راههای مبارزه با فساد جلسه سوم- حجت الاسلام رفیعی
کانال ایتا شیعه کوئست: @shiaquest_net
قال الله تبارک و تعالى: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه ،119)
مقدمه
چه چیزهایی موجب می شوند انسان ها به دنبال صلاح باشند و در پی فساد نروند؟
در جلسات گذشته دو راه کار بیان شد. راه کار اول، آگاهی دادن بود؛ یعنی برای مردم بگوییم حلال و حرام چیست. دختر و پسر ما، دولت و مردم ما بدانند. یکی از روشهای رسول خدا و ائمه علیهم السلام این بود که از طریق بیان آثار کار خوب و کردار بد مانع فساد می شدند. راهکار دوم نیز این بود که عرض کردیم باید ببینیم فساد از کجا شروع می شود و زمینه های آن را از بین ببریم.
نظارت وجود ندارد که اختلاس می شود. لقمه حرام است که فرزند ناباب بار می آید. ازدواج، منطقی نیست که منجر به طلاق می شود. باید سراغ زمینه ها برویم.
سومین راه مبارزه با فساد: تقویت مبانی دینی
سومین راه مبارزه با فساد و تباهی جامعه، تقویت مبانی دینی است. هر چه دین را بیشتر تقویت کنیم فساد کمتر می شود. باید تعهد ایجاد کنیم. على علیه السلام فرمود: «الدِّينُ يَعْصِمُ »؛( غررالحکم، ح 1409) دین، انسان را از گناه نگه می دارد.
و در حدیث دیگری فرمود: «الدِّينُ أَقْوَى عِمَادُ »؛( غررالحکم، ح 1374) دین ستونی است که برای آدم تعهد می آورد و نمی گذارد انسان حتی در تنهایی و خلوت به گناه کشیده شود.
ادیان آسمانی و پیامبران جهانی
خداوند تبارک و تعالی در آیه ای از قرآن، از پنج پیامبری نام می برد که شریعت جهانی داشتند. از میان 124 هزار پیامبر، تنها صد نفر صاحب دین بودند و سایر پیامبران، مبلغ ادیان پیامبران صاحب دین بودند. از آن يکصد پیامبر صاحب دین نیز فقط پنج پیامبر شریعت جهانی و فراگیر داشتند و مابقی، پیامبر یک منقطه یا شهر و روستا بودند. پیامبران مبلغ، پیامبرانی مانند حضرت یوسف و يعقوب و اسحاق بودند که دین حضرت ابراهیم را تبلیغ می کردند.
قرآن می فرماید: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى »؛( شوری، 13) خداوند دین را برای شما مردم قرار داد. اول برای حضرت نوح، دوم رسول خدا صلی الله علیه و آله، سوم حضرت ابراهيم علیه السلام، چهارم حضرت موسی علیه السلام و پنجم حضرت عیسی علیه السلام. به دلیل اهمیتی که پیامبر صلی الله علیه و آله دار : نام آن حضرت پیش از نام حضرت ابراهیم و موسی و عیسی آمده، اما چون حضرت نوح بنیان گذار و پدر شریعت است، نامش قبل از پیامبر ما ذكر شده است. شروع پنج دین جهانی با حضرت نوح علیه السلام است، سپس ابراهیم پیامبر، بعد حضرت موسی و عیسی و بعد رسول خداست.
حقیقت دین یکی است. تمام ادیان الهی از توحید و معاد و اخلاق می گفتند. پس چرا تنوع دارد؟ چون دین تکامل یافته است؛ یعنی هرچه جلوتر آمده، احکام و مطالب مورد نیاز اضافه شده و همین طور تکامل یافته است تا نوبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید که دینش کامل ترین دین است. معنای تعدد ادیان،تعدد اعتقادات نیست؛ آخرین دین، همان نخستین دین است.
قرآن بعد از آن که پنج پیامبر جهانی را نام می برد می فرماید: 1- «وَ أَقِيمُوا الدِّينِ »؛ ستون دین را نگه دارید و نگذارید دین زمین بخورد،
2- «وَلا تَتَفَرَّقواهُ»؛( شوری، 13) اختلاف و تفرقه میانتان نباشد. این دو رمز نجات اند.
فرق قوانین دینی با قوانین بشری چیست؟ قوانین بشری به قانون هایی گفته می شود که ساخته بشر است؛ مثلا: شهرداری بر خانه و مغازه مالیات می بندد؛ نیروی انتظامی برای عبور و مرور وسائل نقلیه قانون می گذارد؛ قوه قضائیه قوانینی دارد؛ هر اداره ای برای خودش مقرراتی دارد؛ در سازمان ملل نیز اعلامیه حقوق بشر نوشته اند و قوانینی گذاشته اند.
پنج فرق اساسی بین قوانین الهی و قوانین بشری وجود دارد که آنها را خواهم گفت؛ آنوقت ببینید چرا می گوییم اگر دین باشد، زمینه فساد در جامعه از بین می رود.
تفاوتهای قوانین دین با قوانین بشری
1.قوانین دین مربوط به ظاهر و باطن
قوانین بشری مربوط به ظاهر است؛ یعنی مربوط به بدن، جامعه و کوچه. می گوید: اگر این خیابان را رفتی، جریمه می شود. اما قوانین دینی هم مربوط به ظاهر است، هم به باطن؛
لذا نیت اطاعت از قانون دینی هم ثواب دارد. اگر کارمند اداره خواب بماند و بگوید: «نیتم این بود که بیایم اما نتوانستم»، برایش غیبت نمی زنند؟ چرا می زنند. ولی اگر نیت کردی نماز شب بخوانی و خواب ماندی، به شما ثواب نماز شب را می دهند. دین روی نیتها هم نمره می گذارد. مثال دیگر: اگر مالیات مغازه ات را از روی ترس پرداخت کنی و دو تا ناسزا هم بگویی، رسیدش را به تو می دهند و می گویند: برو.
اما اگر بخواهی برای مسجد و امام حسین علیه السلام این طور پول بدهی قبول می کنند؟ نه، اخلاص می خواهد. منافقان در زمان پیامبر با یک مسجد شیک ساختند؛ اما چون مسجد ضرار (توبه، 107)بود و نیتی پلیدانه در آن نهفته بود، حضرت دستور داد خرابش کنند. در قوانین بشری نیت مهم نیست، اما قوانین دینی و الهی، نیت می خواهد. دین به نیت نمره میدهد. پیامبر ی الله علیه و آله فرمود: «نِيَّةُ اَلْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ»؛(الکافی ج 2، ص 84) نیت مؤمن، بهتر از کردار اوست.
2. لازم نبودن ناظر در قوانین دین
قوانین بشری ناظر میخواهد، اما قوانین دین ناظر نمی خواهد. فرض کنید که اعلام کنند هر کس دوست دارد بیاید مالیات بدهد. هیچ کس نمی دهد. اگر ناظر نباشد قوانین بشری رعایت نمی شود، اما قوانین دینی این طور نیست.
دین مدار عبدالله بن رواحه
پیامبر گرامی اسلام علی عبدالله بن رواحه را برای اخذ جزیه از یهودیان خیبر فرستاد.
منطقه خيبر، سرزمینی یهودی نشین در نزدیکی مدینه بود. پس از جنگ خیبر، پیامبر صلی الله علیه و آله آن منطقه را به همان یهودیان واگذار کرد و از آنها نگرفت. بنای اسلام بر صلح است. پیامبر پس از فتح مکه نیز آن را به خود مردم مکه سپرد تا اداره اش کنند. حضرت به یهودیان خیبر فرموده بود شما باید جزیه بدهید. پیامبر صلی الله علیه و آله هر سال نماینده ای می فرستاد. نماینده، تعداد زمین ها و میزان برداشت محصولات را ارزیابی می کرد. عبدالله بن رواحه نماینده رسول خدا صلی الله علیه و آله در خیبر بود. او به خیبر آمد و سران خیبر از او استقبال کردند. عبدالله بن رواحه حاصل زمین را درست برآورد کرد.
گفتند: هرچه می خواهی به تو می دهیم؛ تو نیز مقدار جزیه را کمتر بنویس. اگر ده هزار هکتار است، بگو پنج هزار هکتار بود. اگر ده تن محصول دارد، بگو سه تن بود. عبدالله بن رواحه تنها رفته بود و کسی نمی توانست از موضوع باخبر شود. اما بلافاصله با ناراحتی بلند شد و گفت: من این کار رابرای خدا انجام می دهم و رشوه نمی گیرم و درست حساب و کتاب کرد. این باعث اعتراض آنها به رسول خدا صلی الله علیه و آله شد (الكافی، ج 5، ص 267)
پیامبر صلی الله علیه و آله که ناظری دنبال او نفرستاده بود. اما خدا که هست. در همان جنگ خیبر، چون محاصره طول کشید، مواد غذایی مسلمان ها تمام شد. کار به جایی رسید که حیواناتی را که گوشتشان مکروه است، مانند الاغ و اسب، اینها را ذبح می کردند و می خوردند.
سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله به دین مداری
یک روز مردی سیاه چهره با تعداد زیادی گوسفند نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: من چوپان یهودی های خیبر هستم و آمدم مسلمان شوم. مسلمانان خیلی خوشحال شدند. حضرت فرمودند: این گوسفندان برای کیست؟ گفت: برای قبایل یهود؛ است. فرمود: تمام این ها امانت است. (سيرة ابن هشام، ج 3، ص 358) اینها را برگردان و بعد بیا. این تعهد دینی است.
3.شامل شدن قوانین دینی حضور و خلوت را
قوانین بشری در حضور است و شامل خلوت نمی شود اما قوانین الهی خلوت را هم در بر می گیرد. یک انسان معتقد، در تنهایی هم می گوید: خدا من را می بیند و معصیت نمی کند. این نشانه قدرت قانون دینی است که انسان را در خلوت و جلوت کنترل می کند.
4. خطاناپذیر بودن قوانین دینی
قوانین بشری خطاپذیر است. چقدر قانون عوض می شود، قانون اساسی متمم می خورد، مجلس تبصره میزند؛ اما قانون خدا، یکی است. مصادیق قانون الهی تغییر می کند اما اصل قانون هرگز عوض نمی شود؛ مثلا: صداقت و امانت داری همیشه خوب است. قوانین الهی قوانین خطاناپذیرند؛ چون آن کسی که این قانون را آورده، معصوم است و از طرف خدا بیان می کند. خطا در قانون بشری راه دارد اما به هیچ وجه در قانون دینی راه نمی یابد.
عزیزان من! گاهی بعضی ها می گویند: «میدانم قانون الهی ارث، بین سهم ارث دختر و پسر تفاوت گذاشته است، ولی من می خواهم دختر و پسر را مساوی قرار دهم. عزیز من! شما نمی توانی قانون شرع را نقض کنی. یا بعضیها یک فرزند و یک فرزندخوانده دارند و می گویند: «اینها هر دو بچه های من هستند.» طبق قانون دینی فرزند خوانده از شما ارث نمی برد؛ هرچه می خواهی به او بدهی، در زمان حیات به او ببخش. فرزندی که شما پدر و مادرش هستید، این وارث شماست؛ گرچه دو- سه کودک هم به عنوان فرزند خوانده آورده باشید. ما حق نداریم حلال الهی را حرام و حرام الهی را حلال کنیم یا سقف احکام را افزایش دهیم یا کم کنیم؛ چون اعتقاد ما این است که قوانین الهی خطاناپذیرند.
یکی از چیزهایی که امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه فرموده است: «يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ اَلْكَاذِبَةِ»؛( نهج البلاغه، خطبه 156) مردم آخرالزمان حرام الهی را با شبهات كاذب حلال می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «حَلاَلُ مُحَمَّدٍ حَلاَلٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ»(الکافی، ج 1، ص 58) حلال محمد تا روز قیامت حلال است
5. قوانین دینی برای دنیا و آخرت
قوانین بشری برای دنیاست اما قوانین دینی برای دنیا و آخرت است. قوانین رانندگی و قوانین مجلس و دولت برای دنیاست که کارها پیش رود، اما قوانین الهی برای آخرت بشر هم هست. دنیا و آخرت را در کنار هم قرار میدهد.
عزیزان من! یکی از راههای مبارزه با فساد در جامعه، برپاکردن دین و حفظ دین است.
چه خطراتی در کمین دین است؟
اما چه تهدیدهایی به دین لطمه می زند؟ در دوران آخرالزمان چه چیزهایی دین را به خطر می اندازد؟
1.خوار و خفیف کردن دین
اولین خطری که دین را تهدید می کند خوار و خفیف شمردن دین است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ اِسْتِخْفَافاً بِالدِّينِ»؛( بحارالأنوار، ج 89 ص 194؛) من بر شما از استخفاف و بی اعتنایی کردن به دین میترسم.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله عبور می کرد که دید بچه ها در کوچه بازی می کنند.فرمود: وای از پدران بچه های آخرالزمان. گفتند: چرا؟ فرمود: به دنیای بچه هایشان بیش از دین آنها اهمیت می دهند (جامع الأخبار، ص 106؛ 850).
کسی آمده بود و می گفت: خواستگاری دارم که خیلی خوب است و ماشین و خانه دارد ولی یک اشکال کوچک دارد: نماز نمی خواند! اگر با کسی به مسافرت می روید که دینتان به خطر می افتد، با او نروید. اگر رفیقی انتخاب می کنید که دینتان به خطر می افتد، او را انتخاب نکنید. اگر لباسی می پوشید که دینتان به خطر می افتد، آن را نپوشید. مگر می شود آدم لباسی بپوشد که دینش به خطر می افتد؟ بله، حضرت على علیه السلام فرمود: «مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِينُهُ»؛ ( مستدرک الوسائل، ج 3، ص 249) لباس رقیق و نازک، دین انسان را به خطر می اندازد.
2.لهو و لعب قراردادن دین
دومین خطری که دین را تهدید می کند لهو و لعب قراردادن دین است. قرآن می فرماید: اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا»؛( انعام، 70) دین برای بعضی ها یک بازیچه است؛ یعنی از عنوان دین و ائمه و مجلس ابی عبدالله علیهم السلام برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند. می بینید خیانتهایی سنگین با ارقام کلان به اسم دین بیرون می زند؛ چون دین بازیچه شده است. دین نباید پلی برای دسترسی به اهداف شخصی باشد. دین میدان مانور و رقابت نیست؛ میدان اخلاص است.
3. بدعت در دین
سومین خطری که دین را تهدید می کند، بدعت در دین است. چقدر ائمه ما از بدعت نهی کردند. شخصی به نام فارس بن حاتم، که اهل قزوین بود، دینی از خودش اختراع کرد. خبر به امام حسن عسکری علیه السلام رسید. ایشان فرمود: او را بکشید. و به جنید فرمود: اگر فارس را بکشی، من آخرت را برایت تأمین می کنم. جنید این کار را کرد و فارس بن حاتم قزوینی را کشت. ( بحارالأنوار، ج 50 ص 205) او تا وقتی که زنده بود امام علیه السلام مخارجش را می فرستاد (الکافی، ج 1، ص 524)
چرا امام این قدر سخت با بدعت گذار مخالفت کرد؟ بدعت در دین خطرناک است. اگر از آغاز اسلام تا امروز، هر سال یک نقطه جلوی دین گذاشته شده باشد، ببینید چقدر می شود.
4.غلو در دین
چهارمین خطری که دین را تهدید می کند غلو در دین است. قرآن می فرماید: «لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ»؛( نساء، 171) ای اهل کتاب! در دین خود غلو (زیاده روی) نکنید. دین سالم، دینی است که در
آن استخفاف، لهو و لعب، بدعت و غلو نباشد. قرآن در دو آیه به مسیحیها خطاب کرده است: «لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ» ؛ در دینتان غلو نکنید. کسی که می خواهد ائمه علیهم السلام را بشناسد، جامعه کبیره، زیارت غدیریه و زیارت اربعین، بهترین شناخت نامه اند.
5.فروش دین به دنیا
پنجمین خطری که دین را تهدید می کند فروش دین به دنیاست؛ على علیه السلام فرمود: «أَشْقَى النَّاسِ مَنْ بَاعَ دِينَهُ بِدُنْيَا غَيْرِهِ »؛ ( غرر الحکم، ح 3288) بدترین مردم کسی است که دینش را به دنیای غیرش بفروشد. امان از آن زمانی که آدم برای دنیا دروغ بگوید و خیانت کند، برای دنیا حق و ناحق کند. از آن بدتر کسی است که دینش را به دنیای دیگران بفروشد. عمر بن سعد خیلی بدبخت است؛ چون دینش را به دنیای ابن زیاد فروخت. عمروعاص خیلی بدبخت بود؛ چون دینش را به دنیای معاویه فروخت
6. اجبار در دین
ششمین خطری که دین را تهدید می کند اجبار در دین است. خداوند می فرماید: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»؛( بقره، 256) اجباری در قبول دین نیست؛ دین را با عقل انتخاب کنید. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر کسی دین را از کتاب و سنت بگیرد، احدی نمی تواند به دین او لطمه بزند. «زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ»؛( الکافی، ج 1، ص 7) كوهها از بین می روند اما دین این آدم از بین نمی رود. اگر دین کسی از روی عقل باشد، هر چه شکنجه اش کنند دین خود را حفظ خواهد کرد؛ چندین شبکه عليه شیعه تبلیغ کنند، تکان نمی خورد. چند ریشتر زلزله، ساختمان محکم را از بین نمی برد، ولی ساختمان خاکی را نابود می کند. دینی که محکم باشد زلزله ماهواره و سایت و شبهه تکانش نمی دهد؛ اما دینی که تقلیدی و بی تحقیق باشد زود لطمه می خورد.
على علیه السلام فرمود: «الْمُتَعَبِّدُ عَلَی غَیْرِ فِقْهٍ کَحِمَارِ الطَّاحُونَهِ»؛ (بحارالأنوار، ج 1، ص 208) کسی که بدون فقه و آگاهی عبادت می کند، مانند دراز گوشی است که در آسیابی می چرخد و کار می کند! دین باید برگرفته از معصوم یا قرآن باشد؛ یعنی همان ثقلین. چرا رسول خدا صلی الله و علیه وآله فرمود: «بعد از من به دو ثقل قرآن و اهل بیت چنگ زنید»؟ چون این دین است که استوار می ماند و با فهم و آگاهی است.
بحث ما درباره آیه سیزدهم سوره شوری بود. گفتیم قرآن در راستای مبارزه با فساد می فرماید دین را در جامعه تقویت کنید. کسی که بدنش قوی است، با یک بیماری بیمار نمی شود.
چطور دین را تقویت کنیم؟ راههای پابرجاکردن دین چیست؟ اقامه دین به چیست؟ این بحث مهمی است. خدایا! مصیبت را در دین ما قرار نده. وقتی مصیبتی به امام صادق علیه السلام می رسید، می فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَجْعَلْ مُصِیبَتِی فِی دِینِی»؛ (الکافی، ج 3، ص 262؛) خداوند را شکر می کنم که مصیبت را در دینم قرار نداد. از دین باید حمایت و حفاظت کرد، دین را باید یاری و نصرت کرد.
یکی از مظاهر دفاع از دین، حضرت ابالفضل العباس علیه السلام است. وقتی دستهای مقدسش از بدن قطع شد فرمود:
وَ اللَّهِ إِنَّ قَطَعْتُمْ یمینی * * * إنی أُحَامِي أَبَداً عَنْ دینی
به خدای سوگند اگرچه دست راست مرا از پیکرم جدا سازید باز هم برای همیشه و تا آخرین نفس از دین و آیین خویش دفاع خواهم کرد. وقتی بحث حمایت از دین است دست های اباالفضل بریده و بدن قطعه قطعه میشود.


