«آینهی همدلی؛ تجلیِ اخلاص، اتحاد و یاریگری در دفاع مقدس و درسهای آن برای امروز»
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
✍️:حجةالاسلام سیدمحمدموسوی
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ، سِیَّما بَقیَّةِ اللهِ فِی الأَرَضینَ، اَرواحنا فِداهُ
سروران و نمازگزاران گرامی! وقتی به تاریخِ پرفراز و نشیبِ امتِ اسلامی و بهویژه به حماسهی هشت سالهی دفاع مقدس مینگریم، با پدیدهای شگفت انگیز روبهرو میشویم که در هیچیک از جنگهای کلاسیکِ قرن بیستم نظیر ندارد.
معمولاً در جنگها، ارتشها میجنگند و ملتها فرار میکنند؛ پناهگاهها پر میشود از اضطراب، و اقتصادِ کشورها به سمتِ فروپاشی میرود. اما در دفاع مقدسِ ما، معادلات کاملاً برعکس بود! خطِ مقدم، امتدادِ خانههای مردم بود و پشتِ جبهه، خود یک خطِ مقدمِ فعال و پویا بود.
قرآن کریم در سورهی مبارکهی مائده، آیهی دوم، یک قانونِ بنیادین برای جامعهی ایمانی بیان میکند؛ فرمود: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (مائده، ۲). رازِ پیروزیِ ما در آن روزگارِ سخت، تحققِ عینیِ همین «تعاون بر بِرّ و تقوا» بود. امروز میخواهیم ببینیم چگونه «اتحاد»، «همدلی»، «یاری به آسیبدیدگان»، «کمک به رزمندگان» و بالاتر از همه «اخلاص»، یک ملتِ تکهتکه شده در آستانهی انقلاب را به یک «یدِ واحده» تبدیل کرد و امروز جامعهی ما چه نیازی به بازخوانیِ این الگو دارد.
پشت جبهه، قلب تپندهی نبرد و یاریرسانی به آسیبدیدگان
بگذارید کمی از آن فضای پشتِ جبهه بگوییم. دشمنِ بعثی با حمایتِ همهجانبهی قدرتهای جهانی، شهرهای ما را بمباران میکرد؛ خانهها ویران میشد، مردم آواره میشدند، اما چرخِ زندگی و مقاومت متوقف نمیشد. در شهرهایی مثل دزفول، اهواز، آبادان و خرمشهر، مردمِ جنگزده خود میزبانِ آوارگان بودند. این یعنی «همدلیِ دردمندانه».
خاطرهای را از زبان یکی از امدادگرانِ آن دوران نقل میکنم؛ در زمستانِ سال ۱۳۶۱، در یکی از روستاهای مرکزیِ ایران، پیرزنی روستایی با قامتی خمیده، کیسهای پُر از بافتنیهای پشمی (شال و کلاه) و مقداری پولِ خرد آورد ستادِ پشتیبانیِ جنگ.
مسئولِ ستاد نگاهی به او انداخت و گفت: «مادر جان! اینها چیست؟» پیرزن با چشمانی گریان گفت: «پسرم در جبهه است؛ اما دلم آرام نمیگیرد. اینها را با دستِ خودم بافتهام تا رزمندهها در سرما نلرزند؛ این تمامِ داراییِ من است.» این ایثار، تنها یک کمکِ مادی نبود، بلکه تزریقِ روحِ زندگی به خطِ مقدم بود.
روایاتِ ما این گونه از یاریرسانی را ستایش کردهاند. امام صادق (علیه السلام) در حدیثی گرانبها میفرمایند: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُغِيثُ مُؤْمِناً مَلْهُوفاً إِلَّا نِعْمَ تِلْكَ الْعَضُدِ كَانَتْ لَهُ» (کافی، ج ۲، ص ۱۹۹)، یعنی هر مؤمنی که به دادِ مؤمنِ دردمند و نیازمندی برسد، چه یاورِ خوبی برای او خواهد بود. در دفاع مقدس، مردم به معنای واقعیِ کلمه، «عضد» و بازویِ یکدیگر شدند. کاروانهای کمکهای مردمی، از آرد و نانِ پختهشده توسط زنانِ روستایی گرفته تا طلاهایی که زنانِ شهری برای خریدِ تجهیزات اهدا میکردند، پشتوانهی عظیمی بود که هیچ بودجهی دولتی توانِ برابری با آن را نداشت.
اخلاص؛ موتور محرک پشت صحنه و پنهانکاری در خیر
اما برادران و خواهران! همهی این کارها اگر با «اخلاص» پیوند نمیخورد، خاکستری در باد بود. در دورانِ دفاع مقدس، نامونشان معنایی نداشت. افراد در کارگاههای کوچکِ مساجد، پنهانی کار میکردند؛ بستهبندیِ اقلام، پختنِ نان، شستنِ لباسِ رزمندگان، همگی بدونِ طبل و توخالیِ رسانهای انجام میشد.
شعر:
*خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اغیار* *دیو چو بیرون رود فرشته درآید*
*هر که در این بزم مقربتر است* *جامِ بلا بیشترش میدهند*
اخلاص یعنی اینکه کسی نداند چه کسی کمک کرده است. در کتابهای خاطراتِ شهدا آمده است که جوانی بستهای بزرگ از دارو و لباس برای مجروحان میآورد و اصرار داشت نامش ثبت نشود. وقتی اصرار کردند، روی کاغذ نوشت: «کارگرِ سادهی درگاهِ خدا».
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در نهجالبلاغه دربارهی اخلاصِ متقیان میفرماید: «وَ خَفِيَ عَلَى النَّاسِ شَخْصُهُمْ وَ لَمْ تُعْرَفْ أَكْصَارُهُمْ» (خطبه ۱۹۳)، یعنی شخصيتِ آنها در میانِ مردم پنهان است و آثارشان گمنام است، اما آسمانیان آنها را به خوبی میشناسند.
اگر در دفاع مقدس اخلاص نبود، آن اتحادِ شکننده در برابرِ هجومِ همهجانبهی استکبار دوام نمیآورد. اخلاص، سیمانِ وحدتِ ملی بود که خشتهای متکثرِ جامعه را به هم متصل کرد.
اتحاد و همبستگی اجتماعی؛ راز شکستناپذیری
نکتهی سوم که باید با دقت به آن بنگریم، مسألهی «اتحادِ ملی و اجتماعی» است. در آن سالها، اختلافاتِ سیاسیِ درونِ کشور، قومیتی، و اختلافِ سلایق رنگ باخت. کرد و ترک، لر و بلوچ، فارس و عرب، همگی در سنگرِ واحدی علیه دشمنِ متجاوز جنگیدند.
قرآن کریم در سورهی انفال، آیهی ۴۶ هشدار میدهد: «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» یعنی با هم نزاع نکنید که سست میشوید و ابهت و قدرتِ شما از بین میرود؛ و استقامت کنید که خدا با صابران است.
امروز وقتی به جامعهی خود نگاه میکنیم، دشمن دقیقا روی نقطهی مقابلِ این آیه متمرکز شده است؛ یعنی ایجادِ شکاف، تفرقهافکنی، بزرگنماییِ اختلافاتِ قومی و سیاسی، و دلسرد کردنِ مردم از یکدیگر.
در جنگ، اگر کسی میدید همسنگرش از قشر یا قومِ دیگری است، جانش را سپرِ او میکرد. این سطح از برادریِ ایمانی، معجزهای بود که امام راحل (ره) آن را هدایت میکرد.
نتیجهگیری و تحلیلِ روز جامعه
عزیزان! همهی این بازخوانیها برای چه بود؟ آیا تاریخ را مرور کنیم که فقط اشک بریزیم؟ هرگز! تاریخِ دفاع مقدس، «نقشهی راهِ امروزِ ماست».
امروز کشورِ ما درگیرِ یک جنگِ تمامعیارِ اقتصادی، روانی و اجتماعی است. دشمن تلاش میکند با فشارهای اقتصادی، امید را در دلِ مردم کمرنگ کند و همبستگیِ اجتماعی را هدف قرار دهد. پاسخِ ما به این توطئه چیست؟ دقیقا بازگشت به الگوی دفاع مقدس!
1-احیای نهضتِ کمکهای مؤمنانه: همانطور که در دورانِ جنگ، مساجد پایگاهِ پشتیبانی بودند، امروز نیز مساجد، هیأتها و گروههای جهادی باید مأمنِ محرومان و آسیبدیدگانِ اقتصادی باشند.
۲- تقویتِ اخلاص و کارِ برای خدا: مدیران، مسئولان و تکتکِ افرادِ جامعه اگر با روحیهی اخلاص و کارِ جهادی به میدان بیایند، بسیاری از گرههای کورِ اقتصادی و اجتماعی باز خواهد شد.
۳- حفظِ وحدت در برابر دشمنِ مشترک: امروز هر حرفی، هر قلمی و هر حرکتی که موجبِ تفرقهی داخلی، ناامیدیِ مردم و تضعیفِ انسجامِ ملی شود، بازی در زمینِ دشمن است. ما همانگونه که در شلمچه و هویزه با اتحاد پیروز شدیم، امروز نیز در این جنگِ شناختی و اقتصادی، جز با همدلی و وحدت به پیروزی نخواهیم رسید.
دعا :
پروردگارا! به حقِ شهدا، قلوبِ ما را به هم نزدیکتر بفرما. خدایا! توفیقِ اخلاص، خدمتِ صادقانه به مردم و تمسک به ارزشهای دفاع مقدس را به همهی ما عنایت بفرما.
«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج...»
«شیعه کوئست؛ همراه شما در مسیر تبلیغ و ترویج دین»
www.shiaquest.net
به کانال سخنرانی های مکتوب و #روضه در ایتا بپیوندید @shiaquest_net


