اخلاق اجتماعي كرامت محور
محمدجواد فاضليان
يكي از ويژگيهاي جامعه دينمدار،اخلاق اجتماعي «كرامت محور» است.به گونهاي كه ميتوان حفظ كرامت ديگران را اساسيترين ركن در اخلاقي اجتماعي مؤمن دانست.از نظر قرآن،كرامت فرزندان آدم(ع)،موهبتي الهي است،كه همزاد و همراه با خلقت جسماني اوست،زيراخداي متعال،«نوع انسان» را به عنوان كريم معرفي كرد و فرمود:«لقد كرمنا بني آدم؛همانا فرزندان آدم را گرامي داشتيم».(سوره اسراء،آيه 70) يعني نوع انسان،«كريم» خلق شده است.انبياء نيز آمدند،تا انسانها را با عزّت كنند و از پستيها برهانند.بنابراين حضرت رسول اكرم(ص) فرمود:«انّما بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق؛من براي تكميل مكارم اخلاق مبعوث شدهام».1روشن است كه اگر بعثت پيامبران نبود بشر با بوسه زدن بر پاي بتها و سجدهكردن و قرباني آوردن براي آنها همچنان،كرامت خود را به رايگان ميفروخت،به گفته عارف رومي:
گر نبودي كوشش احمد، تو هم
ميپرستيدي چو اجدادت صنم!
از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است،حفظ و توسعه كرامت او نيز در گرو ارتباطات جمعي و گروهي است.به دلايل و بلكه به بهانههاي مختلف،بايد در روابط اجتماعي،شخصيت ديگران را ارتقاء داد.خويشاوند، فقير، ميهمان، سيد، فقيه، دوست شيعه، غريب، هم كيش و… بايد از اين حق برخوردار باشند.كرامتورزي ابعاد مختلفي دارد،مالي، آبرويي، عاطفي، اجتماعي و… و بسياري از گفتارها و كردارها مانند:غيبت، تهمت، بدبيني، تجسس، اشاعه فحشا و… از آن جهت در محدوده خط قرمز قرار گرفته و گناه شمرده شدهاند كه كرامت و شخصيت ديگران را پايمال ميكنند.امام صادق(ع) در ضمن حديثي ميفرمايد:مسلمان بر مسلمان،هفت حق واجب دارد،آسانترين آن اين است كه:«…ان تحبّ له ما تحب لنفسك و تكره له ما تكره لنفسك؛آنچه براي خود ميپسندي،براي ديگران هم بپسند و آنچه براي خود خوش نميداري،براي ديگران هم خوش مدار». 2
اسدي ميگويد:
همان خواه بيگانه و خويش را
كه خواهي روان و تن خويش را
علي(ع)در وصيت خود به فرزندش امام حسن(ع)فرمود:«خويشتن را ترازوي ما بين خود و ديگران قرار ده»
«لاتظلم كما لاتحبّ أن تظلم؛ستم روا مدار،آن گونه كه دوست نداري به تو ستم شود»؛
«أحسن كما تحبّ أن يحسن اليك؛نيكوكار باش،آن گونه كه دوستداري به تو نيكي كنند»؛
«استقبح من نفسك ما تسقبح من غيرك؛آنچه را كه براي ديگران زشت ميداري براي خود نيز زشت بشمار»
«و ارض من الناس بما ترضاه لهم من نفسك؛براي مردم به چيزي راضي باش كه براي خود ميپسندي».3
از آنجا كه هر انساني از ديگران انتظار دارد كه كرامتش را حفظ كنند،خود نيز بايد در حفظ كرامت ديگران بكوشد.
در روايات،به گونههاي مختلفي به تكريم ديگران سفارش شده است،كه در اينجا به بيان چند نمونه اكتفا مي كنيم.
بزرگداشت سالخوردگان
امام صادق(ع) فرمود:«من اجلال اللّه عزوجل،اجلال المؤمن ذي الشيبة و من أكرم مؤمناً فبكرامة الله بدأ؛بخشي از اجلال خداوند، اجلال مؤمن سالخورده است و هر كسي مؤمني را گرامي بدارد،خدا را گرامي داشته است».4
تكريم اهل دانش
رسول خدا(ص) فرمود:«من أراد رضائي فليكرم صديقي قالوا يا رسول الله من صديقك قال صديقي طالب العلم؛هر كس رضايت مرا ميخواهد، دوست مرا تكريم كند،عرض كردند:يا رسول الله دوست شما كيست؟فرمود:دوست من،كسي است كه در جستجوي علم است.و كسي كه او را گرامي بدارد مرا گرامي داشته و كسي كه مرا گرامي بدارد خدا را گرامي داشته و كسي كه خدا را گرامي بدارد بهشت براي اوست».5
در حديثي ديگر از رسول خدا(ص) ميخوانيم:«من أكرم أخاه المؤمن بكلمة يلطفه بها أو قضي له حاجة او فرّج عنه كربة لم تزل الرحمة ظلاً عليه؛هر كس به وسيله سخني،يا بر آوردن نيازي يا گشودن گرهي،برادر مؤمنش را اكرام كند،پيوسته سايه رحمت الهي بر او گسترده است».
ايمني از خشم الهي
تكريم بنده مؤمن خدا موجب ايمني از خشم الهي است.رسول خدا(ص) فرمود:«قال الله تبارك و تعالي ليأذن بحرب منّي من آذي عبدي المؤمن وليأمن غضبي من أكرم عبدي المؤمن؛خداي تبارك و تعالي فرمود:كسي كه بنده مؤمن مرا بيازارد بايد با من اعلان جنگ كند و كسي كه بنده مؤمن مرا گرامي بدارد از خشم من در امان است».6
تعظيم دين خدا
امام صادق(ع) فرمود:«من عظّم دين الله عظّم حقّ اخوانه و من استخفّ بدينه استخفّ باخوانه؛هر كس دين خدا را بزرگ شمرد حق برادرانش را بزرگ شمرده و هر كس دين خدا را كوچك شمارد،حق برادرانش را كوچك شمرده است».7
احترام دانشمند علوم ديني
امام صادق(ع) فرمود:«من أكرم فقيهاً مسلماً لقي الله يوم القيامة و هو عنه راض؛هر كس دانشمند مسلماني را گرامي بدارد،روز قيامت در حالي كه خدا از او راضي است خدا را ملاقات ميكند».8
احترام به سادات
در رواياتي از گرامي داشت فرزندان پيامبر(ص) سخن رفته است.از جمله اينكه رسول خدا فرمود:«حقّت شفاعتي لمن أعان ذرّيتي بيده و لسانه و ماله؛شفاعت من براي كسي كه فرزندانم را با دست و زبان و دارايياش ياري كند،حتمي است.9
و نيز فرمود:من اكرم اولادي فقد اكرمني؛كسي كه فرزندان مرا گرامي بدارد،مرا گرامي داشته است».10
تكريم نيازمند
توجه و رسيدگي به وضيعيت تهيدستان و محرومان جامعه،از مهمترين آموزههاي مكتبها و رهبران الهي است.قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع)با عنوان كردن انفاق،در پي اين هستند كه دو قطب فقر و غنا را از ميان بردارند يا دست كم اين فاصله را به حداقل برسانند.توصيه حضرت موسي(ع) به قارون سرمايهدار اين بود كه:«أحسن كما أحسن الله اليك؛نيكي كن،همچنان كه خدا به تو نيكي كرده است».(سوره قصص، آيه 77)
خواهي كه ممتّع شوي از دنيي و عقبي با خلق كرم كن چو خدا با تو كرم كرد11
رسول خدا(ص) در خطبهاي فرمود:«هر كس فقيري را به جهت فقرش اهانت و تحقير كند خدا را تحقير كرده است و همواره در غضب و خشم اوست تا آن فقير را راضي كند و هر كس فقير مسلماني را گرامي دارد،روز قيامت خدا را ملاقات ميكند در حالي كه خدا بر او لبخند ميزند».12
اشك خواهي رحم كن بر اشكبار رحـم خـواهي بـر ضعيفان رحـم آر13
اكرام يتيم
از دست دادن بستگان نزديك پديدهاي تلخ است.اما از دست دادن پدر و مادر در سنين كودكي و نوجواني،تلختر و رنجآورتر است،زيرا پيامدهاي ناگواري همچون فقر مالي و عاطفي و احساس بيپناهي را به همراه دارد.لذا اسلام براي جبران اين پيامدها توصيههاي فراواني دارد.
رسول خدا(ص) در بخشي از خطبه شعبانيه كه فضيلتهاي ماه رمضان را برميشمرد،فرمود:«… من اكرم فيه يتيماً أكرمه اللّه يوم يلقاه؛هر كس در ماه رمضان يتيمي را گرامي بدارد خدا او را در روز ملاقات با حضرتش گرامي ميدارد».14
بديهي است،تكريم يتيم،علاوه بر رسيدگي به نيازهاي مالي،ابعاد ديگري نيز دارد.رسول خدا(ص) در وصيتي به علي(ع) فرمود:«يا علي من كفي يتيماًفي نفقته بماله حّي يستغني وجب له الجنة يا علي من مسح يده علي رأس اليتيم ترحّماً له أعطاه الله بكل شعره نوراً يوم القيامة؛هر كس به وسيله دارايياش مخارج يتيمي را تأمين كند تا او خودكفا شود،بهشت بر او واجب ميشود.هر كس دست نوازش بر سر يتيم بكشد خدا در مقابل هر موي سر او در روز قيامت به او روشنايي و نور ميبخشد».15
ميهماننوازي
خوشبختانه رسم ميهماننوازي در ميان مسلمانان سنت پابرجايي است.
قرآن در دو آيه از ميهمان نوازي حضرت ابراهيم(ع) ياد كرده است:
«و لقد جاءت رسلنا ابراهيم بالبشري قالوا سلاماً قال سلام فما لبث أن جاء بعجل حنيذ؛و فرشتگان ما براي ابراهيم بشارت آوردند؛گفتند:سلام بر تو،وطولي نكشيد كه ابراهيم براي آنان گوسالهاي بريان شده آورد».(سوره هود،آيه 69)
«فراغ الي أهله فجاء بعجل سمين؛سپس آهسته به سوي خانوادهاش رفت،آنگاه گوسالهاي فربه [و بريان] به ميان آورد.(سوره ذاريات،آيه 26)
رسول خدا(ص) فرمود:«من اكرم الضيف فقد اكرم سبعين نبيا؛هر كس ميهمان خود را اكرام كند،گويي هفتاد پيامبر را اكرام كرده است».16
و هر كس براي ميهمانش يك درهم خرج كند مانند آن است كه يك ميليون دينار،در راه خدا خرج كرده است.17
در حديثي ديگر رسول خدا(ص) فرمود:«يا علي اكرم الجار و لو كان كافرا؛اي علي!همسايه را گرامي بدار،اگر چه كافر باشد».18
و نيز فرمودند:أكرم الضيف و لو كان كافرا؛ميهمان را گرامي بدار،اگر چه كافر باشد.
البته ميهمان نبايد صاحب خانه را به سختي اندازد.امروزه،اين سنت حسنه به آفات مختلفي همچون اسراف اختلاط،اتلاف وقت،بيهوده گويي،مسابقه در لباس و زيور آلات و… دچار شده است كه بايد در جاي خود بررسي شوند.قرآن كريم در مورد برخاستن از مجلس مهماني پس از صرف غذا ـ كه ميهمان بايد رعايت كند ـ فرموده است:«اذا دعيتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا ولا مستأنسين لحديث؛هنگامي كه دعوت شديد در آييد،و وقتي غذا خورديد متفرق شويد و به گفت و گو سرگرم نشويد…».(سوره احزاب،آيه 53)
تكريم انسان غريب
امروزه مهاجرت، پناهندگي، كوچهاي اجباري،بلاياي طبيعي،فرار از كشت و كشتار،سفرهاي گردشي و زيارتي و…، پديدهاي فراگير و جهاني است و هيچكس را نمي توان از حق مهاجرت و مسافرت محروم كرد.
با توجه به جاذبه سياحتي و زيارتي فراوان در كشورمان،ممكن است با مسافراني مسلمان روبرو شويم كه به كمك و راهنمايي ما نياز داشته باشند.در چنين موقعيتهايي بايد فرهنگ انساني و اسلامي خود را به نمايش بگذاريم.به ويژه اگر مسافر،زائر شهرهاي مذهبي و مكانهاي زيارتي باشد.
علي(ع) فرمود:«من أكرم غريباً في غربته أو نفّس غمّه أو سقاه شربة أو ضحك في وجهه فله الجنّة؛هر كس غريبي را اكرام كند يا اندوه او را بزدايد يا خوراكي به او بخوراند يا نوشيدني به او بنوشاند يا با روي گشاده و لبخند با او روبرو شود،بهشت براي اوست».19
پىنوشتها
1.بحارالانوار،ج 68، ص 382.
2.وسائل الشيعه، ج 12، ص 205.
3.نهج البلاغه،نامه 31، ص 379، ترجمه مرحوم محمد دشتي، ص 376.
4.كافي،ج 2، ص 658.
5.مستدرك الوسايل، ج 17، ص 300.
6.بحارالانوار، ج 64، ص 71.
7.مستدرك الوسائل، ج 9، ص 49.
8.بحارالانوار، ج 2، ص 44.
9.مستدرك الوسائل، ج 12، ص 376.
10.همان.
11.گلستان سعدي، آداب صبحت.
12.وسايل الشيعه، ج 12، ص 268.
13.مثنوي،دفتر اول، بيت 822.
14.وسايل الشيعه، ج 10، ص 313.
15.وسايل الشيعه، ج 16، ص 337.
16.ارشاد القلوب،ج 1، ص 138.
17.همان.
18.جامع الاخبار، ص 84.
19.همان، ص 86.
منبع: ماهنامه بشارت ، شماره 60
تاريخچه علم اخلاق
بيشک بحثهاي اخلاقي از زماني که انسان گام بر روي زمين گذارد آغاز شد، زيرا ما معتقديم که حضرت آدم عليه السلام پيامبر خدا بود، نه تنها فرزندانش را با دستورهاي اخلاقي آشنا ساختبلکه خداوند از همان زماني که او را آفريد و ساکن بهشتساخت مسائل اخلاقي را با اوامر و نواهياش به او آموخت.
ساير پيامبران الهي يکي پس از ديگري به تهذيب نفوس و تکميل اخلاق که خمير مايه سعادت انسانها است پرداختند، تا نوبت به حضرت مسيح عليه السلام رسيد که بخش عظيمي از دستوراتش را مباحث اخلاقي تشکيل ميدهد، و همه پيروان و علاقهمندان او، وي را به عنوان معلم بزرگ اخلاق ميشناسند.
اما بزرگترين معلم اخلاق پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بود که با شعار «انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق» مبعوث شد و خداوند درباره خود او فرموده است:
«و انک لعلي خلق عظيم; اخلاق تو بسيار عظيم و شايسته است». (1)
در ميان فلاسفه نيز بزرگاني بودند که به عنوان معلم اخلاق از قديم الايام شمرده ميشدند، مانند: افلاطون، ارسطو، سقراط و جمعي ديگر از فلاسفه يونان.
به هر حال بعد از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله امامان معصوم عليهم السلام به گواهي روايات اخلاقي گستردهاي که از آنان نقل شده، بزرگترين معلمان اخلاق بودند; و در مکتب آنها مردان برجستهاي که هر کدام از آنها را ميتوان يکي از معلمان عصر خود شمرد، پرورش يافتند.
زندگاني پيشوايان معصوم عليهم السلام و ياران با فضيلت آنان، گواه روشني بر موقعيت اخلاقي و فضائل آنها ميباشد.
اما اين که «علم اخلاق» از چه زماني در اسلام پيدا شد و مشاهير اين علم چه کساني بودند داستان مفصلي دارد که در کتاب گرانبهاي «تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام» نوشته آيت الله صدر، به گوشهاي از آن اشاره شده است.
نامبرده اين موضوع را به سه بخش تقسيم ميکند:
الف - ميگويد اولين کسي که علم اخلاق را تاسيس کرد امير مؤمنان علي عليه السلام بود که در نامه معروفش (به فرزندش امام مجتبي عليه السلام ) بعد از بازگشت از صفين، اساس و ريشه مسائل اخلاقي را تبيين فرمود; و ملکات فضيلت و صفات رذيلتبه عاليترين وجهي در آن مورد تحليل قرار گرفته است! (2)
اين نامه را (علاوه بر مرحوم سيد رضي در نهجالبلاغه) گروهي ديگر از علماي شيعه نقل کردهاند.
بعضي از دانشمندان اهل سنت مانند ابو احمد حسن بن عبدالله عسکري نيز در کتاب الزواجر و المواعظ تمام آن را آورده و ميافزايد:
«لو کان من الحکمة ما يجب ان يکتب بالذهب لکانت هذه;
اگر از کلمات پندآموز، چيزي باشد که با آب طلا بايد نوشته شود، همين نامه است»
ب - نخستين کسي که کتابي به عنوان «علم اخلاق» نوشت اسماعيل بن مهران ابي نصر سکوني بود که در قرن دوم ميزيست، کتابي به نام صفة المؤمن و الفاجر تاليف کرد (که نخستين کتاب شناخته شده اخلاقي در اسلام است).
ج - نامبرده سپس گروهي از بزرگان اين علم را اسم ميبرد ( هر چند صاحب کتاب و تاليفي نبودهاند، از آن جمله:
«سلمان فارسي» است که از علي عليه السلام دربارهاش نقل شده که فرمود:
«سلمان الفارسي مثل لقمان الحکيم - علم علم الاول و الاخر، بحر لاينزف، و هو منا اهل البيت;
سلمان فارسي همانند لقمان حکيم است - دانش اولين و آخرين را داشت و او درياي بي پاياني بود و او از ما اهلبيت است.» (3)
2- «ابوذر غفاري» است ( که عمري را در ترويج اخلاق اسلامي گذراند و خود نمونه اتم آن بود. درگيريهاي او با خليفه سوم «عثمان» و همچنين «معاويه» در مسائل اخلاقي معروف است; و سرانجام جان خويش را نيز بر سر اين کار نهاد.
3 - «عمار ياسر» است که سخن اميرمؤمنان علي عليه السلام درباره او و يارانش مقام اخلاقي آنها را روشن ميسازد، فرمود:
«اين اخواني الذين رکبوا الطريق ومضوا علي الحق، اين عمار...ثم ضرب يده علي لحيته الشريفة الکريمة فاطال البکاء، ثم قال: اوه علي اخواني الذين تلوا القران فاحکموه، وتدبروا الفرض فاقاموه، احيوا السنة واماتوا البدعة; کجا هستند برادران من! همانها که سواره به راه ميافتادند و در راه حق گام بر ميداشتند، کجاست عمار ياسر!... سپس دستبه محاسن شريف خود زد و مدت طولاني گريست، پس از آن فرمود: آه بر برادرانم همانها که قران را تلاوت ميکردند و به کار ميبستند، در فرائض دقت ميکردند و آن را به پا ميداشتند، سنتها را زنده کرده،و بدعتها را ميراندند». (4)
4. «نوف بکالي» که بعد از سنه 90 هجري چشم از جهان پوشيد، و داراي مقام والايي در زهد و عبادت و علم اخلاق است.
5. «محمد بن ابيبکر» که راه و روش خود را از اميرمؤمنان علي عليه السلام ميگرفت و در زهد و عبادت گام در جاي گامهاي او مينهاد، و در روايات به عنوان يکي از شيعيان خاص علي عليه السلام شمرده شده و در اخلاق، نمونه بود.
6. «جارود بن منذر» که از ياران امام چهارم و پنجم و ششم بود و از بزرگان علما است و در علم و عمل و جامعيت مقام والائي دارد.
7. «حذيفة بن منصور» که از ياران امام باقر و امام صادق و امام کاظم: بود و درباره او گفته شده:
«او علم را از اين بزرگواران اخذ کرده و نبوغ خود را در مکارم اخلاق و تهذيب نفس نشان داد.»
8. «عثمان بن سعيد عمري» که از وکلاي چهارگانه معروف ولي عصر حضرت مهدي ارواحنافداه ميباشد، و از نوادههاي عمار ياسر بود، بعضي درباره او گفتهاند:
«ليس له ثان في المعارف والاخلاق والفقه والاحکام; او در معارف و اخلاق و فقه و احکام، دومي نداشت».
و بسياري ديگر از بزرگاني که ذکر نام همه آنها به درازا ميکشد.
ضمنا در طول تاريخ اسلام کتابهاي فراواني در علم اخلاق نوشته شده است که از آن ميان، کتب زير را ميتوان نام برد:
1. در قرن سوم کتاب «المانعات من دخول الجنة» را نوشته جعفر بن احمد قمي که يکي از علماي بزرگ عصر خود بود ميتوان نام برد.
2. در قرن چهارم کتاب «الآداب» و کتاب «مکارم الاخلاق» را داريم که نوشته «علي بن احمد کوفي» است.
3. کتاب «طهارة النفس» يا تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق نوشته ابن مسکويه متوفاي قرن پنجم از کتب معروف اين فن است; او کتاب ديگري در علم اخلاق به نام «آداب العرب و الفرس» نيز دارد که شهرتش در حد کتاب بالا نيست.
4. کتاب «تنبيه الخاطر و نزهة الناظر» که به عنوان مجموعه ورام مشهور استيکي ديگر از کتب معروف اخلاقي است که نوشته «ورام بن ابي فوارس» يکي از علماي قرن ششم است.
5. در قرن هفتم به آثار معروف خواجه نصير طوسي، کتاب اخلاق ناصري و اوصاف الاشراف و آداب المتعلمين برخورد ميکنيم که هر کدام نمونه بارزي از کتب تصنيف شده در اين علم در آن قرن است.
6. در قرون ديگر نيز کتابهايي مانند ارشاد ديلمي، مصابيح القلوب سبزواري، مکارم الاخلاق حسن بن امين الدين، والآداب الدينيه امين الدين طبرسي، و محجة البيضاء فيض کاشاني که اثر بسيار بزرگي در اين علم است، و جامع السعادات و معراج السعاده و کتاب اخلاق شبر و کتابهاي فراوان ديگر. (5)
مرحوم علامه تهراني نام دهها کتاب را که در زمينه علم اخلاق نگاشته شده است در اثر معروف خود «الذريعه» بيان نموده است. (6)
اين نکته نيز حائز اهميت است که بسياري از کتب اخلاقي به عنوان کتب سير و سلوک، و بعضي تحت عنوان کتب عرفاني انتشار يافته است، و نيز بعضي از کتابها فصل يا فصول مهمي را به علم اخلاق تخصيص داده بي آن که منحصر به آن باشد که نمونه روشن آن کتاب بحار الانوار و اصول کافي است که بخشهاي زيادي از آن در زمينه مسائل اخلاقي ميباشد و از بهترين سرمايهها براي اين علم محسوب ميشود.
............................................................
پينوشتها
1. سوره قلم، آيه4.
2. رساله حقوق امام سجاد(ع) و دعاي مکارم الاخلاق و بسياري از دعاها و مناجاتهاي ديگر نيز در طليعه آثار معروف اخلاقي در اسلام قرار دارند که هيچ اثري با آنها برابري نميکند.
3. بحار، ج 22، ص 391.
4. نهج البلاغه، خطبه 182.
5. تلخيص و اقتباس با تغييرات و اضافاتي از کتاب «تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام»، فصل آخر.
6. الذريعه، جلد اول.
منبع: پايگاه حوزه
کمک و هدایای مالی به سایت جهت پیشرفت:
6037998157379727 (بانک ملی بنام سیدمحمدموسوی )
روابط عمومی گروه : 09174009011
شماره نوبت استخاره: 09102506002
آیدی همه پیام رسانها : @shiaquest
پاسخگویی سوالات شرعی: 09102506002
آدرس : استان قم شهر قم گروه پژوهشی تبارک
پست الکترونیک : [email protected]
درباره گروه تبارک
گروه تحقیقی تبارک با درک اهميت اطلاع رسـاني در فضاي وب در سال 88 اقدام به راه اندازي www.shiaquest.net نموده است. اين پايگاه با داشتن بخش های مختلف هزاران مطلب و مقاله ی علمي را در خود جاي داده که به لحاظ کمي و کيفي يکي از برترين پايگاه ها و دارا بودن بهترین مطالب محسوب مي گردد. ارائه محتوای کاربردی تبلیغ برای طلاب و مبلغان ،ارائه مقالات متنوع کاربردی پاسخگویی به سئوالات و شبهات کاربران ,دین شناسی، جهان شناسی ،معاد شناسی، مهدویت و امام شناسی و دیگر مباحث اعتقادی ،آشنایی با فرق و ادیان و فرقه های نو ظهور، آشنایی با احکام در موضوعات مختلف و خانواده و... از بخشهای مختلف این سایت است. اطلاعات موجود در این سایت بر اساس نياز جامعه و مخاطبين توسط محققين از منابع موثق تهيه و در اختيار كاربران قرار مى گيرد.