بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
حجت الاسلام رفیعی - تفسیر سوره توبه – جلسه بیست و یکم – رمضان 1403
الحمدلله رب العالمین و الصلات و السلام علی سید المرسلین حبیب الله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد.و علی آله الطبین الطاهرین المنتجبین سیما بقیۀ الله فی الارضیین و لعن علی اعدائهم اعداء الله اجمعین
به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم آیۀ 40 سوره مبارکه توبه مورد بحث ماست دیروز عرض کردیم این آیات در حال و هوای جنگ تبوک است سال نهم هجری اواخر عمر پیامبر به اون حضرت خبر دادند بعضی از دشمنان از امپراطوری روم شرقی بنا دارند به مدینه حمله کنند رسول خدا پیش دستی کرد و فرمود ما نمی نشینیم اونها بیایند ما می رویم تا اون منطقه حالا فاصله چقدر است؟
بیش از 600 کیلومتر تابستان محصولات روی زمین راه طولانی خوب سخت بود برای مردم یک مرتبه حالا جنگ احد نزدیک مدینه است و جنگ بدر نزدیک مدینه است و خندق در خود مدینه است اما این جنگی است که لا اقل یک ماه باید بروند و یک ماه برگردند و یک ماه هم طول بکشد
بالاخره دو سه ماه باید دور شوند از خانواده هایشان البته خیلی ها اومدند گفتند چشم در روایت دارد یک کسی آمد خانه به خانمش گفت چقدر خرما داری؟ گفت شش کیلو گفت نصفش را بده به من و نصفش هم مال شما من دارم می روم برای تبوک بعضی ها شمشیر برداشتند و بعضی ها اسب داشتند و بعضی ها پیاده و بعضی ها مشک آب برداشتند
و بالاخره یک رقم بالایی تا سی هزار بیشتر هم گفتند آماده شد برای حرکت به تبوک البته خود رسول خدا تدبیر کرد امیر المومنین را جای خودشان در مدینه گذاشت فرمود شما بمان مواظب باش منافقین اینجا را غلبه نکنند و به هر حال مدینه باید اداره بشود و یک تعدادی از آقایان را در مدینه گذاشتند و خدمت رسانی داشته باشند و خانواده های رزمنده ها که می روند تبوک بالاخره اینها نیاز به مخارج دارند و کاری دارند و بیماری دارند
اما در عین حال یک عده ای سختشان بود کوتاهی کردند نیامدند این آیۀ 39 و 40 دارد به اینها تشر می زند آیه 39 را دیروز خواندیم « إِلَّا تَنْفِرُوا » اگر نیایید « يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا » خدای تبارک و تعالی به جرم فرار از جهاد که یک گناه کبیره است شما را عذاب می کند البته نازتان هم نمی کشد « وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ » دیگران جای شما را پر می کنند جبهه خالی نمی ماند
آیۀ بعد دارد یک در واقع حادثه تاریخی را به پیغمبر به مسلمان ها یادآوری می کند که این آیه معروف است به آیه غار خیلی هم رویش مانور داده شده هم دانشمندان اهل سنت و هم شیعه و هر کسی از منظر خودش یک جوری این آیه را تفسیر کرده است
درست هم هست روایات هم دارد این آیه ساده اگر بخواهم بگویم خدا در سال نهم هجری یعنی در آستانه جنگ تبوک به اینهایی که کوتاهی کردند و نیامدند دارد یک نمونه تاریخی را بیان می کند
می گوید برگردید 9 سال قبل روزی که این پیغمبر تک و تنها از مدینه به اتفاق یک نفر دیگر دو نفری آمدند از مکه بیرون و هیچ پناهی هم نداشتند و هیچ لشکری هم نداشتند عده ای از مشرکین تصمیم گرفتند دور خانۀ پیامبر را محاصره کنند ایشان را به قتل برسانند و خدا به پیغمبر خبر داد شب اول ربیع بود شما برو مدینه و حضرت امیر المومنین علیه السلام را جای خودشان در منزل خواباندند
با همه خطری که داشت که به این می گویند لیلة المبیت شبی که حضرت علی علیه السلام بیتوته کرد و آیه نازل شد در شأن امیر المومنین « وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ » و پیامبر به اتفاق آنچه که غالب مفسرین نوشته اند ابوبکر که اون هم اون موقع سنش بالا بود و پیرمردی بود حرکت کردند به سمت مدینه منتهی برای اینکه پیغمبر گیر نیفتد اول راه مدینه را نرفت به سمت دیگری از مکه حرکت کرد و رفتند داخل غار ثور بنده رفتم این غار را دیدم غار کوچکی است و به سختی دو سه نفر می توانند داخلش برود
مشرکین هم متوجه شدند بلافاصله نیرو فرستادند شخصی به نام سراقة بن مالک که به هر حال در این قصه قوی بود و افرادی چون ابوسفیان گفت اگر پیامبر را پیدا کنید هشتاد تا شتر جایزه می دهم هشتاد شتر برای عرب خیلی اهمیت داشت یک ردیاب هم با خودشان آوردند یعنی آدمی که جای پاها را می شناخت و می فهمید کجا پا گذاشتند و حرکت کردند و افرادی بودند علم ردیابی داشتند و قدم ها را می شناختند می دانستند کجا کی حرکت کرد خوب ردیاب با این افراد آمدند دنبال کرد تا جلوی غار ثور رسید جلوی غار ثور خوب خدای تبارک و تعالی با تار عنکبوت این غار را پوشانده و پرنده ای هم اون بالا تخم گذاری کرده ایشان گفت من تا اینجا را می توانم بگویم اینجا یا این آقا زیر زمین رفته یا رفته هوا من نمی دانم کجا رفته بالاخره یا فرو رفته یا به آسمان رفته اصلا به ذهنش نیامد که در غار ثور باشد چرا؟
چون تار عنکبوت خورده بود اگر کسی وارد این غار شود این تار پاره می شود و کبوتر اونجا لانه کرده اگر کسی وارد شود این کبوتر می پرد اصلا به ذهنش نیامد این هم چیز عجیبی است که خدای تبارک و تعالی اشرف مخلوقاتش را با اوهن بیوت یعنی یک تار عنکبوت حفظ می کند
به هر حال اینها برگشتند و رسول خدا هم دو سه روز در غار توقف کرد یک کسی برایشان غذا می آورد بعد که خطرها رفع شد حرکت کرد به سمت مدینه منتهی وارد مدینه شد و توقف کرد تا امیر المومنین برسد امیر المومنین اینجا دومین جایی بود که ماموریت از طرف پیامبر پیدا کرد ماموریت خطیر همانطور که جای پیغمبر خوابید ماند در مکه و امانت ها را بهشون برگرداند
و پیامبر یک سری اماناتی پیشش بود و فواطم را یعنی سه تا فاطمه، فاطمه زهرا که اون موقع هنوز محرم حضرت علی نبود و فاطمه بنت اسد مادرش و فاطمه بنت زبیر که می گویند فواطم حضرت در قبا ماند تا امیر المومنین برسد
وقتی ایشان رسید حرکت کردند به سمت مدینه جمعه ای بود وارد مدینه شدند و اولین نماز جمعه را پیامبر در بیابانی خواند که الان اونهایی که مدینه رفتند جایش هست مسجدی شده به نام مسجد جمعه اولین خطبه را اونجا خواند
و به هر حال مدتی مستاجر بود در خانه ابو ایوب انصاری و یکی از آقایان مستاجرین به من گفت پس پیغمبر هم درد مستاجری کشیده منتهی صاحبخانه خوبی داشت نه پول ازش گرفت و نه رهن و چیزی از پیغمبر خواست افتخار هم کرد و سر بردن پیغمبر به خانه شون دعوا بود و بهترین قسمت خانه اش هم در اختیار پیامبر قرار داد تا برای پیغمبر جا ساختند و در مسجد مدینه
خب این آیۀ شریفه آقایان خواهران یک گزارش تاریخی است نمونه هم زیاد دارد خدا می فرماید ما یک نمونه ای برای شما نقل کنیم که الانی که شما نمی آیید در تبوک فکر نکنید خدا نمی تواند شما کجا بودید اون شبی که پیغمبر از مکه آمد بیرون ما یاری اش کردیم کجا بودید در بدر و کجا بودید در حنین کجا بودید ما یاری اش کردیم
اینی که به شما می گوییم بیایید و الا خدا پنج هزار و ده هزار فرشته بفرستد پیغمبر را در تبوک یاری می کند مگر در بدر نفرستاد می خواهیم شما جهاد کنید و شما یاری اش کنید
این آیه در واقع دارد یک جورایی به این کسانی که پیغمبر را تنها گذاشتند می گوید خیلی خودتان را نگیرید من می توانم من این پیغمبر را با یک تار عنکبوت حفظ کردم فکر نکنید نمی توانم نگهش دارم مثل اینکه به ما می گویند برای امام زمان دعا کنید خدا خودش امام زمان را می تواند حفظ کند اگر به شما گفتند دعا کنید می خواهند ارتباط شما حفظ شود و می خواهند شما یک حرکتی داشته باشید و می خواهند ولی خدا را درک کنید می خواهند اهمیت انتظار و فرج را بدانید
من آیه را بخوانم چون یک مقداری چالشی است « إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ » یعنی اگر پیغمبر را یاری نکنید چی می شود؟ « فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ »
خدا چند بار پیغمبر را یاری کرده یکی اش را برایتان می گویم « إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا »کافران ایشان را از مکه اخراج کردند البته کافرها اخراج نکردند کافران می خواستند بکشند منتهی پیغمبر برای اینکه کشته نشود اومد بیرون از مکه پس عملاً اخراج و خروج ایشان از مکه کار کافرهاست اینها باعث شدند که ایشان از شهر خودش که پنجاه و سه سال زندگی کرده و خانه زندگی دارد همه را ول کند بیاید مدینه خوب پیغمبر با کی است؟
« ثَانِيَ اثْنَيْنِ » دومی از دو تا ما تو عربی این ترکیب را زیاد داریم مثلا چهار نفر یک جا باشند بخواهیم راجع به یکی شون حرف بزنیم می گوییم رابع اربعه یعنی چهارمین نفر از این چهار تا ثالث ثلاثه یعنی سومین از این سه تا این ثانی اثنین یک کلمه عادی است یعنی دومین از دو نفر پیامبر و ابابکر دومی از دو نفر می شود رسول خدا
« إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ » قرآن دارد گزارش می دهد این دو وارد غار شدند « إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ » اونچه که مفسرین نوشته اند صاحب یعنی همراه هر کسی با کسی همراه شود می گویند صاحب من مثال می زنم در قرآن کریم چند جا این تعبیر آمده مثلاً مشرکین می گفتند عذر می خواهم پیامبر مجنون است دیوانه است می گفتند قرآن می فرماید «مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ » (اعراف، 184)صاحب شما جنون ندارد شما دیوانه هستید که این حرفها را می زنید یعنی مشرکین و رسول خدا در اینجا صاحب بهشون اطلاق شده است
یا یک جای دیگر هم باز در قرآن داریم که «قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ» (کهف،37) یک مومن و یک کافر با هم بحثشان شد مومن به کافر می گفت این کار را نکن قرآن می فرماید «قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ» هر کسی با هر کسی همراه بشود می گوند صاحب ممکن است مثال هایی که من زدم دو تا مثال زدم برای شما در قرآن،
قرآن می فرماید وقتی اون همراه پیامبر ترس گرفتش نگران شد و الان ما را می گیرند و دارند می آیند آدم فرستاده بود ابوسفیان قرآن می فرماید«إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا» نگران نباش پیغمبر اینجاست «إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا» خدا با ماست خوب « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ»این علیه به کی بر می گردد؟ خدا آرامش را فرستاد بر او علیه این به پیامبر بر می گردد
پنج تا ضمیر در این آیه است مرحوم علامه طباطبایی می فرماید نظم و سیاق آیه اقتضا می کند که تمام این ه ضمیر است أیه من از اولش می خوانم « إِلَّا تَنْصُرُوهُ » این ه به پیغمبر بر می گردد « فَقَدْ نَصَرَهُ » به پیغمبر بر می گردد «إِذْ أَخْرَجَهُ » این سه تا ه که به پیغمبر بر می گردد ضمیر چهارمی اش هم این است «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ» بعضی ها گفتند پیغمبر که ناراحت نبود چرا آرامش بر پیغمبر؟ این لصاحبه هم هست این هم چهار تا پیغمبر که چهار تا ضمیر قبلش است لصاحبه اخرجه تنصروه و نصره
آقایان چند جای قرآن داریم که خدا بر پیغمبر آرامش فرستاد « أَنْزَلَ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ » این ه به پیغمبر بر می گردد دلیلش هم آیه بعدی اش است «وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهٰا » خدا پیغمبر را با یک لشکری که شما نمی بینید یاری کرده یعنی ملائکه این آیه معروف است به آیه غار یک گزارش است
یک گزارشی است از یک اتفاقی که افتاده مثل همه داستان هایی که قرآن داستان اصحاب الجنه دارد و اصحاب اخدود دارد و داستان سوره لیل اون داستان اون به هر حال کسی که اون درخت را نداد قرآن نقل می کند او را این هم قرآن دارد یک نقل جریان می کند که اگر پیغمبر را یاری نکنید ما یاری اش کردیم قبلا کجا؟
اون روزی که ایشان به اتفاق ابابکر از مدینه البته آیه اسم ندارد مفسرین تفسیر اینطوری تقریبا هم اکثر مفسرین شیعه و سنی همین را گفتند مرحوم علامه آیت الله مکارم و آیت الله جوادی تفاسیر مختلف که پیامبر در این حادثه و این اتفاق خدا یاری اش کرد و سالم به مدینه رسید بعد این آیه خیلی مهم است
خدا رحمت کند حضرت امام رهبر کبیر انقلاب من یادم است ایشان سخنرانی که می کرد این آیه تابلویی بود پشت سر ایشان یک تیکه اش نصب شده بود این آیه این است «وَ جَعَلَ كَلِمَةَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا اَلسُّفْلىٰ وَ كَلِمَةُ اَللّٰهِ هِيَ اَلْعُلْيٰا» بدانید تا تاریخ، تاریخ تابلوی خدا بالاست تابلوی کفر زمین است مگر تابلوی فرعون زمین نماند؟ مگر تابلوی نمرود و قارون زمین نماند؟
مگر تابلوی ستمگران تاریخ نگاه کنید همه کسانی که در تاریخ اومدند و مقابل خدا گردن بکشند زمین خوردند و خدا اومد بالا تاریخ را نگاه کنید نمرود چه کرد؟ خدا چطور ابراهیم را نجات داد فرعون چه کرد؟ خدا در خانه خود فرعون «كَلِمَةُ اَللّٰهِ هِيَ اَلْعُلْيٰا » موسی را بزرگ کرد و موسی فرعون را کنار زد
نگاه کنید تاریخ را میان آتش ننداختند ابراهیم را چه کردند با حضرت زکریا و با انبیاء بله هزینه دادند و شهید شدند وحره شدند و مجروح شدند و زندان افتادند بنی امیه کلمه شون رفت بالا یا امام حسین ع؟
سید قطب از دانشمندان اهل سنت است تفسیری دارد به نام«فی ضلال القرآن» می گوید هر کسی می خواهد این آیات را بفهمد برود کربلا را ببینند همان حرفی که زینب کبری به یزید ملعون زد فرمود عجله نکن اونی که می ماند ماییم نه تو
عمروعاص ماند؟ یزید ماند؟ یا نام امام حسین؟ کی امروز اربعین کربلا می رود و کی امروز امام حسین را در دنیا جهانی مطرح می کند هر چی تلاش کردند حالا این افرادی که امروز هم در دمشق اومدند هی دارند تلاش می کنند اموی ها را بیاورند بالا بالاتر از شما نتوانستند بنی امیه را تطهیر کنند
بنی امیه پرونده خرابی دارند یزید و دیگران « كَلِمَةَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا اَلسُّفْلىٰ وَ كَلِمَةُ اَللّٰهِ هِيَ اَلْعُلْيٰا » کافران و ستمگران که یک مصداقش هم صهیونیست ها هستند که ان شاء الله کلمه شون السفلی می افتد اما « وَ كَلِمَةُ اَللّٰهِ هِيَ اَلْعُلْيٰا » اون کسانی که شهید دادند و مقاومت کردند می مانند
آقا تمام دنیا بسیج شد جلوی پیغمبر و اسلام را بگیرد نشد اسلام به مکه آمد به مدینه آمد و به یمن رفت و به اروپا رفت و به حبشه رفت کافران اومدند پیش پادشاه حبشه پیامبر را نگذارند اونجا جعفر ابن ابیطالب نگذارند یقه اش را بگیرد مگر حریف شدند؟ « وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
من دو تا نکته بگویم و شما را دعا کنم
نکته اول: یکی از سنت های خدا نصرت است «إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ» این آیه هم می گوید « إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ » یاری نکنید خدا پیغمبرش را یاری می کند تنها نمی گذارد
آقایان عزیز خواهران گرامی من مواردی را یادداشت کردم مثال برای نصرت الهی چطوری خدا ما را یاری می کند چطوری خدا انبیا را یاری می کند
چون آیه قرآن است «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا والاخرة» ما پیغمبر مان و همه مومنان را در دنیا و آخرت یاری می کنیم در آخرت چطوری یاری می کند؟ با شفاعت و با بهشت رفتن اما در دنیا من مثال هایش را برایتان عرض کنم.
نحوه یاری دادن خداوند:
1-آرامش
آرامشی که به مسلمان ها می دهد « وَ لِيَرْبِطَ عَلىٰ قُلُوبِكُمْ » مسلمان آرام است لذا در جنگ ها 313 تا در بدر بودند ولی آرام بودند شما عملیات های خود ما را در جبهه ها ببینید شب عملیات حنا می گذاشتند و توسل می خواندند و ذکر خدا داشتند
من به یکی از این عزیزانی که تفحص می کنند جنازه شهدا را گفتم شما از کجا می فهمید اینها مال ایران است بالاخره جنگ بوده و آدم ها را خاک کردند دیگر ممکن است بعضی هایش مال دشمن باشد گفت بله بعضی وقتها اتفاق می افتد
اتفاقا بعضی از افسران عراقی هم همراه ما می آیند برای اینکه این تفحص ها را پیدا کنیم و جنازه ها را پیدا کنیم یکی از چیزهایی که ایشان می گفت هفتاد درصد کارمان را راه می اندازد اینها خیلی هایشان پلاک ندارند شهدای گمنام اگر پلاک داشته باشند شناسایی می شوند یکی از چیزهایی که غالبا کار ما را راحت می کند یا زیارت عاشورا و قرآن و کتاب دعا همراهشان است و یا سجاده ای که نپوسیده بدنه پوسیده اما سجاده مانده
شهید علم الهدی بنده رفتم یادواره اش در خوزستان بدنش به حدی سوخت که هیچ قابل شناسایی نبود تنها عاملی که شناختنش به اون قرآنی که بود که همراهش بود و به اصطلاح شناسایی شد این یک.
2- اجابت دعا
چطور خدا ما را یاری می کند؟ اجابت دعا «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» (انبیاء، 88)
3-معجزه
یاری خدا با معجزه است یک عصا می دهد به جناب موسی همه کار باهاش می کند با یک عصا یک بیان می دهد به بچه در گهواره مادرش را نجات می دهد یک « يَٰنَارُ كُونِي بَرۡدࣰا وَسَلَٰمًا » می دهد آتش حساب کار خودش را می کند و گرمایش فرار می کند
4-توسط فرشتگان
چطور خدا یاری می کند فرشته «تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ اَلْمَلاٰئِكَةُ » در بدر یک جا می گوید سه هزار و یک جا می گوید پنج هزار فرشته دارد فرشته ها نمی جنگیدند فکر نکنید بدر فرشته ها شمشیر دستشان بود «ثَلاَثَةَ آلاَفِ » حضورشان حضور معنوی است « وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ » اینها نصرت خداست
5-ایجاد رعب در دل دشمن
رعب در دل دشمن می اندازد این هم یک نصرت خداست ترس در دل دشمن می اندازد و همینطور منتهی یک شرط ساده دارد من عرضم را تمام کنم شرطش هم گفتیم «إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ» اگر شما یاری کردی خدا را خدا هم شما را یاری می کند
چه خوش آن مهربانی هر دو سو بی
ما چطوری خدا را یاری کنیم امیر المومنین فرمود «تنصروا دین الله ان تنصروا الله» یعنی دین خدا را یاری کنیم هر کجا آقایان و خواهران دین خدا دارد لطمه می خورد و یکی دارد با کم فروشی به دین خدا لطمه می زند تذکر بدهید و یکی با بد حجابی و یکی با دروغ و یکی با غیبت و یکی با گران فروشی و یکی با اختلاس توجه کنیم
خیلی ساده این جمله آخر را می گویم و بیانم تمام دین معلوم است همه می دانند دین یعنی چی دین یعنی واجبات و محرمات و اعتقادات و احکام هر کجا دارد به دین لطمه وارد می شود شما یاری کنید این می شود «إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ» اون وقت «يَنْصُرْكُمْ»
حالا ممکن است یاری کردن دین یک جوان با ازدواجش باشد بگوید خدایا تو از متاهل ها خوشت می آید و خیلی خدا متاهل ها را دوست دارد روایت داریم که معذب است زمین وقتی یک جوان مجرد رویش راه می رود یا کسی که همسر ندارد بعضی مجردها هم مجرد درجه دوم هستند یعنی همسرشان فوت کرده یا طلاق گرفته اونها هم منظور من هست همه کسانی که بی همسر هستند
خدایا تو دوست داری خودت گفتی پیغمبرت فرموده محبوب ترین بنا پیش من بنای ازدواج است خودت فرمودی نصف دین احراز می شود و آقا نصف دین احراز می شود « إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ » یک یاری دین این است که جوان ازدواج کند به سر انجام می رسد و از شهوت رانی پرهیز می شود و یک خانواده ای را خوشحال می کند و یک خانمی که حجابش را رعایت می کند این « إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ» است
یک کاسبی که کم فروشی نمی کند و یک روحانی که با مطالعه بیاید سخنرانی کند و حرف های متقن بزند و اعتقادات مردم را قوی کند و یک معلمی که سر کلاس بچه هایی که پیشش هستند نماز یادشان بدهد و دین اینها همه می شود یاری دین خدا کار سختی نیست
یک پدری که در خانه مهربان است و خوش اخلاق است و به همسرش این زده نشود از متدین ها بعضی از خانم ها می آیند پیش من می گویند شوهر من متدین است اما بد خلق است و دست بزن دارد این زده می شود از دین و بدترش این است که این را به دین نسبت بدهی بگویی دین گفته بزنش
کجای دین این را گفته تو یک آیه در قرآن دیدی معنایش هم متوجه نشدی این آیه در فضای نشوز است و اصلا ربطی به اونچه که تو داری عمل می کنی بعضی ها اینطوری خانواده هایشان را از دین زده می کنند من حرفم یک کلمه است می خواهید نصرت خدا شامل تان شود دین خدا را یاری کنید
بنده ممکن است با سخنرانی و یکی با شعرش و یکی ممکن است با حجابش و یکی ممکن است با ازدواجش و یکی ممکن است با صداقتش و یکی ممکن است با رعایت بازار کم فروشی نکردن و یک مسئولی که راس نظام قرار می گیرد می تواند دین را یاری کند بله درست عمل کردن و به مردم رسیدن و مواظب اسراف و تبذیر بودن اینها همه می شود یاری دین خدا


