این دو تا را باید بزند: رهبری به معنای ولایت و انسجام مردم! پاتکش چیست؟ اتحاد مقدس.
» اتحاد مقدس چگونه ایجاد میشود؟
من این اتحاد مقدس را خیلی کوتاه برایتان باز میکنم:
1. اتحاد نباید سلبی باشد.
سلبی یعنی چه؟ یعنی اگر جنگ بشود یکدفعه همه متحد بشوند. برای چه متحد میشوند؟ برای اینکه موضوع دیگری پیش آمده خود اتحاد الان موضوع نیست. موضوع دشمنی است که به خاطرش اتحاد کردیم. موضوع دشمنی است. فیلم سینمایی اخیر، کینگکنگ، همین آخری ، ساخت 2022. فیلمش مال گذر زمان است، در زمان میچرخد. یک سرباز ژاپنی با یک سرباز انگلیسی دارند همدیگر را میزنند بکُشند، له و لورده کنند. بعد در جزیرهای افتادهاند که پاتوق کینگکنگ، پادشاه است. بعد آنها درحالیکه میخواهند خرخره همدیگر را با چاقو بدرند یکدفعه دو چشم کینگکنگ بالا میآید و آن دو [سرباز] او را میبینند. جفتشان اتحاد میکنند، بهخاطر چه؟ بهخاطر کینگکنگ نه بهخاطر اینکه به اتحاد اعتقاد دارند.
اتحاد وقتی سلبی باشد، آن سلب وقتی برطرف میشود و کنار میرود آنها دوباره برمیگردند به تنظیمات کارخانه. دقیقا همین طور میشود؛ دو گربه دارند میجنگند، ناگهان سگی میآید، جفتشان به سگ حمله میکنند به هم کمک میکنند فرار میکنند تا سگ رفت دوباره با هم میجنگند. در اغلب سیاسیون ما، اتحادهایشان این مدلی است. مثلا اتحاد گروههای مختلف برای ایجاد شورای شهر، اتحاد انجمنهای فلان برای مجلس شورای اسلامی. وقتی تمام شد، دشمن یعنی رقیب کنار رفت، آنها دوباره به جان یکدیگر میافتند. اتحاد، اتحاد قلبی نیست. اتحاد مقدس باید قلبی باشد.
2. اتحاد مقدس مبانیای دارد که باید رعایت شود. مثلا مبنایش چیست؟ شما این جمله حاجقاسم را زیاد شنیدید، بهمضمون این جمله حاجقاسم رحمت الله علیه را از امامخمینی(ره) و رهبری هم زیاد شنیدید. حاجقاسم میگوید «آن دخترک بیحجاب یا بدحجاب، دختر ماست». هر کسی هم میآید یک تفسیر میکند. تفسیر این جمله مشخص است چیست. تفسیر این جمله تأیید بیحجابی و بدحجابی نیست. از بین بردن خصومت است.
نمیگوید بدحجابی یا بیحجابیاش خیلی خوب است. میگوید دختر ماست. وقتی اتحاد مقدس ایجاد میشود، قدم اول این است که خصومت برداشته شود. بحث کنید اشکال ندارد، سر هر چیزی بحث کنید، راجعبه فروع راجعبه اصول، دعوا کنید؛ اما خصومت نباید داشته باشید. اگر بعداً اتفاقی افتاد بتوانید عاشقانه کنار همدیگر با دشمن بجنگید نه اینکه سر چشم و همچشمی طرف را بیندازی جلوی دشمن و فرار کنی. بتوانید پای همدیگر بایستید. مجروح شدید بتوانید همدیگر را عقب بکشید.
اگر خودت ترسیدی بهخاطر بغل دستیات مقاومت کنی. مدل صحبتهای مکتب حاجقاسم و امامین انقلاب این است که میگویند در اتحاد مقدس اگر حرفی یا بحثی یا ناراحتی میشود، امر به معروف نهی از منکر، باید موجب ایجاد خصومت نشود. خصومت را باید برداریم، داخل جبهه خودمان دارم میگویم. راجعبه همینهایی که در این دوازده روز پای ایران ایستادهاند. بهقول آقا که به آن مردک احمق یک فحش داد. راجعبه او گفت دلقک فلان!
آنهایی که در این دوازده روز پای ایران نایستادند، فارسیزبان هستند، ایرانی نیستند. ایرانی آن کسیست که این دوازده روز پای ایران ایستاد. حالا هر که میخواهد باشد. یهودی، مسلمان، کمونیسم، لائیک، شیعه یا سنی باشد، هر چه میخواهد باشد .اگر بحثی با او داریم نگفته بحث را قطع کن. اصلا ما خلق شدهایم برای رساندن همدیگر به حقیقت. زحمت بکشیم، بحث کنیم اما خصومت نباشد. مثل دختر خودت، پسر خودت، پدر خودت، مادر خودت بهش نگاه کن.
3. استانداردهایمان ثابت باشد.
جناحی نباشیم، کار آقای «الف» یا بد است یا خوب. نمیشود اگر آقای «ب» انجام داد بد باشد، اگر آقای «ث» انجام داد خوب باشد. نمیشود آقای «ب» انجام داد من داد بزنم، آقای «ث» انجام داد سکوت کنم اسمش را بگذارم مصلحت. کار بد، یا بد است یا خوب. استانداردهایمان باید اخلاقی باشد؛ یعنی باید اخلاق اصل باشد نه افراد. نباید اخلاق را با افراد تنظیم کنیم.
4. راه هدایت و توبه باز است.
_ آقا ایشان در فتنه اینجوری بوده!
_ توبه کرده؟
_ آره.
_خب توبه کرده دیگر. من هم توبه می کنم. همه اجازه دارند خطا کنند بعد توبه کنند.
ایشان در فلان جا پرونده داشت. پرونده داشته باشد. الان چطوری است؟ ملاک چیست؟ وضع فعلی افراد. آدم میشناسم که از من و تو بیشتر پرونده داشته؛ اما وقتی جنگ شد از من و تو بیشتر ایثارگری کرده. آدم میشناسم که از من و تو بدتر بوده حتی نسبتبه ایران؛ چشمانش باز شده. اعلام هم کرده است.
پس در این اتحاد مقدس اتفاقا باید او را خیلی تحویل بگیری. ساکتین فتنه را آوردهاند! آقا آوردهاند یعنی چه؟ الان چگونه است؟ در مقدمه گفتم فراموشی؛ از 88 تا الان دو دهه گذشته است. من خودم اعتقادم این است که از 1403 تا الان تغییر کردم خب این اعتقاد را نسبتبه مردم هم داشته باشم. پس چه؟ اینجا این را میگوییم. راه هدایت و توبه باز است، بدون توجه به گذشته. اصلا لازم نیست، خودش هم نباید بگوید. تو هم نباید به قول آقای دولابی باغچهاش را بیل بزنی. آمده است پای کار. بگو الان هستی؟ بله. یا علی.
اخیرا سؤال و جوابی زده بود از مرحوم آقای حائری رحمت الله علیه، که پرسش و پاسخ در قم بود. من بعضی از جلساتی که ایشان در پردیسان میرفتند را شرکت میکردم. بعد از اینکه از شیراز هجرت کردند. به آقای حائری میگوید که اگر زنی یا مردی ازدواج کرد، قبل از ازدواج، این شخص روابطی داشته حتی نامشروع، با یکی دوست بوده، خطایی کرده، گناهی کرده، آیا این را باید به طرف مقابلش بگوید قبل از عقد یا بعد از عقد؟ علامت صداقت است؟
آقای حائری با لحن عصبانی میگوید: باید بگوید؟! حرام است بگوید! غلط میکند بگوید. طرف مقابل میگوید اگر صادقی بگو. طرف مقابل هم غلط میکند بگوید. فراموش کن! الانت مهم است. مخصوصا این پسرهایی که اولش عقد میکنند، چیز صداقت میگیرند، جو میگیردش مینشیند جلوی دختر همه را تعریف میکند آره من خیلی فلان بودم، یک جایی هم اینطوری بوده.
دختر هم با لبخند میگوید اشکال ندارد! دو سال دیگر دهنی ازت آسفالت کند که به قبر بابات بخندی بخواهی اعتراف کنی برای بنده خدا. بیکاری مگر؟! میگوید اصلا حق نداری. بعد تو میروی در اتحاد مقدس باغچه مردم را بیل میزنی؟! اگر الان هست، پس هست تمام شد رفت. خب، قدمهای آخر را بیشتر گوش کنید چون قدمهای اول مرا کمی نقض میکند.
» نقش ولایت فقیه
ببینید در ولایت فقیه و رهبری؛ رهبر مملکت ما شخصی مثل امام(ره) و آقای خامنهای مقید به تعالیم اسلامیاند؛ یعنی اگر اسم ولایت فقیه را هم روی آنها نگذاری و بگویی رهبر قانون اساسی، همینطوری رفتار میکنند چون آنها از قرآن و سنت و سیره الگوبرداری میکنند. نه از آن چیزی که بهقول آقاامیرالمؤمنین(ع) شبهات رفتاری است بلکه از محکمات رفتاری. رهبر جامعه دیکتاتور نیست که دستور بدهد. این یک مدل رهبری است. این مدل جزء تعالیم اسلامی است.
ولایت فقیه دیکتاتوری نمیکند. آقا ولایت فقیه را که توضیح میدهد _دارد ولایت فقیه را توضیح میدهد نه خودش و امام را_ میگوید ولایت فقیه این است: ورود در جزئیات نه ممکن است نه مقدور است نه اصلا درست است. اصلا ورود پیدا نمیکند. همه بدانیم ورود در جزئیات نه ممکن است نه مقدور است و نه درست است. نه ولی فقیه میتواند، نه اصلا درست است بتواند. یک مدل است، این مدل نه رئیسجمهوری است نه دیکتاتوری پادشاهانه، یک مدل سوم است. در این مدل رهبر تصمیماتش را با نگاه به برآیند اجتماع میگیرد ولو آن تصمیم را قبول نداشته باشد.
زیر میز بازی نمیزند. الان بعد از قضیه اتحاد مقدس و جنگ دو مدل تفکر داریم: یکعده میگویند همهچیز با آقاست. مثل یارو که با کاروان رفته بود، بهش گفتند وقت نماز است، گفت همهچیز با کاروان است. میگویند همهچیز با آقاست شما نگران نباشید.
– این حرف را زدهاند!
– با آقا هماهنگ است، کاریت نباشد، همهچیز با آقاست.
به ممدعلی بقالِ چَقالِ فَقال در فلانجا میخواهی یک انتقاد کنی، میگوید وفاق را به هم نزنی، همهچیز با آقاست. آقا در جریان است. میگویم بهخدا این را در جریان نیست میگوید نه در جریان است. از آن طرف آقا میگوید من نه در مصادیق ورود میکنم، نه میتوانم، نه میشود، نه میکنم، با خودتان است.
من برآیند را جمع میکنم. بعد میآیند مثال میزنند میگویند دیدی امیرالمؤمنین(ع) زیر بار حکمیت رفت حکومت از دست شیعه و اسلام در رفت. این مثالت خوب است؛ ولی خوب هم نیست، کامل نیست. امیرالمؤمنین(ع) در موضع ضعف بود. تیغ بغل گردن مالک اشتر بود وگرنه زیر بار حکمیت نمیرفت.
امیرالمؤمنین(ع) دید که الان بین خوارج و لشکریان درگیری میشود و همدیگر را میکشند. این مثال خوبی نیست برای اینکه شما بخواهی بگویی بعضیوقتها رهبری مجبور است گرچه قبول ندارد. من مثال بهتر دارم. جنگ احد [درحالیکه] پیغمبر(ص) در اوج [بود] و فرمانش مطاع بود، گفت از شهر بیرون نروید، اینجا بزنید. جمع شدند گفتند ما به شما پیشنهاد میدهیم و میگوییم از شهر بیرون برویم و بیرون با قریش بجنگیم. پیامبر(ص) فرمودند که هرچه شما بگویید. نگفت بروید تا ببینید چه میشود خودش هم لباس پوشید رفت مجروح هم شد که به ما بگوید مدل ولایت اینطوری است.
فکر نکن هر اتفاقی میافتد نظر آقاست. آقا خیلی وقتها همراهی میکند. تو باید جَو را تناسب بدهی. این مدل ولایت است. وقتی بهتان میگویم منظومه فکری آقا را بشناسید برای این است که هرکس یک حرفی نزند. یکعده از اینور میافتند که همهچیز با آقاست یکعده از آنور میافتند هیچکس حرف آقا را گوش نمیدهد. دوتایش اشتباه است. نظر آخر را قطعا آقا میدهد مخصوصا در شرایط جنگی؛ اما برآیند را نگاه میکند.
در شرایط جنگی کسی نمیتواند در خفا کاری بکند تأییدیه میگیرد؛ اما تأییدیه بعضیوقتها مدل جنگ احد است. بهخاطر چه؟ بهخاطر اینکه ما ساکتیم. برای اینکه میبیند و همه نظرات را برآیند میکند. با اینها میخواهد کار کند. نمیشود آقا دستوری بدهد همه باهاش مخالف باشند، خب انجام نمیشود! بعدش میآید میگوید من گفتم گوش نکردند. برای اینکه در تاریخ بماند که تو بفهمی بنا نیست همه مطیع باشند گوش بدهند مردم نظرات شخصیشان را دخیل میکنند.
» ما نیاز به یک حجامت خونین در مسئولین نظام داریم
در این اتحاد مقدس عدهای اصلا جا ندارند. آن هم کسانی هستند که بچهپرو هستند توبه هم نکردند، زیر بار هم نمیروند. وقاحتشان هم نجومی است. هشت سال، ده سال مملکت را خوابانده است، کلی کارخانه برشکست شدند، بهقول خود رهبری که اشراف دارد میگوید یک نسل در دهه نود سوختند، کلی اتفاقات بد افتاده، سوریه را از دست دادهایم، لبنان و عراق را تقریبا از دست دادهایم، یمن را گوشت قربانی کردهایم، در دوازده روز هزارتا شهید دادیم، کل زیرساختهایمان را زدند، کلی از موشکهایمان را زدیم، کلی هزینه کردیم، کلی بدبختی کشیدیم؛ یک برجام را نخوانده بعد میآید میگوید حالا که چه برگشتیم به همان ده سال قبل!
این وقیح هم جزء اتحاد مقدس است؟! دهانش را هم کج میکند میگوید حالا که چه برگشتیم به همان کاغذپارههای ده سال قبل! این مَردَک جزء اتحاد مقدس ماست؟! اینها باید حذف بشوند. اینهمه بلا سر ما آمده، هیچچیز نگرفتیم، رهبر مملکت گفت خسارت محض است، همهچیز را دادیم رفته، یک دانه موتور میخواستیم معامله کنیم حق فسخ میگذاشتیم! مکانیسم ماشه در آن نبوده، اسنپبک نبوده در آن! هرچه گفتند دروغ گفتند به ما!
بعد نشسته دهانش را هم کج میکند، صدایش را هم لاتی میکند البته ایشان لات کوچهخلوت است، اگر آدمی بنشیند جلویش جوابش را بدهد جرأت ندارد که بنشیند صحبت کند فقط میتواند یکطرفه برود بنشیند با دوستانش گپ بزند. صدایش را هم لاتی میکند میگوید حالا که چه برگشتیم به همان اولش قطعنامههای کاغذپاره. یک تیم یک فرصت را از ایران گرفته! آنها هم جزء اتحاد مقدساند؟! چندبار باید به آنها فرصت بدهیم؟! چرا نمیمیرند؟! که باز بیایند مردم را فریب بدهند! باز بیایند این کارها را بکنند! این بحث خیلی جای کار دارد مثلا یک جلسه مناظره باشد بیایند صحبت کنند که از این چهل و خوردهای سال که به تعداد سالی بخواهیم حساب کنیم پنجششمش دست شما بوده، باید جواب بدهید.
آنها یک مدلاند که کُت اپوزوسیون تنشان است و شلوار اپوزوسیون. این یک مدل است. تا کُت تنش است اپوزوسیون میشوند کُت را در میآورد شلوارش کارآیی پیدا میکند. اپوزوسیون میشوند! من نمیفهمم واقعا! اینها جزء اتحاد مقدس نیستند، خرابکننده هستند، فریب دادند، دروغ گفتند بعد اعتراف به دروغ نمیکنند. دهانشان را کج میکنند، صدایشان را در حلقومشان میپیچند، لاتی حرف میزنند، شانه عقب میگیرند، ادعای طلبکاری میکنند.
معاویه اینقدر پررو نبود که اینها اینقدر پررو هستند! اینها جزء اتحاد مقدس نیستند. و ما شاکی هستیم از کسانی که در مقابل اینها دارند اهمال میکنند. غیر از اینکه شاکی هستیم، ببخشید کمی هم مشکوک هستیم نکند آن پُشتمُشتها شما دستتان در یک کاسه است! با هم قوم و خویش هستید؟! پسر و دختر رد و بدل کردید؟! پدرخانم بچهات است؟! در مصالح مملکت تعارف میکنید؟! در ناامیدی مردم و عدالت انقلاب اسلامی دارید تعارف میکنید؟!
این بُعد سیاسیاش است بُعد اقتصادی که بخواهم وارد شوم که دیگر هیچ! اقتصادی وارد شوم فردا میبینی همینجا را هم مصادره کردند باید برویم در باغجنت جای آن خانم رقاص ما برقصیم. آن پشت خبرهاییست ما داریم یواشیواش مشکوک میشویم. مگر ممکن است آدم اینقدر پررو بشود؟! یکی گوشی ازش نپیچانده حداقل کمی ساکت بشود؟! از شما آتو دارند؟!
در قسمت دوم کل بحثم به اینجا رسید که همان حرفی که دهه هشتاد و نود زدیم ما نیاز به یک حجامت خونین در مسئولین نظام داریم. الان دیگر شوخیبردار نیست وسط جنگیم. با این مدل مسئولین نمیشود جنگید. که بعد هم دوباره ده روز بعدش آقا صدایش را در قبقبش بیندازد بگوید اگر موشک بزنند مسئولین کشته نمیشوند مردم موشکهایش را میخورند. بله اگر مسئول تویی، تو کشته نمیشوی اصلا ازت حفاظت میکنند.
سرداران مملکتمان کشته شدند، شورای تأمین و شورای عالی امنیت ملی کشته شدند، مسئولین نظامی کشته میشوند شما کشته نمیشوید. این تکه شلوار اپوزوسیون تنشان بود فردا اگر کارهای بشود کت اپوزوسیون را در میآورد چفیه میاندازد میگوید هفته بسیج را گرامی میداریم. حضرت آقا فرمودند فلان! آقا ما مردم واقعا روی پیشانیمان چیزی نوشته. من فکر میکنم چیزی نوشته مسئولین بصیرت دارند میبینند مثلا نوشته خَر! شما ما را چه حساب کردهاید؟!
من مرده تو زنده یا من زده تو مرده جنگ بیخ گوشمان است. اینها را بشورید.


