برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: شرح فرازهايي از زيارتنامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي
تاريخ پخش: 16- 11-97
بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
حاج آقاي حسيني قمي: انشاءالله به شرح اين زيارت ميپردازيم و يک خطبهاي اميرالمؤمنين در نهجالبلاغه دارند هنگامي که بدن مطهر حضرت زهرا(س) را دفن کردند، دارند که انشاءالله ميخوانيم.
ميدانيد براي دريافت معارف از مسير اهلبيت(ع) سه راه داريم. يکي روايات، زيارات، مناجات، اين سه مسير هيچ تفاوتي با هم ندارد. قال الصادق(ع) داشته باشيم يا «السلام عليک يا اهل بيت نبوه» زيارت داشته باشيم يا مناجات داشته باشيم «اللهم اني اسئلک» هيچ تفاوتي در دريافت معارف الهي در اين سه مسير وجود ندارد. ميدانيد براي نمونه عرض کنم، در بحث امام شناسي بالاترين سند، مفصل ترين سند امام شناسي در منابع ما چه زيارتنامهاتي است؟ زيارت جامعه کبيره از امام هادي(ع) است. از اين متن بالاتر نداريم. تقريباً دوست ويژگي براي امام بيان شده است.
«السلام عليکم يا اهل بيت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه» اينها ويژگي امام(ع) است. قبل از زيارت جامعه کبيره زيارتي از امام رضا داريم که شيخ صدوق نقل کردند «إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً» اين روايت هفتاد ويژگي براي امام آمده ولي در جامعه کبيره دويست ويژگي براي امام آمده است. همانطور که فقهاي ما در مسائل فقهي گاهي به روايات استناد ميکنند، گاهي به زيارات استناد ميکنند. به بخشهايي از اين جامعه کبيره استناد شده است. يا به دعاها استناد ميکنند، به صحيفه سجاديه استناد ميکنند. هيچ تفاوتي اين سه مورد با هم ندارد. يکي روايت شد، دوم زيارات شد، سوم مناجات شد. همه دريافت معارف الهي در يک مسير است.
مطلب دوم اينکه ميدانيد بحث زيارت قبور انبياء و اولياء، قبور علما و ائمه(ع) يک چيز معمولي بوده است. در جلد پنجم الغدير، مرحوم علامه اميني يک تعبيري دارد. يک بحث مفصلي در مورد زيارت دارد. ميفرمايد: «جرت السّيرة من صدر الإسلام» اين سيره مسلمانها از صدر اسلام بود که به زيارت قبور اولياء و انبياء ميرفتند. هميشه بوده و الآن هم هست. در مصر، در سوريه اينها همه شيعه نيستند. اما زيارت اولياء ميروند، رأس الحسين ميروند، سيد نفيسه ميروند، حضرت زينب ميروند، در عراق همه شيعيان نيستند و يک چيز مرسومي است.
عزيزاني که حج مشرف شده باشند، صبحها که در قبرستان بقيع باز ميشود، عدد شيعيان که ميروند در جمعيتي که هجوم ميآورند براي زيارت بقيع، عدد ما گم است. فقط اين وسط يک مخالف و فکر باطل پيدا شد، اين تيميه و بعد هم محمد بن عبدالوهاب که معروف به تفکر وهابيت است. بدون هيچ مبالغهاي ميگويم که در بحث زيارت دسته بندي به دو شکل است. يکي مسلمانها اين طرف، همه ميگويند: زيارت بوده و هست و خواهد بود. دسته دوم طرف مقابلش وهابيون و تکفيريها هستند. ابن تيميه و افکارش هست که امروز نمادش در وهابيون هست. اينطور نيست که در بحث زيارت بگوييم: شيعيان يک طرف و اهل سنت يک طرف هستند. بنابراين هيچ بحثي در زيارت نداريم.
يکي از علماي بزرگ اهل سنت محمد بن حبّان هست، وفاتش 354 است. بالاي هزار و صد سال پيش، کتابي دارد به نام «کتاب الثقات» راوياني که مورد وثوق هستند، اسامي آنجا جمع آوري شده است. روايتي دارد که ذيل شرح حال امام رضا(ع) است. ميخواهد امام رضا را معرفي کند، آيا امام رضا ثقه هست يا نه؟ ميگويد: بله، علي بن موسي الرضا من سادات اهل البيت و عقلائهم و نبلائهم يجب عن يعتبر حديثه» حديث امام رضا حتماً معتبر است. «مات بطوس» حضرت در طوس به شهادت رسيد، «من شربةٍ سقاه المأمون» به دست مأمون به شهادت رسيد، «و قبره مشهورٌ يزار» قبر امام رضا زيارتگاه است. اين عالم از علماي بسيار مهم اهل سنت است.
ميگويد: قبر امام رضا در مشهد و خراسان است، مکرر به زيارتش رفتم، نشد براي من گرفتاري پيش بيايد، مگر اينکه زيارت امام رضا رفتم و خواستم و مشکل من حل شد. «و هذا شيء جربته مراراً» مکرر براي من پيش آمد که گرفتاري پيش ميآمد و به زيارت امام رضا ميرفتم و مشکل من برطرف ميشد. آخر هم ميگويد: خداوند مرگ ما را در محبت پيامبر و اهلبيت او قرار بدهد. در بحث زيارات اولياء و انبياء، مسلمانها يک طرف هستند و وهابيها يک طرف هستند. ابن تيميه در زندان مرد، اولين مخالفت با ايشان را علماي زمان خودش داشتند. اينها را سرايت ندهيد، بله امروز ما در عالم گرفتار وهابيون و تکفيريها و داعشيها هستيم ولي گرفتاري براي آنهاست، طرف ما داعشي و تکفيري و وهابي است نه مسلمانها و اهل سنت.
يکي زيارات، دوم روايات و سوم مناجات، لذا ما زيارت رسول خدا داريم، زيارت اميرالمؤمنين چقدر داريم، زيارت امام حسين چقدر داريم. کامل الزيارت داريم، اخيراً کتابهايي چاپ کردند که موسوعه زيارات است، تمام زيارات اهلبيت را جمع آوري کردند. مثلاً رسول خدا ده پانزده زيارتنامه دارد. اميرمؤمنان همينطور، امام حسين همينطور، امام رضا همينطور، اميرمؤمنان روز عيد غدير سه تا زيارتنامه معصور دارد، يعني از امام صادق، از امام باقر، از موسي بن جعفر و امام رضا و ائمه، در کتابهايي مثل کافي مرحوم کليني، کامل الزيارات، امالي شيخ طوسي و پانزده زيارت هر امامي دارد. پيامبر دارد، اميرالمؤمنين دارد، چرا؟ چون دريايي است از معارف و يکي از راههاي دريافت معارف، زيارت است.
همه اينها را مقدمه بر اين مطلب قرار دارم. در حالي که ما موسوعه زيارات داريم و اين همه زيارات براي رسول خدا، اميرمؤمنان و امام حسين و امام رضا(ع) داريم، ولي براي مادر مظلومه، صديقه طاهره فاطمه زهرا(س) هيچ زيارتنامهاي نداريم. شايد به اين جهت که زيارتنامه را بايد کنار قبري بخوانند، قبر گمشده را کجا زيارت کنند؟ خود حضرت وصيت کرد مرا شبانه دفن کن. کسي را خبر نکن. نه قبرشان را به کسي ميگويند. نه زمان تشييع و خاکسپاري را ميگويند. صديقه طاهره(س) دو زيارتنامه دو سه خطي دارد ولي در برابر موسوعه زياراتي که گفتم که بقيه دارند، حضرت زهرا ندارد. صديقه طاهره(س) چند مبارزه کرده است، يکي سخنراني و خطبه بوده است.
يکي گفتگو با زنان مهاجر و انصار بوده است. يکي همين تشييع و دفن شبانه است و يکي همين که قبرشان مخفي است. چطور ميشود تنها يادگار پيامبر، وصيت کند که قبر من مخفي باشد؟ لذا همين الآن، همين شجره خبيثه آل سعود که حاکم بر حجاز است، اصرار دارند و ميگويند: ما حاضر هستيم قبرستان بقيع را آباد کنيم به شرطي که شما جايي را مشخص کنيد به عنوان قبر صديقه طاهره(س) که آن وصيت از بين برود.
خدا رحمت کند، اوايل انقلاب هيأتي از حجاز خدمت امام(ره) آمدند و گفتند: حاضر هستيم بقيع را بسازيم به هر شکلي که شما دوست داريد، فقط جايي را به عنوان قبر حضرت زهرا(س) مشخص کنيد. امام به مراجع قم، مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني حواله دادند. اين مرد بزرگ فرمود: اگر همه علما با اين قضيه موافقت کنند، من مخالفت ميکنم. چون خود حضرت زهرا اينطور وصيت کرد. حالا قبر مخفي و گمشده چه زيارتنامهاي بايد داشته باشد؟ ما خيلي روايت داريم که اگر کسي به صديقه طاهره سلام کند، چقدر ثواب دارد. در تهذيب شيخ طوسي و در مزار شيخ مفيد هست که کسي ميگويد: من خدمت فاطمه زهرا(س) صبح زود رفتم. حضرت بر من سلام کردند و فرمودند: براي چه صبح زود آمديد؟ گفتم: شما همه وجودتان برکت است.
آمدم برکتي کسب کنم. حضرت فرمود: بگذاريد يک حديث براي شما بخوانم. پدرم به من خبر داد کسي که بر پدرم و بر من سه روز سلام کند، خدا بهشت را بر او واجب ميکند، ميگويد: من سؤال کردم بي بي جان، آن زماني که شما و پدر بزرگوار زنده هستيد، بيايند سلام کنند؟ فرمود: نه، اگر بعد از مرگ ما هم به ما سلام کند، خدا بهشت را بر او واجب ميکند.
روايت ديگر را عماد الدين طبري در بشارة المصطفي نقل ميکند، رسول خدا فرمود: «وَ مَنْ زَارَ فَاطِمَةَ فَكَأَنَّمَا زَارَنِي» هرکس زيارت فاطمه زهرا برود و سلام کند مثل اين است که مرا زيارت کرده است. «وَ مَنْ زَارَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَكَأَنَّمَا زَارَ فَاطِمَةَ» کسي نجف برود گويي فاطمه زهرا را زيارت کرده است. «وَ مَنْ زَارَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَكَأَنَّمَا زَارَ عَلِيّاً» کسي که به کربلا و مدينه برود و حسن و حسين را زيارت کند گويي نجف رفته و اميرالمؤمنان را زيارت کرده است.
«وَ مَنْ زَارَ ذُرِّيَّتَهُمَا» کسي که نسل اينها را زيارت کند، «فَكَأَنَّمَا زَارَهُمَا» گويي امام حسن و امام حسين را زيارت کرده است. حديث سوم را سيد بن طاووس در اقبال نقل کرده است از اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(س) که رسول خدا فرمود: «يَا فَاطِمَةُ مَنْ صَلَّى عَلَيْكِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ أَلْحَقَهُ بِي حَيْثُ كُنْتَ مِنَ الْجَنَّةِ» کسي که بر تو درود بفرستد، خداوند او را مورد آمرزش قرار ميدهد و فرداي قيامت من هر مقامي در بهشت داشته باشم، آنجا او را به من ميرساند و ملحق ميکند.
شايد الآن عزيزاني که برنامه را ميبينند، بگويند: آقاي حسيني اشتباه کردي. ما خودمان به مدينه مشرف شديم و در مفاتيح بعد از زيارت حضرت رسول، مرحوم محدث قمي نقل کرده که در زيارت فاطمه زهرا(س) بگويد: «السلام عليک يا بنت رسول الله» اين در اين زيارت هست. زيارت مفصلي هم هست و شما خبر نداشتيد چنين زيارتي هست. اين زيارتنامه انشاء شيخ صدوق(ره) است. شيخ صدوق ميگويد: من به مدينه رفتم.
خواستم حضرت زهرا را زيارت کنم. ديدم فاطمه زهرا زيارتنامهاي ندارد. ميگويد ديدم شيعياني که به زيارت حضرت زهرا ميآيند، متني براي زيارت نيست. اين عبارتها را بگويم که با اين عبارات سلام بگويند.
شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه ميفرمايد: اينکه قبر حضرت زهرا(س) کجا هست، سه روايت هست. 1- بعضي ميگويند: در بقيع است. 2- بعضي ميگويند: بين قبر پيامبر و منبر پيامبر است. بعضي ميگويند: حضرت در خانهشان دفن شدند. مرحوم شيخ صدوق ميفرمايد: به نظر من صحيح اين است که حضرت در خانه دفن شدند. ميفرمايند: من حج مشرف شدم و به مدينه رفتم و به زيارت حضرت زهرا(س) رفتم، ديدم زيارتنامهاي نيست، غسل زيارت کردم، پشت به قبله و رو به خانه، چون اعتقاد دارند حضرت در خانه دفن شدند. اين زيارت را خواندم، «السلام عليک يا بنت رسول الله» شيخ صدوق ميفرمايد: من در روايات براي حضرت زهرا زيارتنامه پيدا نکردم. گفتم هرکس کتاب مرا ميخواند، همين زيارتنامهاي که انشاء کردم را بخوانند. اين زيارتنامهي دو سطري که ما الآن ميخوانيم به دست شيخ صدوق نرسيده است.
ما دو زيارتنامه دو سه خطي داريم. يکي زيارتي است که در مصباح الانوار هست و براي قرن هفتم است. امام صادق(ع) فرمود: «من زار قبر الطاهره فاطمه سلام الله عليها» هرکس قبر حضرت فاطمه را زيارت ميکند، چنين بگويد: «السلام عليك يا سيدة نساء العالمين السلام عليك يا والدة الحجج على الناس أجمعين السلام عليك أيتها المظلومة الممنوعة حقها ثم قل اللهم صل على أمتك و ابنة نبيك و زوجة وصي نبيك صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من أهل السماوات و أهل الأرضين فقد روي أن من زارها بهذه الزيارة و استغفر الله غفر الله له و أدخله الجنة» يک صلوات کوتاهي هست که براي حضرت زهرا(س) هست، اين را شيخ طوسي نقل کرده است و بسيار متن بلندي دارد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ أُمِّ أَحِبَّائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ الَّتِي انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبَ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ أَوْلَادِهَا اللَّهُمَّ وَ كَمَا جَعَلْتَهَا أُمَّ أَئِمَّةِ الْهُدَى وَ حَلِيلَةَ صَاحِبِ اللِّوَاءِ وَ الْكَرِيمَةَ عِنْدَ الْمَلَإِ الْأَعْلَى فَصَلِّ عَلَيْهَا وَ عَلَى أُمِّهَا خَدِيجَةَ الْكُبْرَى صَلَاةً تُكْرِمُ بِهَا وَجْهَ أَبِيهَا مُحَمَّد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تُقِرُّ بِهَا أَعْيُنَ ذُرِّيَّتِهَا وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّي فِي هَذِهِ السَّاعَةِ أَفْضَلَ التَّحِيَّةِ وَ السَّلَامِ»
زيارتنامه ديگر که شما ابتداي برنامه خوانديد، روايت از امام جواد(ع) است، هم شيخ طوسي در تهذيب و هم شيخ مفيد در مزار نقل کردند. يکي از نوادگان امام صادق(ع) خدمت امام جواد(ع) آمد. گفت: اگر خواستم مادر مظلومهام حضرت فاطمه زهرا(س) را زيارت کنم، چه بايد بگويم؟ حضرت فرمود: وقتي کنار قبر جدهات فاطمه زهرا(س) رفتي، «فقُل» اينطور بگو: «يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِما امْتَحَنَكِ صابِرَةً وَ زَعَمْنا انَّا لَكِ اوْلِيآءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لَكلِّ ما اتانا ابُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اتانا بِهِ وَصِيُّهُ فَانَّا نَسْئَلُكِ انْ كُنَّا صَدَّقْناكِ الَّا الْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ انْفُسَنا بِانَّا قَد طَهُرْنا بِوَلايَتِكِ» اگر سند شيخ طوسي و شيخ مفيد هم نبود، همين متن و محتوا فرياد ميزند که اين نميتواند غير از امام(ع) باشد.
ترجمه زيارت چنين است: «يا مُمْتَحَنَةُ» اي بانويي که خدا تو را امتحان کرد، «امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَكِ» امام جواد(ع) دارند مادر مظلومهشان را با يک ويژگي توصيف ميکنند، صبر در برابر اين امتحانها، خدايي که تو را آفريد، تو را امتحان کرد، قبل از اينکه تو را بيافريند. مرحوم علامه مجلي شرح مختصري دارند و فرمودند: نميدانيم در چه عالمي بوده است؟ عالم زر بوده، عالم اشباح بوده، نميدانيم، عالم انوار بوده نميدانيم.
ولي عالمي قبل از آفرينش صديقه طاهره، خدا تو را امتحان کرد، «فَوَجَدَكِ لِما امْتَحَنَكِ صابِرَةً» ولي در برابر آن امتحان صبر کردي. صبر در مراحل مختلف، در زندگي خانوادگي، در تربيت فرزند، در مسائل سياسي و برخورد با حکومت، «وَ زَعَمْنا انَّا لَكِ اوْلِيآءُ» ما يک اعتقادي داريم «زَعَمنا» عقيده ما اين است. «وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ» ما ادعا ميکنيم شيعه شما هستيم. «لَكلِّ ما اتانا ابُوكِ» دينداري صبر نياز دارد. اگر خداوند تو را امتحان کرد، ما هم عقيده داريم که شيعه شما هستيم و «مصدقون» باور داريم و در عمل هم صبر ميکنيم.
مرحوم آيت الله احمدي ميانجي، از استادشان مرحوم سيد حسين قاضي نقل ميکردند که استاد ما ميگفت: نميخواهد اينقدر دعا کنيد شيعيان اميرالمؤمنين چنين و چنان، يک مقدار دعا کنيد دوستان اميرمؤمنان، بگوييد: دوستان شايد ما جزء دوستان اميرمؤمنان به حساب بياييم.
به روز حشر که اعمال من حساب کنند *** خدا کند که مرا فاطمي خطاب کنند
از خدا ميخواهيم اما به اين سادگي نيست. محمد بن مسلم، از شاگردان امام صادق نفر اول است. اصحاب امام صادق، چهار هزار راوي حضرت دارد. محمد بن مسلم يک است و نظير ندارد. در سند شش هزار روايت حضور دارد. همين آقا به يک مناسبتي نزد قاضي دستگاه بني العباس رفت، قاضي تعجب کرد که محمد بن مسلم اينجا چه ميکند؟ تا نگاهش کرد او بود و رفيقش ابو کُريبه ازدي، گفت: خوش آمديد. جعفريان، فاطميان، تعجب است! محمد بن مسلم و رفيقش زير گريه زدند. قاضي گفت: چرا گريه کرديد؟ فرمود: ما را به کساني نسبت دادي و به ما جعفري و فاطمي گفتي، معلوم نيست امام صادق و فاطمه زهرا راضي باشند که به ما جعفري و فاطمي بگويي؟ محمد بن مسلم شاگرد اول گريه ميکرد وقتي به او جعفري ميگفتند.
در بنرهايي که براي فاطميه زديم، چه مانعي دارد به جاي اينکه هزارتا «يا فاطمه الزهرا» بزنيم، چند تا هم همين زيارتنامه دو خطي را بنويسم. «وَ زَعَمْنا انَّا لَكِ اوْلِيآءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صابِرُونَ لَكلِّ ما اتانا ابُوكِ» هرچه پدرت آورد قبول داريم. هرچه اميرمؤمنان آورد قبول داريم. اگر عدالت و انصاف آورد قبول داريم. اگر حجاب آورد قبول داريم، اخلاق آورد، قبول داريم. دينداري صبر ميخواهد. ما ميتوانيم بگوييم دربست هرچه فاطمه زهرا آورد ما قبول داريم، ايمان داريم و صبر ميکنيم.
در جامعه ما انصاف و عدالت و اخلاق هست؟ در مورد هم انصاف داريم؟ در بحث حجاب، يک جشنوارهي فجر انقلاب که پيش ميآيد، تمام بحث حجاب از بين ميرود. حضرت زهرا(س) اين را ميخواست؟ شما که رژه ثروت و تجمل و اشرافيگري و لباس داريد، فکر نميکنيد مردم بيچاره گوشت و مرغ در سفرهشان نيست، نان در سفره ندارند. با يک ميليون و دويست هزار تومان حقوق، بازنشسته، هزار گرفتاري و بدبختي دارد، آنوقت تو با يک لباست رژه ميروي؟ قيمت لباسهاي شما چقدر است که نشان ميدهيد؟ دختر و پسرهايي که شب و روز در گوشي و اينستاگرام هستند، ميبيند خانم يا آقا با اين لباس هستند. دوازده ميليون دختر و پسر مجرد آه در بساط ندارند. نان براي خوردن ندارند، تو ديگر با اين لباس و مدلينگ جگر اينها را نسوزان.
روايت را سيد بن طاووس نقل ميکند، سلمان فارسي ميگويد: به خانه فاطمه زهرا رفتم، حضرت را به مسجد بياورم. نگاه کردم چادرش دوازده وصله داشت. در روزگاري که مردم ندارند، شما هم بايد رعايت کنيد. پول لباس بعضي از اينها حقوق چند ماه يک کارگر بيچاره بازنشسته است. سلمان ميگويد: من اشکم درآمد که اين چه لباسي است. خدمت پيامبر آمديم، تا اين چهره را ديد، فاطمه زهرا به پيامبر گفت: پدرجان، سلمان از لباس من تعجب ميکند. پنج سال است ما چيزي در خانه نداريم! «فَانَّا نَسْئَلُكِ انْ كُنَّا صَدَّقْناكِ» بي بي جان ما از شما خواهش ميکنيم. اگر ما راست ميگوييم، ما ادعا ميکنيم شيعه شما هستيم و جاب ما حجاب شماست، عفاف ما عفاف شماست، ادعا ميکنيم هجده آيه سوره «هل اتي» که شما سه قرص نان خود را داديد، ما مثل شما هستيم و ادعا ميکنيم. «الَّا الْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُما لِنُبَشِّرَ انْفُسَنا بِانَّا قَد طَهُرْنا بِوَلايَتِكِ» اگر راست ميگوييم ما را به اميرمؤمنان و رسول خدا ملحق کن، آنوقت بشارت بدهيم ما به ولايت شما پاک هستيم.